ساری,گاهنوشته های محمود زارع:شرح بعضی از لغات و اصطلاحاتی که در متون قدیمی تر اهالی سلوک و عرفان بکار میرفته و غالبا هم بمعنی عمیق و سیمبلیکی , ورای آنچه از ظاهر آن پیداست , داشته را در زیر که از دست نوشته های آقای محمود زارع در سالهای گذشته بوده را انتخاب نموده و تعدادی از آن اصطلاحات را تایپ و منتشر کرده و اصل آن دست نوشته ها را - تصویر آنها را - در این پست قرار میدهیم تا اگر علاقمندانی که قصد دارند استفاده کنند بتوانند آنرا تایپ و واضحتر استفاده نمایند. مقداری را من تایپ و منتشر میکنم و بقیه را هر کسی که مایل میباشد میتواند تایپ و منتشر نماید. ( م. کنعانی )
دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

آب روان - فرح متواتر و آگاهی برعلاقه و پیوند ازلی .
آدم - جامع اسماء و صفات و مظهرخداوند.
آشنائی- تعلق بخدا و بیگانگی ازخویشتن.
آغوش- دریافت اسرار.
آئینه- مظهرعلمی یا ذهنی انسان کامل.
ابر- حجابی که سبب فضولی گردد - پرده ربوبیّت و عبودیّت.
آدمیت- معنی آدمی که در قشر بشریت مکنون است.
اراده- پدید آمدن بینشی که سالک اتصال بعالم قدس بالعروة الوثقی چنگ زند.
اثبات- اقامت احکام عبادات.
افتادگی- ظهور جلالت الهی.
انده- حیرت در میان خیر و شر.
اُنس- خوف و رجای شدید که حاصل شده باشد از جلال و جمال.
انسان- مرد کامل.
انوار- روشنی متواتر که در توجه سالک ظاهر گردد.
باده وعشق- نشئه ذکر.
باده فروش- پیر کامل و مرشد واصل.



دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

بزم- مجلس خاص اهل حق.
بقا- ثبوت خصال حمیده.
بار- عزت یافتن.
بازو- اشارات الهی مطلقا بوسیله سخن.
بام- محل تجلی پوشیده از ادراک عالمیان.
بذل- عدول از چیزی.
بوستان- محل مشاهدات.
بنفشه- تفکری که قدرت ادراک بر آن فایق آید.
بیداری- ظهور انوار فیض الهی.
بیگانگی- استواری عالم الوهیت.
بوسه- استعداد قبول، جذبۀ باطن کیفیت و معنی کلام، فیوضاتی که بر دل سالک وارد شود.
پیرخرابات- مرشد و راهنما.
پیردیر- شیخ و مراد.
پیمانه- باده حقیقت.
پیرمغان- انسان کامل، حضرت مولی.

دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

جام جهان نما- باطن مرد حق.
ترسابچه- مرد روحانی عاری از صفات ذمیمه.
جام- احوال عالم که مالامال بادۀ معرفت است.
جرعه- اسرار مقالاتی که ازسالک پوشیده مانده باشد.
جفا- پوشیده دل سالک از مشاهدات.
چشم- سیرکردن کمالت سالک، صفت الهام غیبی.
چهره- تجلیات غیر ماده درحال غیبت سالک.
حجاب- مانع راه حقیقت و وصول.
حسن- جمع کمالات در یک ذات و این خاص خداست.
خال- وحدت ذات مطلقه، عالم غیب که راهی بکُنه آن نیست.
خرابات- مقام فناء عالم معنی، باطن عارف که یکرنگ وحدت شده باشد.
خَمّار- پیرکامل و مرشد واصل.
رند- اهل رضا، خالی ازهوی و هوس،عرفا و اولیائی که وجودشان ازغبار کدورت بشریت صافیست.
زلف- کثرت مرتبه امکانیه از کلی و جزئی،معقول و محسوس، روح و جسم و جوهر و عرض.
ساقی- فیض بخش عالم معنی، فیّاض مطلق، مرشد(مفهوم اخیر بطور استعاره است).
شاهد- هرچه در دل سالک است.
شراب- غَلَیان عشق،جذبه عشق.
شمع- نور الهی.
شوق- میل تمام، طلب مدام.
صبح- طلوع احوال سالک.

دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

عاشق- آشفته جمال حق بعد از اکمال نفس و  وجود.
عارف- کسیکه فکرش متوجه عالم قدس است و وجودش مصباح فروغ حق.
عشق- دوستی محض،حُبّ الهی و معرفت واجب، معرفت که ذات واجب حقتعالی.
قُرب- نزدیکی بدرگاه الهی.
قلندر- عارف، خالی از هوی و هوس.
کعبه- مقام وصل.
کوی- جای بندگی.
لب- بطن کلام،صفت حیات.
لعل- دل درویش.
مست- اهل شوق و جذبه.
مسجد- مقام خودبینی،مانع مشاهده محبوب.
مُطرب- فیض بخش عالم معنی.
معشوق- حق، محل تجلیات که ازادراک پوشیده است.
می- ذوقی که بوسیله آن انوار معانی بر سالک ظاهرشود، نشئه ذکر.
میخانه- قلب واصلان.
میفروش- پیرکامل، مرشد واصل.

دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

میکده- مقام عشق و مستی،باطن عارف کامل که لبریز از باده حقیقت است.
وصال- مقام وحدت.
هجر- التفات باوصاف ذمیمه برای دوری از آنها.
یار- صفای روحیه.
ام الکتاب- عقل اول را ازلحاظ احاطه ای که به اشیاء دارد بنحو اجمال اوباش،ترک ثواب از انجام طاعت و هم از اجتناب معصیت درغلبه محبت و باک نداشتن از هر چه پیش آید.
بقاء- عبارتست از بدایت سیر فی الله.
باده- در اصطلاح نصرت الهی است.
پیر- بمعنی پدر است و در اصطلاح صوفیه بمعنی مرشد و راهنما است.
پلاس- بروزن مماس معروفست که پشمینه ای بود سطبر که درویشان میپوشیدند.
جام گیتی نما- باطن مرد حق و انسان کامل.
جمال- ظاهر کردن جمال معشوق است از جهت استغنای عاشق.
جلال- احتجاب حق است ازبصائر و ابصار.
خرابات- مقام فنا و بی خودی را گویند.
دلو- ناقص عقل.
ذوق- اول درجه شُهود را ذوق گویند.

دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

رند- شخصیکه ظاهرخود را سلامت دارد و باطنش سلامت باشد.
ساقی- تجلی ذات و پیرو پیغمبر را گویند.
ساغر- بر وزن لاغر پیاله شراب را گویند و در اصطلاح عرفا مراد از دل عارف است.
شراب خانه- عالم ملکوت.
صراحی- ظرف شرابست و دراصطلاح عرفا مقام اُنس را گویند.
عمی- بمعنی عدم البصر است و در اصطلاح عرفا حقیقت الحقایق است.
عقل کل و عقل اول- کنایه از نور محمّدی و جبرئیل و روح و عرش اعظم است.
عشق- فرط حُب و دوستی است.
غیبت مطلق- ذات حق است به اعتبار لاتعین.
فنا- مراد از فنا فنای عبد است درحق و فنا جهت بشریت اوست درجهت ربوبیت.
قاب قوسین- مقام قرب الهی و اسمائی است.
قلاش- بروزن فراش بی چیز و مفلس و از کاینات مجرد را گویند .در اصطلاح عرفا کسی است که از هوای نفسانی رسته باشد.
کعبه- دقایق طریقت است.
گنج- مقام عبودیت و ذات حق را گویند.
لاهوت- حیاتی که در اشیاء ساریست و وحدت محض را گویند.
لوح محفوظ- به اصطلاح صوفیه نور الهی است.
مُدخل- بضم میم، لئیم و ناکس.
می- غلبات عشق را گویند.
میکده- قدم مناجات و باطن عارف.
میخانه- باطن عارف کامل.
میفروش- پیر و مرشد.

دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

مست-فروگرفتن عشق جمیع صفات درونی وبیرونی.
بت-تجلّی روی محبوب ولطف محبوب را نیزگویند.
بتخانه-عبادتخانه باطن وعالم جبروت را گویند.
بیگانه-ازسیروسلوک بازمانده.
بتکده-باطن عارف کامل را گویند وعالم جبروت را نامند.
بوته-وجود سالک مبتدی است.
ترسا-معانی وحقایق.
ترسابچه-برید-پیک روحانی که برقلب آید وازتفرقه خلاصی دهد ونیزنتیجه حال تجلی را گویند.
ترانه-آئین محبت ورازمحبت را گویند.
جمال-ظاهرکردن جمال معشوق است ازجهت استغنای ازعاشق.
جام-احوال سالک ودل را گویند.
چلیپا-عالم طبایعی وصفات جلال است.
جنّت-مقامی که بجزحضرت،دیگری نباشد.
جلوه-تجلیات.
خمخانه-مهیط غلبات عشق که عالم قلب است.
خمکده- باطن عارف.

دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

خرابات-بمعنی شرابخانه وعبارتست ازخراب شدن صفات بشریت وفانی شدن وجود جسمانی.
خمار-رجعت ازمقام وصول به قهر.
خرقه-ترک تدبیرواجتهاد.
خواب-فنای اختیاری.
فغان-ظاهرنمودن حال درونی.
فقیری-عدم اختیاراست که علم و عمل ازاومسلوب شده باشد.
فکر-محوشدن درذکرحق.
قدح-دل و وقت رانامند.
قلّاشی-ترک مباشرت و معاشرت.
قُرب-مستغرق یاد حق شدن.
کلیسا-عالم یقین و عالم حیوانی است.
کعبه-دقایق طریقت است.
کنشت-عالم حیوان و عالم یقین را گویند.
کافر-موحّد یکرنگ را گویند که روی ازما سوی الله تاخته باشد.
گنج-مقام عبودیت وذات حق را گویند.
گناه-افتادن سالک ازسلوک.
گلزار-گشادگی.
گرسنه-مشتاق دیدار.

دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی

کرشمه-لطف محبوب و گاهی با چشم باشد.
لقا-ظهورلطف وجود معشوق.
لاابالی-باک نداشتن هرچیزی که درسلوک پیش آید بکند.
میکده-قدم مناجات و باطن عارف.
میخانه-باطن عارف کامل وعالم.
مستی-فروگرفتن عشق جمیع صفات درونی وبیرونی.
محراب-حضور.
میفروش-پیرومرشد.
مسجد ومدرسه وخانقاه-قیود و تعلقات وعبادات وجه ظاهروباطن باشد.
منبر نه پایه-عرش است.
مرغ الهی-روح است.
مغان-علامت یکرنگی ویک جهتی.
موت-ازحظوظ نفسانی گذشتن.
مرشد-آنکه هفت طور دل دیده باشد.
نماز-حضورحضرت.
مذهب ومشرب-درسیروسلوک قاصد بودنست.
نوروز-مقام وعالم تفرقه را گویند.
دیر خرابات - عالم معنی و باطن عارف کامل است.
کافر - کسی که غرق وحدت شده باشد همه چیز بغیر از حق در نظر او مستور شده باشد و نیز کسی را گویند که از جمع بفرق آمده باشد.
می و بت - دوقی را گویند که از دل عارف ظاهر گردد
زنار - کمر محبت مرشد کامل بر میان بستن و یکرنگ و جهت در دین و متابعت و یقین است .
کلیسا و کنشت - عالم یقین و مقام ظهور است
یار و دلدار و محبوب و صنم و دوست - تجلی روحی صفاتی را گویند.
غمزه و بوسه - فیض و جذبه باطن را گویند که نسبت بسالک رو بدهد.
خال - عبارت از نقطه ی وحدت حقیقی است بعضی گویند خال عبارتست از ظلمت معصیت است که میان انوار طاعت حاجب بوده و چون نیک اندک بود خال گویند.
لب و دندان - هفت صفت حیات است.
چشم و ابرو - صفت کلام غیبی را گویند که بر قلب عارف واقع شود.
.....
گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir

دستخط بابا محمود زارع . شرح اصطلاحات عرفانی


مطالب اخیر وبلاگ :



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.