ساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و در تاویل الایات از امام سجاد، از پدرش ، از امیرمومنان علیهم السلام روایت است كه :
مومن در هر جا بمیرد و در هر ساعتى قبض روح شود شهید است .

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

روى الطبرسى عن العیاشى ، عن المنهال القصاب قال : قلت لابى عبد الله علیه السلام : ادع الله ان یرزقنى الله الشهادة ، فقال علیه السلام : المومن شهید ثم تلا هذه الایة : و الذین آمنوابالله و رسله اولئك هم الصدیقون و الشهداء عند ربهم لهم اجرهم و نورهم - الایة .( تاویل الایات ص 639. و آیه در سوره حدید، 19.)

و طبرسى از عیاشى ، از منهال قصاب روایت كرده است كه :
به امام صادق علیه السلام عرض كردم : برایم دعا كنید كه خداوند شهادت روزى من كند.
فرمود: مومن شهید است ،
سپس این آیه را تلاوت فرمود:
و آنان كه به خدا و رسولان او ایمان آورده اند، آنان صدیقان و شهدایند كه نزد پروردگار خود هستند، و آنان راست پاداش و نورشان .....

(حدید، 19)

وذكر ایضا عن الحارث بن المغیرة قال : كنا عند ابى جعفر علیه السلام فقال : العارف منكم هذا الامر المنتظر (له ) المحتسب فیه الخیر كم جاهد فى الله مع قائم آل محمد صلى الله علیه و آله بسیفه . ثم قال : بل و الله كمن جاهد مع رسول الله صلى الله علیه و آله بسیفه ، ثم قال : (بل ) و الله كم استشهد مع رسول الله صلى الله علیه و آله فى فسطاطه ، و فیكم نزلت آیة من كتاب الله عز و جل . قلت : و ایة آیة جعلت فداك ؟ قال : قوله عز و جل : و الذین آمنوا بالله و رسله - الایة . ثم قال : صرتم و الله صادقین شهداء عند ربكم .( تاویل الایات ص 639. و آیه در سوره حدید، 19.)

و نیز از حارث بن مغیره آورده است كه : نزد امام باقر علیه السلام بودیم ،
فرمود: آن كس از شما كه عارف به این امر ( ولایت ) و منتظر ( فرج ) باشد و انجام خوبى را به حساب آن گذارد، چون كسى است كه در راه خدا به همراه قائم آل محمد علیهم السلام با شمشیر خود جهاد كرده است .
سپس فرمود: بلكه به خدا سوگند چون كسى است كه همراه رسول خدا صلى الله علیه و آله با شمشیرش جهاد نموده .
سپس فرمود: بلكه به خدا سوگند چون كسى است كه همراه رسول خدا صلى الله علیه و آله و در ركاب آن حضرت شهید شده است .
و درباره شما آیه اى از كتاب خداى بزرگ نازل شده است .
گفتم : فدایت شوم كدام آیه ؟
فرمود: قول خداى بزرگ : و آنان كه به خدا و رسولانش ایمان آورده اند...،
سپس فرمود: به خدا سوگند، شما صادقان و شهیدان نزد پروردگارتان گشته اید.

وفى كتاب البشارات مرفوعا عن ابى حمزة قال : قلت لابى عبد الله علیه السلام : جلعت فداك كبر سنى و دق عظمى و اقترب اجلى و قد خفت ان یدركنى قبل هذا الامر الموت . قال : فقال : علیه السلام : یا اباحمزة ، او ماترى الشهداء الا من قتل ؟ قلت : نعم ، جعلت فداك . فقال علیه السلام : یا اباحمزة ، من آمن بنا و صدق حدیثنا و انتظر امرنا كان كمن قتل تحت (رایة القائم ، بل و الله تحت ) رایة رسول الله صلى الله علیه و آله .( مصدر سابق ، ص 640.)


و در كتاب بشارات به سند مرفوع از ابى حمزه روایت است كه :
به امام صادق علیه السلام گفتم : فدایت شوم سنم زیاد و استخوانم نازك شده و اجلم نزدیك گشته ، و مى ترسم پیش از فرا رسیدن این امر ( ظهور حق ) مرگم فرا رسد.
فرمود: اى اباحمزه ، مگر شهیدان را تنها كسانى مى دانى كه كشته شده اند؟
گفتم : آرى . فدایت شوم .
فرمود: اى اباحمزه ، هركس به ما ایمان آورد و حدیث ما را تصدیق كند و منتظر امر ما باشد چون كسى است كه زیر (پرچم قائم علیه السلام ، بلكه به خدا سوگند زیر) پرچم رسول خدا صلى الله علیه و آله به قتل رسیده باشد.

و عن ابى بصیر قال : قال لى الصادق علیه السلام : یا ابا محمد، ان الموت على هذا الامر شهید. قال : قلت : جعلت فداك و ان مات على فراشه ؟ قال علیه السلام : و ان مات على فراشه فانه حى یرزق .( همان كتاب، ص 640.)

و از ابى بصیر روایت است كه :
امام صادق علیه السلام به من فرمود: اى ابا محمد، كسى كه با اعتقاد به این امر (منظور بخش قبلی روایت میباشد"ف.زارع")مرده باشد شهید است ،
گفتم : فدایت شوم ، هرچند در بستر مرده باشد؟
فرمود: هرچند در بستر مرده باشد، زیرا او زنده است و روزى داده مى شود.

و سئل عن امیرالمومنین علیه السلام عن التقوى فقال علیه السلام : هو ان لو وضع عملك على طبق و لم یجعل علیه غطاء و طیف به على اهل الدنیا لما كان فیه شى ء تستحى منه .

و از امیرمومنان علیه السلام در مورد تقوا پرسش شد،
فرمود: تقوا آن است كه اگر عمل تو بر طبقى بدون سرپوش نهاده شود و در نظر اهل دنیا گردش داده شود. چیزى در آن نباشد كه از آن شرمنده شوى .

و سئل بعضهم عن التقوى فقال : هل سلكت طریقا ذا شوكة ؟ فقال السائل : نعم . قال : و ما صنعت ؟ قال : كنت اتحرز من الشوك ان یصیب رجلى . قال : كن فى دین الله كذلك لتنال درجة المتقین .
خل الذنوب صغیرها و كبیرها فهو التقى
و احذر كماش فوق ارض الشوك یحذر ما یرى
لا تحقرن صغیرة ، ان الجبال من الحصى


و یكى از آن ها (عرفا و مشایخ ) از تقوا پرسش شد،
گفت : آیا راه پر خار و خاشاك را پیموده اى ؟
سائل گفت : آرى .
گفت : چه كردى ؟
گفت : از خارها پرهیز مى كردم كه مبادا به پایم بخلد.
گفت : در دین خدا نیز چنین (با احتیاط و پرهیزكار) باش تا به درجه متقین نائل شوى .
از كوچك و بزرگ گناهان دست بكش كه این تقواست ،
و همانند كسى باشد كه بر روى زمین خاردار راه مى رود كه از هر چه مى بیند مى پرهیزد.
هرگز گناه كوچك را ناچیز مشمار كه كوهها از سنگ هاى ریز تشكیل یافته است ( و گناهان بزرگ نیز از انباشته شدن گناهان كوچك تشكیل مى یابد) .

و فى الكافى قال ابوعبدالله علیه السلام : لیس منا - و لا كرامة - من كان فى مصر فیه مائة الف او یزیدون و كان فى ذلك المصر احدا ورع منه .( كافى ، ج 2، ص 78.)


و امام صادق علیه السلام فرمود:
از ما نیست - كرامتى هم ندارد - كسى كه در یك شهر صد هزار نفرى یا بیشتر زندگى كند و در آن شهر از او پرهیزكارتر وجود داشته باشد.

حدث بشر بن الحارث قال : رایت فى طریقى شابا یقاسى مسكنة وشدة على نفسه ، فتقدمت الیه و قلت : یافتى من این ؟ قال : من عنده . قلت : فالى این ؟ قال : الیه . قلت : ففیما النجاة ؟ قال : فى الزهد. قلت : فكیف الوصول ؟ قال : بالمراقبة و التقوى . قلت : اوصنى بشى ء. قال : تستوصى انت ؟ قلت : نعم . قال : فر من الخلق ، و عامل الله بالصدق . قلت : فتاذن لى فى صحبتك ؟ قال : آمرك ان تفر من الخق و اصحبك ! ولكن خصلة واحدة ان لا انساك و لا تنسانى ، و مضى على وجهه .

بشر بن حارث گوید:
در راه جوانى را دیدم كه با تهیدستى و سختى بسیار بر خود دست به گریبان بود.
نزدیك وى شدم ، گفتم : اى جوان از كجا مى آیى ؟
گفت : از نزد او.
گفتم : به كجا مى روى ؟
گفت : به سوى او.
گفتم : نجات در چیست ؟
گفت : درزهد.
گفتم : وصول چگونه دست مى دهد؟
گفت : با مراقبت و تقوا.
گفتم : مرا سفارشى نما.
گفت : تو از من سفارش مى طلبى ؟
گفتم : آرى .
گفت : از خلق بگریز، و با خدا با راستى معامله كن .
گفتم : اجازه مى دهى همراه تو باشم ؟
گفت : تو را به گریز از خلق دستور میدهم حال خود همنشین توشوم ! ولى یك خصلت میان من و تو باشد و آن این كه من تو را فراموش نكنم ، و تو نیز مرا فراموش نكنى . ( این را گفت ) و به راه خود ادامه داد.

و در مقصد الاقصى آورده است كه :
باید مرید
متقى و پرهیزكار باشد،
و راست كردار و راست گفتار،
و حلال خوار باشد،
و شریعت را عزیز دارد
و به یقین بداند كه هر گشایشى كه سالك را پدید آید از متابعت پیغمبر صلى الله علیه و آله پدید آید.
( مقصد الاقصى فصل دوم .)

پس اى عزیز!
بدان كه اساس جمیع طاعات و عبادات بر تقوى است ،
انما یتقبل الله من المتقین .
( مائده : 27: جز این نیست كه خداوند (عمل را) از پرهیزكاران مى پذیرد.)

قال صلى الله علیه و آله : كن ورعا تكن اعبد الناس ، كن بالعمل بالتقوى اشد اهتماما منك بالعمل بغیره ، (فانه لایقل عمل بالتقوى ) و كیف یقل عمل یتقبل ؟ (بحار الانوار ج 70، ص 286 و 285 به نقل از مشكاة الانوار.)

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
پرهیزكار باشید تا عابدترین مردم باشى .
به عمل به تقوا اهتمام بیشترى داشته باش تا عمل به غیر آن ، ( چه عمل با تقوا كم نیست ) و چگونه عملى كه مقبول واقع شده اندك باشد؟

و سئل عن الصادق علیه السلام عن التقوى فقال : ان لا یفقدك الله حیث امرك و لا یراك حیث نهاك . (بحارالانوار ج 70، ص 286 و 285 به نقل از مشكاة الانوار.)

و از امام صادق علیه السلام از تقوا پرسش شد،
فرمود: تقوا این است كه خداوند تو را در هر جا كه فرمانت داده غایب نیابد، و در هر جا كه نهیت نموده حاضر نبیند.

وفى كتاب ادب النفس عن على علیه السلام قال : كونوا بقبول العمل اشد اهتماما بالعمل ، فانه لایقبل عمل الا بالتقوى ، و كیف یقل عمل یتقبل .( آداب النفس ج 1، ص 216، و ظاهرا باید فانه لایقل عمل بالتقوى باشد.)

و دركتاب ادب النفس از على علیه السلام روایت است كه :
به پذیرفته شدن عمل بیشتر اهتمام ورزید تا خود عمل ،
چه هیچ عملى جز با تقوا پذیرفته نخواهد شد، و چگونه عملى كه پذیرفته شده اندك باشد؟

و قال بعضهم : من هتك ستر التقى لم یستره السموات العلى . و من علم ان مالك الملوك یراه لا یعمل الا ما فیه رضاه . و من رضى من الدنیا بالیسیر فقد استراح من شغل كثیر. و من اصبح على الدنیا حزینا اصبح من الله بعیدا. و من نظر فى عواقب الامور نجا من نوایب الدهور. و من لم یقنع بالقلیل وقع فى غمرة طویل . و من سل سیف التقى ضرب به اعناق الردى . و من لا یحفظ لسانه یفسد علیه شانه . و من لا یعرف موضع ضره لایعرف موضع نفعه . و من اعرض عن صحبة الفجار اعوضه الله صحبة الاخیار. و من كثر كلامة كثر سقطه . و من اخذ عزا بغیر حق اورثه الله ذلا بحق . و من ضیع ایام حرثه ندم ایام حصاده . و من توكل على غیر الله یعذبه الله به . و من اشتغل بالعام بقى عن العلام . و من رضى بالله وكیلا صار الى الله خیر دلیل ، و وجد الى كل خیر سبیلا. و من عرف حلاوة النجوى لم یجد مرارة البلوى . و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى و اضل سبیلا.( این فراز آخر عین لفظ آیه 72 از سوره اسراء است .)

و یكى از آنان (عرفا و مشایخ ) فرموده :
هركس پرده تقوا را بدرد آسمانهاى برافراشته او را نپوشانند.
و هركس بداند كه مالك الملوك او را مى بیند جز آن چه را كه مورد رضاى اوست انجام نمى دهد.
و هركس از دنیا به اندكى راضى شد از شغل و زحمت بسیار رسته است .
و هركس بر دنیا غم خورد از خداوند دور گشته است .
و هركس به آخر كارها بیندیشد از مشكلات روزگار رهایى یافته است .
و هركس به اندكى قانع نشود در گردابى عمیق درافتد.
و هركس شمشیر تقوا بركشد گردن هلاكت را با آن بزند.
و هركس زبانش را نگه ندارد كار را بر خودش فاسد مى كند.
و هركس جاى زیانش را نشناسد جاى سودش را تشخیص ندهد.
و هركس از همنشینى فاجران روى گرداند خداوند همنشینى نیكان را بدو عوض دهد.
و هر كس سخنش زیاد شود لغزشش افزون گردد.
و هركس از راه ناحق عزتى به دست آورد خداوند ذلتى به حق را بهره اش سازد.
و هركس روزهاى كشت را تباه كند به روزهاى درو پشیمان باشد.
و هركس بر غیر خدا توكل كند خداوند او را به همان كس كیفر دهد.
و هركس به عموم پردازد از حضرت علام باز ماند.
و هر كس به وكالت خدا راضى شود به خداوندى كه بهترین رهنماست بازگشت كند و به هر خیرى راه یابد.
و هركس شیرینى مناجات را چشید تلخى بلا را نخواهد دید.
و هركس در این دنیا كور ( دل ) باشد در آخرت نیز كور و گمراهتر خواهد بود.

و روى ان موسى علیه السلام قال : الهى خلقت آدم بیدك و ادخلته الجنة و فعلت معه ما فعلت من الاحسان ، ثم اخرجته منها بزلة واحدة منه ؟! فقال تعالى : یا موسى اما علمت ان الجفاء للحبیب شدید؟ لا یحتمل من الاحباء ما یحتمل من الاعداء؟ و لذا قیل : راس الوفاء ترك الجفاء.

و روایت است كه موسى علیه السلام گفت :
بارالها، آدم را به دست خود آفریدى ، به بهشتش بردى و آن همه احسان به او كردى ،
سپس به خاطر یك لغزش از آن بهشت بیرونش راندى ؟!
خداى متعال فرمود: اى موسى ، آیا ندانى كه جفاء به حبیب سخت است ؟
زیرا آن چه از دشمنان قابل تحمل است از دوستان قابل تحمل نیست .
از این رو گفته اند: راس وفا دارى ، ترك جفاكارى است .

وفى وصیة النبى صلى الله علیه و آله لابى ذر (ره ): یا اباذر من لم یات یوم القیامة بثلاث فقد خسر. قلت : و ما الثلاث ، فداك ابى و امى ؟ قال : ورع یحجزه عما حرم الله علیه ، و حلم یرد به جهل السفیه ، و خلق یدارى به الناس .( (بحار) ج 77، ص 89.)

و درسفارشات پیامبر صلى الله علیه و آله به ابى ذر ( ره ) آمده است :
اى اباذر، هر كس در قیامت سه چیز با خود نیاورد زیان كرده است .
گفتم : آن سه چیز كدام است ، پدر و مادرم فدایت ؟
فرمود:
پروایى كه او را از آن چه خدا بر او حرام نموده باز دارد،
حلمى كه جهل بیخرد را بدان دور سازد،
و اخلاقى كه بدان سبب با مردم مدارا نماید.

وفى نهج البلاغة : فانى اوصیك بتقوى الله - اى بنى - و لزوم امره ، و عمارة قلبك بذكره ، و الاعتصام بحبله ، و اى سبب اوثق من سبب بینك و بین الله ان انت اخذت به ؟ احى قلبك بالموعظة ، و الجى ء نفسك فى الامور كلها الى الهك ، فانك تلجئها الى كهف حریز و مانع عزیز. و اعلم انه لاخیر فى علم لاینفع ، و لاینتفع یعلم لایحق تعلمه . و انما قلب الحدث كالارض الخالیة ما القى فیها شى ء الا قبلته ، فبادرتك بالادب قبل ان یقسو قلبك و یشتغل لبك بجد رایك من الامر ما قد كفاك اهل التجارب بغیته و تجربته .

و در نهج البلاغة (ضمن سفارشات امیرالمومنین به امام حسن علیهما السلام ) آمده است :
فرزندم !
تو را سفارش مى كنم به تقواى الهى ،
و به آباد ساختن دلت به ذكر او،
و چنگ زدن به ریسمان او ؛
و كدام سبب محكمتر از سببى كه میان تو و خداوند است ، اگر بدان دست یازى ؟
دلت را با موعظه زنده ساز،
و در همه امور خود را به معبودت پناه ده ، كه همانا خود را به كهفى نگهدارنده و مانعى بازدارنده و توانا پناه داده اى .
و بدان ،
در عملى كه سودمند نیست خیرى نیست ،
و از علمى كه سزاوار آموختن نیست سودى برده نشود.
و جز این نیست كه دل جوان مانند زمین خالى است . چیزى در آن نیفتد جز آن كه بپذیردش ، از این رو درتادیب تو شتافتم پیش از آن كه دلت سخت شده و خردت به اندیشه در امورت مشغول گردد، تادیبى كه اهل تجربه تو را از طلب و آزمایش آن بى نیاز كرده اند.


ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه زارع
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.





ساری , گاهنوشته های محمود زارع:مرحوم عبدالصمد همدانی که بدلیل علاقه وافر به اهل بیت پاک رسول گرامی اثر عرفانی اش نزد شیعیان اهل معنا عزت خاصی یافته است  در اثرمعروف خود یعنی بحرالمعارف بر سبیل اهالی اینگونه مباحث , مطالب بسیار خواستنی و گرانسنگی را بیادگار گذاشته است که در سنوات اخیر برای بعضی از علاقمندان مرجع تقریبا مناسبتری برای آموزش آداب سلوکی بوده است . ایشان گرچه همانند مشهورین این رشته مطالب خویش را تنظیم و تنسیخ نموده بخصوص شبیه عزیزالله نسفی که در انسان کامل با بیان ای درویش یا ای عزیز مریدان را مخاطب قرار داده و فنون و آدابی را تعلیم مینماید , اما تکیه و تاکید همدانی بر سخنان ائمه هدی علیهم السلام که در جاجای اثرش موج میزند اطمینان بیشتری را به صحت و درستی متن و بطن اثرش بمخاطب میدهد بهرحال گرچه در آن جایگاه نیستیم که ( نه در مقام تایید و یا نقد ) کل مطالب این اثر را بی عیب بدانیم , اما چون در گذشته با دوستان همراه ؛ در جلساتی که - مجال بیشتری بود - داشتیم این اثر و یکی دو اثر دیگر از دیگر بزرگان را مورد بحث و تحلیل و بیشتر , استفاده قرار میدادیم , خلاصه هایی ار این آثار هم تدارک شده بود که برای نشر آنها این خلاصه ها مناسب نبوده اند ؛  لذا ( حسب درخواست دوستان که خلاصه را خواسته بودند ) تصمیم گرفتیم که کل اثر را همانند انسان کامل نسفی در این تارنما البته بصورت بخش به بخش  , منتشر نماییم تا علاقمندانی چند بتوانند ان شاء الله از آن استفاده نمایند بخصوص آنکه ما این اثر را ( جلد دوم آنرا فعلا ) بصورت قسمت به قسمت هر از چندگاهی منتشر میکنیم . ضمنا برای سهولت دسترسی بمنابع و مآخد که بصورت جداگانه در اثر اصلی در ذیل کتاب مندرج میباشد , ما منبع را در داخل متن و جلوی هر نقل یا هر آیه و روایت و ... بلافاصله ذکر کرده ایم تا مخاطب برای اطمینان و استفاده از ماخذ مجبور نشود تا صفحه پیمایی کرده و وقتش تلف گردد


قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )










مطالب مرتبط :



مطالب اخیر وبلاگ :


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

همیشه با کسی درد دل کنید
که دو چیز داشته باشد

یکــــــی درد 
دیـــــگری دل

غیر از این باشد به تو میخندد  



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.