فصل (49): (علم ظاهر و علم باطن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه علم میراث انبیاء است پس بدان كه انبیاء علیهم السلام دو نوع علم ساری , گاهنوشته های محمود زارعمیراث گذاشته اند :
علم ظاهر و علم باطن .
اما علم ظاهر آن علم نافعى است كه صحابه از قول و فعل رسول الله صلى الله علیه و آله اخذ كرده اند، و تابعین و ائمه سلف تتبع آن نموده اند از علم كتاب و سنت ، و بدان عمل نموده اند.
و علم باطن ، معرفت آن معانى است كه بى واسطه جبرئیل علیه السلام از غیب الغیب در مقام او ادنى در حالت الى مع الله وقت (مرا با خدا وقتى است (كه هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلى در آن حال به من نرسد)) وظیفه بدرقه جان رسول الله صلى الله علیه و آله كردند، (كه ) فاوحى الى عبده ما اوحى ،( نجم ، 10: پس وحى كرد به بنده اش آن چه را وحى كرد.) و از ولایت نبوت جرعه اى از جام مالامال بر سنت كرام بر جان جگر سوختگان اهل طلب مى ریختند كه : ما صب الله فى صدرى شیئا الا و قد صببت فى صدر على علیه السلام .

و همچنان كه علم ظاهر را انواع بسیار است ، انواع علم باطن زیاده از آن است چون علم اسلام ، و علم ایمان ، و علم احسان ، الاحسان ان تعبدالله تعالى كانك تراه ، فانك و ان لم تره فانه یراك ،( جامع الصغیر ج 1، ص 122.) و علم ورع ، و علم ایقان ، و علم عیان ، و علم عین ، و علم توبه ، و علم زهد، وعلم تقوى ، و علم اخلاص ، و علم معرفت نفس ، و علم صفات و آفات نفس ، و علم معرفت دل ، و علم صفات و اطوار و احوال دل ، و علم تزكیه و تربیت نفس ، و علم تصفیه و پرورش دل ، و علم معرفت سر و خاصیت آن ، و علم معرفت روح ، و علم تربیت و تجلیت روح ، و علم معرفت خفى و فواید آن ، و علم فرق میان خاطر نفسانى و شیطانى ، و عقلى و دلى و ایمانى ، و ملكى و روحانى ، و شیخى و رحمانى ، و علم فرق میان اشاره و الهام و خطاب و نداى هاتف و وحى و كلام حق ، و علم تهذیب اخلاق ، و علم تبدیل صفات ، و علم تخلق به اخلاق حق ، و علم مشاهدات و انواع آن ، و علم مكاشفات و تفاوت آن ، و علم توحید و مقامات آن ، و علم اسامى و صفات حق ، و علم صفات افعال ، و علم معانى صفات ، و علم تجلى صفات ، و علم تجلى ذات ، و علم احوال ، و علم قرب و بعد، و علم فناء، و علم بقاء، و علم سكر، و علم صحو، و علم معرفت و انواع آن ، و علم فناء الفناء، و علم بقاء البقاء، و علم وصول ، و غیر آن از انواع علوم لدنى و غیبى كه تعداد آن اطنابى دارد.

و این علوم را از ام الكتاب مطالعه باید كرد در مقام عندیت كه : و عنده ام الكتاب .( رعد، 39.) و غرض از جمله این علوم آن است كه سالكان محق و كاشفان محقق را به علم و علم آدم الاسماء كلها،( بقره ، 31.) به واسطه مرآت الارواح پذیراى عكس ام الكتاب و تجلى صفت رب الارباب كرامت فرماید. و تضرع و استكانت و ابتهال به درگاه حق تعالى و توسل به ارواح اولیاء و برگزیدگان درگاه اله مدخلیت بسیار دارد، و به ارشاد مرشد كاملى ، چنان چه گذشت .

تا نگرید ابر كى خندد چمن
تا نگرید طفل كى نوشد لبن
(در مثنوى در یك جا جوشد است و در جاى دیگر نوشد و در نسخه خطى این كتاب نوشد است)
تا قدم در راه ننهد مرد راه
چهره نگشاید هدایت از اله
این به آن موقوف باشد آن به این
نه چنان مطلق و نه این اینچنین


و بعضى از انواع علم باطن ذكر شد در بیان شرایط شیخى و مریدى ، و بعضى دیگر ان شاء الله تعالى ذكر خواهد شد. اما آنان كه از این سعادات محرومند و به الف و لامى چند مغرور شده چون رمزى از (این ) انواع علوم بشنوند به انكار درآیند. آرى آرى ، زبان لالان را مادرشان دانند.

چون ندیدى كهى سلیمان را
تو چه دانى زبان مرغان را


و گفته اند:
من لم یعمل كسب المجاهدة لم یحصل له المشاهدة .
( كسى كه كسب مجاهده نكند، مشاهده برایش حاصل نگردد)

رنج بردم روز و شب عمر دراز
تا به صد زارى درى كردند باز
تو بدین زودى بدین در چون رسى
وز نخستین پایه بر سر چون رسى


قال الباقر علیه السلام : الناس كلهم بهایم الا قلیل من المومنین .( كافى ج 2، ص 242.)
امام باقر علیه السلام فرمود: مردم همه حیوانند مگر اندكى از مومنان .

قال رسول الله صلى الله علیه و آله : ان من العلم كهیئة المكنون لا یعلمها الا العلماء بالله ، فاذا نطقوا بالله لا ینكره الا اهل الاغترار بالله عز و جل ، و لم یتحمله الا اهل الاعتراف بالله ، فلاتحقروا عالما آتاه الله علما. فان الله عز و جل لم یحقره اذ آتاه علما.( محجة البیضاء ج 1، ص 62، با اندكى تفاوت)


رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
همانا بخشى از علم در پوشیده است و جز علماى بالله (خداشناسان حقیقى ) كسى بدان آگاه نیست ؛ پس چون به امور الهى لب گشایند كسى جز فریفته شدگان نسبت به خداى بزرگ بدان انكار نورزد، و كسى جز اهل اعتراف به خداوند آن را تحمل ننماید ؛ پس عالمى را كه خداوند به او علمى عطا فرموده تحقیر منمایید، زیرا خداوند او را تحقیر ننموده ، چرا كه به او علمى عطا فرموده است .

هزار نكته باریك تر ز مو اینجاست
نه هر كه سر نتراشد قلندرى داند


و عن ابى هریرة : حفظت من رسول الله صلى الله علیه و آله و عائین من العلم ، اما احدهما فقد بثئته ، و اما الاخر فلو بثئته لقطع هذا البلعوم .( صحیح بخارى ج 1، ص 41، و در نسخه ها اثبته بود كه اصلاح شد) و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا من الجن و الانس ،( اقتباس از آیه 112، از سوره انعام ، و در آن عدوا شیاطین الانس و الجن است) سنة الله التى قد خلت من قبل و لن تجد لسنة الله تبدیلا.( فتح ، 23.)

و از ابى هریره نقل است كه : من دو گنجینه از علم از رسول خدا صلى الله علیه و آله حفظ كردم ، یكى از آن دو را منتشر نمودم ، و اما دیگرى را اگر منتشر مى كردم گلویم را مى بریدند. و این چنین براى هر پیامبرى دشمنى از جن و انس قرار دادیم ، و این سنت خداوند است كه در گذشته هم بوده ، و هرگز براى سنت خداوند تبدیلى نخواهى یافت .

تو راه نرفته اى از آن ننمودند
ورنه كه زد این در كه درش نگشودند


و عن الباقر علیه السلام : ان الله الحلیم العلیم انما غضبه على من لم یقبل منه رضاه ، و انما یمنع من لم یقبل منه عطاه ، و انما یضل من لم یقبل منه هداه .

و از امام باقر علیه السلام روایت است كه :
همانا خشم خداوند بردبار دانا بر كسى است كه خشنودى او را از وى نپذیرد،
و جز این نیست كه محروم مى سازد كسى را كه عطایش را از وى نپذیرد،
و جز این نیست كه گمراه مى سازد كسى را كه هدایتش را از وى قبول ننماید.

چو مستعد نظر نیستى وصال مجوى
كه جام جم نكند سود وقت بى بصرى


اى عزیز! حق سبحانه و تعالى فرموده است :
یا ایها الذین آمنوا كلوا من طیبات ما رزقناكم و اشكروا لله ان كنتم ایاه تعبدون .
( بقره ، 172.)
یحتمل ان یكون الشرطیة قیدا للامر بالاكل ، اى كلوا مما رزقناكم ان صح منكم ان تخصوه بالعبادات ، و لو لم یصح منكم ذلك بل كنتم غافلین فلا تاكلوا من مستلذاته لكونكم مرضى بالمرض الباطن ، و اذا زال المرض الباطن منكم صح لكم تناول المستلذات .

....اى كسانى كه ایمان آورده اید از پاكیزه هاى آن چه روزى شما كرده ایم بخورید و شكر خدا بجا آورید اگر چنینید كه تنها او را مى پرستید.

محتمل است كه شرط (در آخر آیه ) قید امر به خوردن باشد، یعنى از آن چه روزى شما كرده ایم بخورید اگر واقعا تنها او را به عبادت مخصوص مى گردانید، و اگر چنین چیزى از شما به صحت نپیوسته است ، بلكه غافل هستید، پس از غذاهاى لذیذ خداوند نخورید، زیرا شما به بیمارى باطنى گرفتارید، پس هرگاه بیمارى باطنى شما زایل شد تناول لذایذ براى شما صحیح خواهد بود.

پس از ازاله مرض باطنى چاره نیست ، و این موقوف است به طبیب حاذق كه سررشته در ازاله مرض باطنى داشته باشد. و از براى ازاله مرض باطنى چند طریق ذكر شد، و مختار طریقه شطار (معناى آن در جلد اول ، ص 175 گذشت) است .

اى عزیز! هیچ كس به راه حق نرفت الا آن كه جماعتى به كینه او برخاستند، و هیچ كس راه خدا نرفت الا كه مصایب و نوایب روى به وى نهاد.

خونریز بود همیشه در كشور ما
خونابه بود مدام در ساغر ما
دارى سر ما و گر نه دور از بر ما
ما دوست كشیم و تو ندارى سر ما


و هرگاه خلل در قصور فهم ایشان بود مطالعه كتب این طایفه نیز سودى نخواهد داشت ، زیرا كه آن را نمى فهمند.

گر جهان را پر در مكنون كنم
روزى تو چون نباشد چون كنم
(مثنوى دفتر اول ، ص 66 و 20.)

نكته ها چون تیغ فولاد است تیز
چون ندارى تو سپر واپس گریز
پیش این فولاد بى اسپر میا
كز بریدن تیغ را نبود حیا
(مثنوى دفتر اول ، ص 66 و 20.)


و غزالى در احیا مى گوید كه :
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله : با حذیفه اسرار الهى و از توحید تلقین مى كرد،
چون عمر آمد آن حضرت ساكت شد،
عمر گفت : یارسول الله آن چه مى فرمودى بفرما،
آن حضرت فرمودند: ان العسل یضر الرضیع .

مرغى كه خبر ندارد از آب زلال
منقار در آب شور دارد مه و سال


پس هرگاه اسرار الهى و توحید را از همچو عمرى پوشیده دارند،( این جمله دلالت بر رفعت شان او دارد، و حال آن كه حدیث مذكور بى كفایتى و عدم استعداد او را مى رساند) پس از آنان كه بجز از ایمان تقلیدى چیزى در دست ندارند البته مستور باید داشت ، كه ایمان تقلیدى موصل به جنت است ، و هر كه عوام را در خلل اندازد از جنت محروم ساخته است . و خواص را از حقیقت این ، محروم نباید داشت كه ظلم است .

تو براى وصل كردن آمدى
نى براى فصل كردن آمدى


و فى مجالس الصدوق رحمه الله : ان عیسى بن مریم علیهماالسلام قال فى بنى اسرائیل و قال : یا بنى اسرائیل لا تحدثوا بالحكمة الجهال فتظلموها، و لا تمنعوها اهلها فتظلموهم ، و لا تعینوا الظالم على ظلمه فیبطل فضلكم .( (مجالس ) صدوق ، مجلس 50، ص 271.)

و در مجالس صدوق (ره ) از حضرت عیسى بن مریم علیهماالسلام روایت است كه :
آن حضرت در میان بنى اسرائیل بپا خواست و فرمود:
اى بنى اسرائیل براى جاهلان حدیث حكمت نخوانید كه به حكمت ستم كرده اید، و حكمت را از اهلش باز ندارید كه به آنان ستم نموده اید، و ظالم را در ظلمش یارى ندهید كه فضل شما تباه خواهد شد.

شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس
كه نه هر کو ورقى خواند معانى دانست
نه هر كه چهره برافروخت دلبرى داند
نه هر كه آینه سازد سكندرى داند
هزار نكته باریكتر ز مو اینجاست
نه هر كه سر نتراشد قلندرى داند


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

و قال امیرالمؤ منین علیه السلام :
اند مجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشیة فى الطوى البعیدة .
( نهج البلاغة خطبه 5.)

و امیر مومنان علیه السلام فرمود:
من حاوى علوم پوشیده اى هستم كه اگر اظهارش بدارم شما همچون طناب آویزان در چاه هاى عمیق به اضطراب و لرزه در مى آید.

پادشاهان جهان از بدرگى
بو نبردند از شراب بندگى
ور نه ادهم وار سرگردان و دنگ
ملك را بر هم زدندى بى درنگ

(مثنوى دفتر چهارم ، ص 18. دنگ : بیهوش و دیوانه)

اى عزیز!
هر كس افسانه بخواند افسانه است
و آن كه دیدش نقد خود مردانه است
آب نیل است و به قبطى خون نمود
قوم موسى را نه خون بل آب بود
(مثنوى دفتر چهارم ، ص 2.)
گر تو هستى رازجو اى رازجو
جان فشان و خون بگرى و باز جو


شیخ شهید مجدالدین بغدادى دعا مى كرد:
الهى كار تو به علت نیست ،یا مرا از این قوم گردان ، یا مرا از نظاره كنان این قوم گردان ، آن قسم دیگر را طاقت ندارم .

گر نیم مردان ره را هیچ كس
ذكر ایشان كردنم آییس و بس
گر نیم زیشان از ایشان گفته ام
خوش دلم این قصه از جان گفته ام


اى عزیز! به قدر تصفیه دل از عوایق و علایق و شواغل و تامل بسیار در سخنان ایشان فهم معانى ظاهره روى مى نماید با آن كه سخنان این طایفه از عالم علم درایت و عیان است نه از علم درس و بیان ، و بیان آن طورى است كه هر چند از آن طور به لسان و علم و عبارت ادا شود ما زادهم الا سترا، و ما قدروا الله حق قدره ،( انعام ، 91.) بلكه مقصود گویندگان جز تنبیهى و تشویقى نباشد و الا ولى و صفات ولى و كلمات ولى را فهم نكند به جز ولى .

در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن كوتاه باید والسلام
(مثنوى ، دفتر اول ، ص 1.)


اى عزیز! این انكار به واسطه آن است كه اعتقاد ایشان به واسطه حس سمع است ، و در این مرتبه سعى و كوشش غالب باشد، و رضا و تسلیم مغلوب بود، و ریاضات و مجاهدات سخت ، و طاعات ظاهرى بسیار بود، پس هر چیزى كه به باطن تعلق دارد انكار كنند، زیرا كه این طایفه در مرتبه حس اند و از حس در نمى توانند گذشت .

چو آن كرمى كه در سنگى نهان است
زمین و آسمان او همان است


پس غم معاش و اندوه رزق و حرص و بخل و محبت سبب هر چیزى در ایشان بسیار است نظر به این كه ایشان مقصود به اسباب است ، و اعتقاد كردن بر منجم و طبیب و سایر اسباب ظاهرى در این مقام است ، و بیشتر اهل عالم در این مقامند، چنانچه امام محمد باقر علیه السلام فرمودند كه : الناس كلهم بهائم (كافى ج 2، ص 242.) - الحدیث .

اى عزیز! علم باطن نیز مراتب بسیار دارد كه همه كس قابل تحمل جمیع مراتب آن نیست .

و فى بصایر الدرجات عن جعفر، عن ابیه علیهما السلام قال : ذكر على علیه السلام التقیة فى یوم عید فقال :( در تمام مصادر حدیث چنین است : ذكرت التقیة یوما عند على بن الحسین علیهاالسلام فقال) و الله لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان لقتله ، و لقد آخى رسول الله صلى الله علیه و آله بینهما، فما ظنك بسایر الناس ؟ ان علم العلماء صعب مستصعب لا یحتمله الا ملك مقرب او نبى مرسل ، او عبد (مومن ) امتحن الله قلبه للایمان . قال : و انما صار سلمان من العلماء لانه امرو منا اهل البیت ، فلذلك یشبه العلماء.
( بصائر الدرجات ص 25، بحار ج 2، ص 190، و در آن دو: فلذلك نسبه الینا، و در كافى ج 1، ص  401: فلذلك نسبته الى العلماء است)

و در بصائر الدرجات از جعفر، علیهما السلام روایت است كه :
على علیه السلام در روز عیدى از تقیه یاد كرد و فرمود:
به خدا سوگند اگر ابوذر مى دانست آن چه را كه در دل سلمان است همانا او را مى كشت ، و حال آن كه رسول خدا صلى الله علیه و آله میان آن دو پیمان برادرى بست ، پس به سایر مردم چه گمان دارى ؟ همان علم عالمان (امامان معصوم علیهم السلام ) مشكل و غیر قابل تحمل است و جز فرشته مقرب یا پیامبر مرسل یا بنده مومنى كه خداوند قلب او را با ایمان آزموده باشد، تاب تحمل آن را ندارد. و جز این نیست كه سلمان به این دلیل از عالمان گشت كه مردى از ما خاندان است و از همین رو با عالمان شباهت دارد.

و من هنا صح ما قالوا:
و من یك ذا فم مر مریض
یجد مرا به الماء الزلالا
و از همین جاست كه صحیح مى نماید آن چه گفته اند: هر كه دهان تلخ بیمار داشته باشد، آب زلال را نیز تلخ و ناگوار مى یابد.

و فى روح الاحباب : سال ابن الكوا عن مولانا امیرالمومنین علیه السلام عن اصحاب رسول الله صلى الله علیه و آله حتى وصل الى سلمان رحمه الله ، قال علیه السلام : ادرك علم الاولین و الاخرین ، و هو بحر ینزف ، و هو منا اهل البیت .( بحار ج 22، ص 373 و 391.)

در روح الاحباب وارد است كه :
ابن كوا از امیرالمومنین علیه السلام درباره اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله پرسش نمود تا به نام سلمان (ره ) رسید،
حضرت فرمود: وى علم پیشینیان و پسینیان را درك كرد،او دریایى است كه ته نكشد ؛ او از ما خاندان است .

روى فى الكافى مثله . روى الكشى عن النبى صلى الله علیه و آله انه قال لسلمان : یا سلمان لو عرض علمك لمقداد لكفر،یا مقداد لو عرض علمك على سلمان لكفر.( رجال كشى رقم 23، و در آن على مقداد است)

و در كافى نظیر آن را روایت نموده ، و نیز كشى از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت كرده است كه به سلمان فرمود:
اى سلمان ، اگر علم تو بر مقداد عرضه شود كافر گردد،
(و به مقداد فرمود): اى مقداد، اگر علم تو بر سلمان عرضه شود كافر گردد.

پس تامل نما در حدیث ابوذر و سلمان تا بدانى كه ابوذر داخل در علمائى كه در این حدیث مراد است نیست ، زیرا كه اهل بیت در این حدیث ، اهل بیت توحید و معرفت و حكمت مراد است نه اهل بیت زن و اولاد و اهل .

و فى فردوس العارفین : و روى ان عیسى علیه السلام قال : یا صاحب الحكمة كن كالطبیب الناصح ، یضع الدواء حیث ینفع ، و یمنع حیث یضر، لا تضع الحكمة فى غیر اهلها فتكون جاهلا، و لا تمنعها عن اهلها فتكون ظالما، و لا تكشف سرك عند كل احد فتكون مفتضحا.( رك : بحار ج 2، ص 66.)

در فردوس العارفین گوید: روایت است كه عیسى علیه السلام فرمود:
اى صاحب حكمت ، مانند پزشك دلسوز باش كه دارو را آن جا كه سودمند است مى نهد، و آن جا كه زیان بخش است ممنوع مى دارد. حكمت را در میان نااهلان آن قرار مده كه جاهل خواهى بود، و آن را از اهلش بازمدار كه ظالم خواهى بوود، و راز خود را به نزد هر كس مگشا كه مفتضح و بى آبرو خواهى شد.

قال ذوالنون : رایت رجلا اسود یطوف حول البیت و هو یقول : انت انت ، انت انت ؛ و لایزید على ذلك اللفظ شیئا آخر، فقلت ، یا عبدالله اى شى ء عنیت به ؟ فانشا یقول :
بین المحبین سر لیس ینقشه (رك : بحار ج 2، ص 66.)

خط ولاقلم عنه فیحكیه
نار یقابله انس یمازجه
نور یحیره عن بعض مافیه
شوقى الیه و لا ابغى به بدلا
هذا سرائر كتمان اناجیه

ذوالنون گوید: مردى سیاه چرده را دیدم كه دور كعبه مى گشت و
مى گفت : توئى تو، توئى تو؛
و چیز دیگرى بر این لفظ نمى افزود.
گفتم : اى بنده خدا، مقصودت از این جمله چیست ؟
وى این اشعار را خواند:
میان دوستان رازى است كه هیچ خط و قلمى آن را نقش و حكایت نتوان نمود.
آتشى است دربرابر انس و در آغوش نور، كه وى را از آن چه بدان مشغول است متحیر مى سازد.
من بدو مشتاقم و بدلى برایش نمى طلبم ؛ این رازهاى پوشیده اى است كه با آن همرازم .

و لهذا قال بعضهم : من كتم اسرار ظهرت له اسرار الغیوب .

از این رو یكى از عرفا گفته : هر كه اسرار دلها را پوشیده دارد، اسرار غیبها برایش رخ نماید.

و عن على علیه السلام : العقل لمراسم العبودیة لا لادراك سر الربوبیة .

و از على علیه السلام روایت است كه :
عقل براى (شناخت و برگزارى ) مراسم عبودیت است نه براى ادراك راز ربوبیت .

رخش عقل اندر رهش افكنده سم
علت و معلول در او گشته گم

(در نسخه خطى : در او هر دو گم)

و قال مولانا امیرالمومنین علیه السلام فى وصیته لابنه الحسن علیه السلام : دع القول فیما لاتعرف ، و الخطاب فیما لم تكلف ، و امسك عن طریق اذا خفت ضلالته ، فان الكف عند حیرة الضلال خیر من ركوب الاهوال .( نهج البلاغة ، نامه 31، و درنسخه ها لاتكلف)

و مولایمان امیرمومنان علیه السلام در وصیت خود به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود:
در آن چه بدان آشنائى ندارى سخن رها كن ،
و در آن چه بدان مكلف نیستى گفتگو منما،
و از راهى كه از گمراهیش بیم دارى دست بدار،
كه خوددارى كردن به وقت حیرت گمراهى بهتر از افتادن در خطرهاست .

و این خطابات از جهت تنبیه ما كوته نظران است .
حافظ اینجا آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و مسكین غریب

...
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.





ساری , گاهنوشته های محمود زارع:مرحوم عبدالصمد همدانی که بدلیل علاقه وافر به اهل بیت پاک رسول گرامی اثر عرفانی اش نزد شیعیان اهل معنا عزت خاصی یافته است  در اثرمعروف خود یعنی بحرالمعارف بر سبیل اهالی اینگونه مباحث , مطالب بسیار خواستنی و گرانسنگی را بیادگار گذاشته است که در سنوات اخیر برای بعضی از علاقمندان مرجع تقریبا مناسبتری برای آموزش آداب سلوکی بوده است . ایشان گرچه همانند مشهورین این رشته مطالب خویش را تنظیم و تنسیخ نموده بخصوص شبیه عزیزالله نسفی که در انسان کامل با بیان ای درویش یا ای عزیز مریدان را مخاطب قرار داده و فنون و آدابی را تعلیم مینماید , اما تکیه و تاکید همدانی بر سخنان ائمه هدی علیهم السلام که در جاجای اثرش موج میزند اطمینان بیشتری را به صحت و درستی متن و بطن اثرش بمخاطب میدهد بهرحال گرچه در آن جایگاه نیستیم که ( نه در مقام تایید و یا نقد ) کل مطالب این اثر را بی عیب بدانیم , اما چون در گذشته با دوستان همراه ؛ در جلساتی که - مجال بیشتری بود - داشتیم این اثر و یکی دو اثر دیگر از دیگر بزرگان را مورد بحث و تحلیل و بیشتر , استفاده قرار میدادیم , خلاصه هایی ار این آثار هم تدارک شده بود که برای نشر آنها این خلاصه ها مناسب نبوده اند ؛  لذا ( حسب درخواست دوستان که خلاصه را خواسته بودند ) تصمیم گرفتیم که کل اثر را همانند انسان کامل نسفی در این تارنما البته بصورت بخش به بخش  , منتشر نماییم تا علاقمندانی چند بتوانند ان شاء الله از آن استفاده نمایند بخصوص آنکه ما این اثر را ( جلد دوم آنرا فعلا ) بصورت قسمت به قسمت هر از چندگاهی منتشر میکنیم . ضمنا برای سهولت دسترسی بمنابع و مآخد که بصورت جداگانه در اثر اصلی در ذیل کتاب مندرج میباشد , ما منبع را در داخل متن و جلوی هر نقل یا هر آیه و روایت و ... بلافاصله ذکر کرده ایم تا مخاطب برای اطمینان و استفاده از ماخذ مجبور نشود تا صفحه پیمایی کرده و وقتش تلف گردد
( یا الله - ساری , بهار 92 محمود زارع )



قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
...




آخرین مطالب وبلاگ:






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.