ارتباط با بزرگان :
 از پراکنده نوشته های توصیه آمیز پدر بما
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بدبخت و کم ظرفیت و بی شخصیت و کم مایه کسی است که اگر با بزرگی بتصادف یا از سر بختیاری و یا همه لطف خدای متعال , روبرو و آن بزرگ عنایتی داشت و مهر و لطف بتو نشان داد , ابلیس درونت شخصیت وی را بسبب همین آشنایی(ولو مختصر) اندک و خرد مینمایاند و تصور میکنی که حالا این مخاطب چندان هم شخصیت نیست ! و در ذهن خویش با او همانند باقی مخاطبین و مرتبطین معامله میکنیم !

نه ؛ هر روز و هر از گاهی به انسانهایی که بنوعی با تو در ارتباط هستند فکر کن و تمرکز و جایگاه و شآن آنها را در مقایسه با دیگران بررسی کن .
فکر نکن چون با تو هم کلام شده پس آدم کوچکی همانند خودت هست ! ( مهم )

پدر مجرب در کوره روزگار همواره بما توصیه میفرماید:
 اگر بزرگی افضل تری بشما خطابی کرد و بقول معروف آدم حسابتون کرد و شما را از روی لطف شایسته خطاب و مکالمه قرار داد , زود و هیچگاه در ذهن و ضمیر خویش ؛ رو زیاده ننمایید و حریم نگه دارید و تصور نکنید که حالا پس حتما همرده و هم شآن آن بزرگ شده اید. حریم و ادب نگه بدارید تا افتخار هم صحبتی را از کف ندهید.

چون یکی از اشکالات ارتباط بخصوص برای انسانهای بی ظرفیت یا کم ظرفیت این است که زود هوایی شده و بصرف سلام و علیک یک بزرگتری جایگاه خویش گم کرده و بخود اجازه هم رتبتی با وی میدهند.

ظرافت در این است که فکر نکنی حالا چون ترا از روی لطف مخاطب خویش ساخته پس او کسی نیست و آدم کوچکی هست همانند تو.

از جهت روانشناسی متاسفانه آدمهای بی ظرفیت و بی ادب همینکه یک آدم با شخصیتی با آنان کمی گرم گرفت , بسیاری مواقع جای و رتبت خویش فراموش میکنند و تناسب و نسبتهای ادب را کنار میگذارند و این است که کم کم از این نعمت محروم میشوند.

 باید حفظ مرتبه خود در برابر با آن بزرگ را بنمایی و خدا را همواره شکرگذار باشی که چنین آدمیزاده ای را قلبش را نسبت بتو مهربان کرده و هم صحبت با تو . اگر حریم خویش ندانی و مراعات نکنی بدبخت و احمقی هستی که جزایت محرومیت از همصحبتی با نیکان و بزرگان است.

این قدر لیاقت و بزرگی از خودت نشان بده که طرف صحبت بزرگان باشی .

ارتباط با انسانهای معمولی :

پدر همیشه میگوید :
کم کردن دامنه خواهش و انتظار:  سرً پایداری ارتباط ؛ نداشتن انتظار در کل و انتظارات خارج از توان مردم در جزء و نیز انتظار بیجا که شکل مذموم آن است .

ایشان توصیه نمود که : 
اسرار خویش با دوستان مگوی و همیشه زمزمه میکرد در حوادثی تلخ که در پی همین مساله برای کسی ایجاد میشد که :
پدر که جان عزیزش بلب رسید چه گفت
یکـــــــی نصیحت من گوش کن تو جان پدر
اگـــــرچـه دوست عزیزست راز خود مگشای
کــــــه دوست نیز بگویـــد بدوستان دگــــــــــــر


این نصایح در دفترها و پستهای دیگر آماده تایپ و منتشر میگردد ان شاء الله ( فاطمه )
بابا محمود
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir



مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.