دو روایت از امیرالمومنین امام علی(ع) :
□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□
و از نشانه های یکی از آنان ( پرهیزگاران ) این است که
در کار دین نیرومندش بینی و پایدار٬
نرمخوی هشیار٬
و در ایمان استوار٬
و در طلب دانش حریص و با داشتن علم بردبار٬
و در توانگری میانه روش بینی٬
و در عبادت فروتن ٬
و به درویشی نکو حالی نمودن ٬
و در سختی شکیبایی کردن
و جستجو کردن آنچه رواست٬
و شادمان بودن به رفتن راه راست .
و دوری گزیدن از طمع -که خوارکننده انسانهاست.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع


هر کس می خواهد بداند که منزلت او نزد خداوند چگونه است ٬بنگرد که در هنگام رو به رو شدن با گناهان منزلت خداوند نزد او چگونه است؟منزلت وی در پیشگاه خداوند تبارک وتعالی نیز چنین است.
منبع :....................
نهج البلاغه٬الخطبه١٩٣
الخصال۶١٧
□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□.□
در وصف امیرالمومنین علی علیه السلام :

ای وجود اقدست روح روان مصطفی
مصطفی معبود را جانان تو جان مصطفی
گر نبوت هم نصیبت داد ایزد چون گذشت
بعد بلغ انت منی از زبان مصطفی
بر سپهر دولت آن نجمی که روشن گشته است
صد چراغ از پرتوت در دودمان مصطفی
در ریاض عصمت آن نخلی که از پیوند توست
میوه های جنت اندر بوستان مصطفی
شمسه ی دین را درون حجره چون دارد مقام
از نجوم سعد پر گشت آسمان مصطفی
ای تو شهر علم را در آن که در عالم نکرد
سجده در پایت نبوسید آستان مصطفی
سایه ی تیغت که پهلو میزند در ساق عرش
ز افتاب فتنه آمد سایبان مصطفی
داد از فرعون دعوای الوهیت نشان
جز تو هر کس شد مکین اندر مکان مصطفی
گر نباشد حرمت شان نبوت در میان
فرق نتوان کرد شانت را ز شان مصطفی
من که باشم تا که گویم این زمان در مدح تو
آن چنانم من که حسان در زمان مصطفی
این گمان دارم ولی کز دولت مداحیت
هست نام علی در خاندان مصطفی
با چنین حالی که من دارم عجب نبود اگر
شامل حالم شود لطف تو و ان مصطفی
گوشه ی چشمی فکن سویم به بینائی که داد
نرگست را تازگی ز آب دهان مصطفی
جانم از اقلیم آسایش غریب آواره ایست
رحم به جان غریبم کن به جان مصطفی
تا دم آخر به سوی توست شاها روی من
وای جان من اگر آن دم نه بینی روی من
ای سلام حق ثنایت یا امیرالممنین
وی ثنا خوان مصطفایت یا امیرالمومنین
در رکوع انگشتری دادی به سایل گشته است
مهر منشور سخایت یا امیرالمومنین
صد سخی زد سکه زر بخشی اما کس نزد
کوس سر بخشی ورایت یا امیرالمومنین
گشته تسبیح ملک آهسته هر گه در نماز
بوده رازی با خدایت یا امیرالمومنین
دامن گردون شود پرزراگر تابد ازو
گوشه ی ظل عطایت یا امیرالمومنین
راست چون صبح دم روشن شود راه صواب
رایت افرازد چو رایت یا امیرالمومنین
روز رزم افکند در سرپنجه ی خورشید رای
پنجه ی ماه لوایت یا امیرالمومنین
صد ره را از پایه ی خود انتهای اوج داد
رفعت بی منتهایت یا امیرالمومنین
گه به چشم وهم میپوشد لباش اشتباه
عرش تا فرش سرایت یا امیرالمومنین
گه به حکم ظن ستون عرش را دارد بپا
بارگاه کبریات یا امیرالمومنین
چون به امرت برنگردد مهر از مغرب که هست
گردش گردون برایت یا امیرالمومنین
یافت از دست و لایت فتح بر فتح دیگر
دست در حبل ولایت یا امیرالمومنین
جان در آن حالت که از تن میبرد پیوند هست
آرزومند لقایت یا امیرالمومنین
گر مکان برتخت او ادنی کنی جایت دهند
انس و جان کانجاست جایت یا امیرالمومنین
حق شناسان گر به دست آرند معیار تو را
حد فوق ما سوی دانند مقدار تو را

" یاعلی "


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.