گاهی...

     بنوشته ساری ( گاهنوشتهای محمود زارع) گاهی قصد یك كاری را داری ولی نتیجه جالبی بدست می آید . فی المثل من حدود یكساعت قبل قصد داشتم یك جمله كوتاه و در عین حال نغز پیدا كرده در پشت دفترچه خودساخته راهنمای تلفن خود بنویسم ! این باعث شد كه مروری بر حدود 300 حدیث از حضرت علی ع و چند مطلب دیگر داشته باشم. از ابتداء نمی دانستم كه چنین نتیجه ای حاصل میشود و حتی هدفم نیز چنین نبود پس بشر واقعا نسبت به وقایع آینده تا حدود زیادی جاهل است !

  ایمان ناب بی طمع

     چه بنویسم و چه ننویسم . اكثر مردم ( در عمل ) هیچ چیز را باور ندارند. نه خدا و نه قیامت و نه بهشت و نه جهنم . اگر خدا خود را در فطرت آدمی نمی نهاد . اصلا یادی از او نیز نمی بود.

     پیامبران چقدر رنج كشیده اند كه باین درك رسیده بودند كه مردم به شریعت آنها وقعی نمی نهند . آن عده ای كه در عمل - شاید - ایمان دارند . بیشتر از دو زاویه است: یا میترسند و خیلی بزدلند و یا طمع بهشت و حور و غلمان دارند . راستی اگر انبیاء عظام الهی این دو حقیقت را كتمان یا پنهان میكردند. یعنی بهشت و جهنم را . جزا و پاداش را . آیا واقعا رهروی باقی میماند . كسانی كه نهشوق بهشت دارند و نه ترسی از جهنم و خدا بدلیل اینكه شایسته و سزاوار پرستش است . می پرستیدند ! اینها دیگر چه هستند و كه ؟ آیا قابل ستایش نیستند؟ چندنفرند؟! همیشه گفته ام منتظرالقائم . حجت حق امام زمان عج تنها در صورتی میتواند ظهور نماید كه تنها و تنها 313 نفر از اینگونه آدمها را این دنیا بسازد!!!


     مام جهان خاكی گویا عقیم شده از زایش این تعداد! تعدادی هم كه هستند مانند عیسی و خضر و ... هنوز تكمیل نشده اند.گفته اند یاران آنحضرت تنها 313 نفرند و اگر بتوان اسم یار را گذاشت. خوب یار مهدی عج تنها میتواند ایمان بی طمع بهشت و شجاع نا ترس از آتش دوزخ باشد. آخر كجایند این 313 نفر؟! چه رمزی چه رازی در اجتماع این تعداد از یاران وجود دارد؟!

     خدایا ! واقعا بدلیل اینكه تو سزاوار ستایشی می ستایمت. با این ادعا آیا قصد دارم دلم را خنك كنم و خود را جزء یاران قائم عج وانمود كنم؟!! خیر ! كمترین قابلیت را ندارم ! ولی باور كنید كه تاكنون اگر توجهی و عشقی و پرستشی بوده برای بهشت صرف و فرار از جهنم صرف نبوده است!! گرچه از جهنم میترسم و گرچه شوق بهشت دارم . ولی بدلیل ایمان ناكافی از نعمتهای بهشت كه نمی فهمم یعنی چه و اصلا ذهنم قدرت درك آنهمه نعمت را ندارد و از طرفی بدلیل جهالت . عمق قهر خداوندی را در غضب جهنم درك نمیكنم وگرنه خیلی از گناهان را مرتكب نمیشویم. پس بهشت و جهنم را نمیفهمم همین! از این زاویه است كه مدعی ام تاكنون اگر اخلاص و عبادتی و ستایشی و پرستشی بوده . صرفا بدان خاطر بوده كه خدا خدائی است كه تنها میتوان حلقه عبودیت اورا بر گردن آویخت! پس می بینید كه نه آنم و نه این و همین نه آنی و نه اینی . گرفتارم كرده است و خسرالدنیا والاخره ! آنچنان حضرتش را كریم یافتم كه جسارتها پیدا كردم. بخودش قسم تنها كرامتش مرا - برعكس انصاف - مغرور كرده است.

     آدمی پر طمع ام . من خدا را دوست دارم . عاشقش هستم . بنده شیطون و شرمنده و شرمگین اویم. از وقتی بیشتر شناختمش دیگر با آبروی كسی بازی نمیكنم. بد كسی را نمیگویم و بد كسی را نمیخواهم. به همین دلیل از آنهائی كه ماجراجوئی میكنند و در گزینشها و حراستها بدنبال عیب و ایرادهای خصوصی مردمند . خوشم نمی آید و تا حدودی نفرت دارم.

     بعضی ها بدلایل شخصی و بدلیل اینكه با این جماعت مشكل شخصی دارند از آنها بیزارند ولی من بدین سبب از آنها منزجرم . اگر از بیكاری دیوانه شوم مرا در این جایگاهها نخواهید دید. خدا میداند چه حیثیت ها كه برباد نداده اند . چه خلق الله هائی را كه میتوانستند با سرپوش گذاشتن بر عیب و ایرادهای آنها براه راست هدایت كنند....

     خداوند روزی را بواسطه دین و عبودیت نمی دهد. ای بسا كه به كفار و... بیشتر هم بدهد. ولی این طایفه دیگر -بقول مرحوم پدرم احمد آقای زارع- اگر بدانند كه خداوند روزی خود را در آسمان از كدام روزنه میفرستد . آنجا را كاهگل میگرند!!!

 ***

 

   الجوع خیر من الخضوع

     بنوشته ساری ( گاهنوشتهای محمود زارع) این كلامی از سوی مولا ع بود كه ورد زبان من در دوره خدمت سربازی در كردستان بود و از هر شعر . حرف . حدیث و نكته برایم قشنگ تر . زیباتر . آهنگین تر . امیدواركننده تر و هدف انگیزتر و... بوده ! الآن پس از چند سال ؟ حدود هجده سال بعد یكدفعه در یك جزوه خواندمش و خاطرات دو دهه پیش برایم زنده شد. « گرسنگی بهتر است از خضوع » آدمی بهتر است تا گرسنه باشد اما باه قربان گو و مجیزگوی دیگران نباشد!!!

 ***

دانش

     از ساری ( گاهنوشتهای محمود زارع) « دانش . روح را زنده میكند و به عقل نور میبخشد و نادانی را از بین میبرد» امام علی (ع)

     حال . دانش آیا همان دانستن است؟ بلی . اما نه ! تفكر در جهت كسب همواره دانستن ها ست . دانش در واقع دانستن مستمر بی توقف است !

     میخواهی بسوی عروس حقیقت رهنمون شوی ! برو دانش بیاموز! بهترین رهبر و راهنما دانش است . گنجی بزرگ و ناتمام است . نشانه عقل و عاقل بودن ! چرا كه هر كس دانا شد . فی الواقع عاقل گردید.

     دانش زیباست . زیبائی ئی پنهان نشدنی . مخفی نمی ماند ! تلو لؤش چشمها را خیره میكند. رابطه های ناگسستنی بوجود می آورد. همه دوست دارند در بین جمع و اجتماع . عزیز و شریف باشند! ولی بدان هیچ عزتی شریفتر از دانش نیست! میخواهی باغ بهشت را ببینی ؟! برو در مجلس دانش و دانشمندان . باغ تجار . گیلاس و آلبالوست و باغ دانشمندان نیز كتابهاشان . بطور اعم كتابها! هدایت در راه راست در طلب دانش رفتن است. هم عزت دنیا - پس دنیا هم عزتی دارد ( پس در چیست؟!) و هم كامیابی در آخرت! آخرت جای تلاش نیست . جای كامیابی است! دنیا جای تلاش و كار است و پس تلاش و جد و جهد . عزت آور است!

تلاش در راه كسب علم و معرفت و دانش!

     بعضی ها هیچوقت نخواهند مرد و همیشه زنده اند. دانشمندان هر چند كه مرده باشند ولی بواسطه آثار علمی شان همیشه زنده اند. دانشمندان كه اینهمه حلوا حلوا شده اند آنهم در كلام بزرگ اسوره تاریخ. علی ع . كدامند؟! آن افرادی كه دانش آنها از جهت اخلاقی آنها را پاك ترین مردم كرده است و از تمام مردم خیلی كمتر در حرص و آز و طمع ها فرو خفته اند!

     عجب خدای بزرگواری داریم ! آنقدر مقام دانشمندان را بالا برده است كه احترام به آنها را احترام بخود دانسته . این مطلب را من نگفته ام بلكه یك ولی خدا فرموده است كه لابد نظر حضرت حق هم هست! شب و روز هیچگاه تمامی ندارند . چون تا خدا خداست الی الابد . لابد شب و روز هم هست. باشد بهتر است! دانشمندان هم باقی هستند تا زمانیكه شب و روز باقیست!

     ولی با اینهمه هیبت و هیمنه و ارج و قرب و احترام . پس گهری گرانبهایند. عزیزان قدر دانشمندان و خردمندان و اهل علم و دانش و قلم را بدانیم . اینان چونان ستاره اند. خورشیدند. ماهند در راههای تاریك . راه می نمایند . یعنی روشنی میبخشند و راه می نمایند . ولی هیچ میدانید كه این گهر های گرانبها پشیمانترین مردمانند اگر . نادم ترین مردم هستند در دم مرگ . چنانچه به گفته هایشان عمل ننمایند! این روایت حضرت امیر ع تفسیر آیه شریفه قرآن یا بخشی از آیه شریفه است كه فرمود:« لم تقولون ما لا تفعلون » چونكه از نگاه حضرت دانشمند كسی است كه كردارش به صدق و درستی و صحت گفتارش شهادت میدهد.

     پله پله چنانچه در مكتب متعالی علوی زانو ی ادب بزنی بالا میروی ! فرمود : علم . فرمود ارزش دادند . فرمود خدا چنان توجهی دارد . فرمود باید به گفتارشان عمل كنند . چرا كه اعمال هم نیك و بد دارند و در نیكی هم حتی مراتب دارند . نیكو ترین عمل . نیكوترین سخن و ..... ترین و.....پس نیكو ترین سخن . سخنی است كه عمل نیكو آنرا تصدیق كند! چون سخنی كه با عمل توام نباشد . منفعتی ندارد. مایه گرفتاری است. مانند درختی است كه میوه ندارد . تازه در مكتب علوی یك پله بالاتر باید بروی . پرهیزگاری چی میشود؟! آخر علی ع میخواهد آدم پرورش دهد! بدون پرهیزگاری دانش رشد نمیكند . قدر دانش كم نشد. ایندو همدیگر را قطع نمیكنند بلكه در جهت تایید همدیگرند!. دانش متوقف نمیشود. در ذات خودش بسط و رشد و توسعه را دارد. دانش یك جریان است . یك مفهوم پویاست. برای رشد آن باید تزكیه داشت = تعلیم + تزكیه =

     حلم لازمه كسب دانش است . لذا لازمه دانش حلم است! پسنتیجه = علم = عمل = عمل نیكو ( سخن نیكو ) = تزكیه ( ورع ) = حلم =

     نتایج اعمال دانشمند: لغزش دانشمند ( بهمان اندازه كه دانش بزرگ و مهم و عظیم است ) جنایتی بس بزرگ است. چون لغزش آنها تمام مردم جهان را فاسد میكند!

     چنانچه به مقام دانشمند رسیدی یعنی دانش یافتی و معرفت لامحاله بقصد اصلاح قیام خواهی كرد. برای اصلاح فرد و جامعه ضرورتا بایستی خویشتن را اصلاح كرد. وگرنه چگونه رطب خورده منع رطب كند؟!

     اگر راهنما - كه در اینجا دانشمند راهنماست - غافل بماند . چگونه میتوان حتی تصور هدایت دیگران یا گمراهان را داشت!

          روایت از كتاب غررالحكم آورده شده است!



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.