ساری , گاهنوشته های محمود زارع: از حضرت رسول گرامی نقل شده : نماز رسمی , نماز نباشد !

زیرا که نمازکنان همه یکی نباشند .
یکی نماز میکند و دلی دارد که " به " است از جمله کائنات آن صفت فرشتگان مقرب دارد .

یکی نماز میکند و دلی دارد که بهائم از او " به " باشند که ( اولئک الانعام بل هم اضل سبحان الله )

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

چارپای را شبانه روزی سه (3) من کاه میدهند و دو (2) من جو که باری همچون کوه میکشد  و تو در شبانه روزی چندین نعمتهای گوناگون میخوری و کاهی نکشی .

بهائم را وعده دیدار و بقاء نداده اند و تو را وعده دیدار و بقا داده اند که ( وجوه یومئذ ناظر الی ربها ناظره )

و چارپای میگوید که بیای تا من و تو در " خانقاه طریقت " پیش " پیر حقیقت " ماجرا باز گویم تا چهارپای بدان منظوری که مردمان گویند ؛ منم یا تو ؟!

 اگر خریداری بیاید و بانگ بر من زند , در ساعت برخیزم  ( آنا و همان دم بپا و آماده میشوم )  و زهره ندارم که لحظه ای توقف کنم .

اما تو آنکسی را که یکصد و بیست و چهار هزار سوار رسالت بتو آمدند و ترا گفتند که از میل طبع و نفس برخیز ؛ بر نخاستی !

اگر استربنده , یک چوب بر من زند صد گام بدوم و یکدم باز نایستم !

ولی در شبانه روزی قرآن مجید هزار تازیانه امر و نهی بر تارک تو میزند و تو یکدم بر راه فرمان خدایتعالی نروی !

 و من آن مقدار علف که بخورم صد چندان بار بکشم ؛ تو صد گونه نعمت خوری و برابر یک لقمه ای کار حق سبحانه تعالی نکنی !

پس بحقیقت چهارپای تو باشی نه من

و در حق تو کلام ملک علام خبر میدهد که :
( یاکلون کما تاکل الانعام والنار مثوی لهم ) یعنی بشهوت رانی و شکم پرستی مانند حیوانات پرداختند , عاقبت منزل آنان آتش دوزخ خواهد بود !

بدان که تمام کار « دل » است و چنین دلی کارش چه مشکلست و بزرگان و اولیاء فرموده اند که :
در چنین دلی کینه نیست و از حسادت خبری نباشد و نیز بدبینی به بندگان خدا در آن نباشد. اگر صاحب دلی هستی که هر چند بخدای اعتقاد دارد اما درباره دیگر مومنین گاه بقبول گاه بشک و ظن خلجان دارد بدل خودت و به ضمیر خودت شک کن که آلودگی در آن کم نباشد .

از اولیاء رسیده است که در چنین دلی حب اغیار زیاد باشد حب غیرخدای بسیار در این دلها ذخیره باشد که ببندگان خدای همی قبض و بسط پیدا کرده و گاهی با روی قبول بدان متمایل میشود و گاهی با روی اعراض از آن روی بر میگرداند .

در چنین هنگامی اگر بختیار الهی باشی تا زمان منقطع نشده سریعا توبه کرده و دل خویش ببرادر ایمانی صاف کرده و خویش از شر شیطان درون میرهانی و دل پاک و صافی کنی که تنها خدای در آن باشد .

غیر خدای تنها رسولان و اولیای الهی از معصومین در ذیل محبت خدای آنهم فقط بخاطر خود صاحبدل که همان خدای باشد محبت ایجاد میشود نه غیر خدای .

جال اگر تو ( که همان دلی ) باز نسبت به احدی از بندگان لا اله الا الله گوی خدا و بخصوص خلقی از خلایق خدای که قرآن باز گوید و کلام الهی شرح کند و از سخن و سیره رسول بگوید , احساس ثقل و سنگینی کنی دیگر دل تو در اختیار تو نیست و در قباله و نکاح ابلیس است و خودت نیز در نکاح دیوی ! تو خودت دیو سیرتی پیشه کردی و آنچنان آن ملعون ابدی فکر و عمل تو را نزد تو موجه نموده که هزار محبت ظاهری به کلام الهی و سخن رسول در تو بظاهر ایجاد دارد ولی بغض آن بنده مومن را از تو نگیرد تا که ترا بنهایت فساد برساند و آنگاه حتی فرصت توبه را از تو بستاند و بدان که این از تلبیس ابلیس هست که بیکباره ظاهر شریعت و نشر سنت از تو باز نستاند بلکه محبت آن مومن شایسته را از دلت بیرون کند و تنها محبت مسلم سنت گوی را در دل تو نهاده دارد تا تو را آرام آرام تخریب کند !

ابدا موجه نیست که تو ثقل و سنگینی ایی از مومنی دردلت داشته باشی در آنصورت دلت مزرعه شیطان و مرتع ابلیس هست و بس هر چند که خویش تصور کنی بسیار خداپرست و مومن و موحدی و بدیگر مومنین و مسلمین تمایل داری !

حاشا و کلا که ایمان را بخلایق جدا و جدا نبایستی داشت که نست به بعضی حب و نسبت به احدی سنگینی و ثقل در دلت احساس کنی تا چه برسد به بعض به ان مومن خدای ناکرده !

همه اینها در اثر ریشه دوانیدن محبت اغیار میباشد و در اثر ورود محبت غیر خدا در دل تو و در اثر ریشه دوانیدن کسانی از غیر معصوم در آن هر چند که بدی ظاهری از آن نیز ندیده باشی اما این محبت بوی نبای موجب نفرت تو بدیگر مومنین گردد .

و اگر روزی احساس کردی که دخول محبت غیرمعصومی در دلت موجب ایجاد نفرت از دیگر مومنی میگردد یا باید به آن غیرمعصوم شک کنی که فردی فاسد میباشد که تنها ورود محبت افراد فاسد ( که بظاهر مومن می نمایند ) موجب میشود تا محبت افراد مومن دیگر از دلت برکنده شود و یا آنکه اگر اینگونه نیست بدل خودت و خودت مشکوک شو که همانا دلی داری چون مزرعه پربار برای ابلیس و فرزندان ابلیس که تمامگاه در آن مشغول چرا میباشند اما تو بدلیل شدت مهارت ابلیس که بزرگانی از کبار مومنین را نیز بزمین زده و فریب داده , متوجه آن نمیباشی و ای بسا که فکر میکنی مومنی و مومنان را دوست داری !

هر کس که بجایی برسد و مقامی دنیوی بدان برسد که همه این مقامات آزمایش الهی باشد اگر در آن فرصت سنت رسول برپای ندارد و همانند رسول نشست و برخاست ننماید و هزاران توجیه و دلیل بر اعراض از سنت و روش رسول برای خویش بنراشد , این کس خود در بند ابلیس هست و گاه خویش در جای ابلیس نشسته اما در هیبت ظاهری مومن ! سنت رسول ببهانه دیگر کناری نهاده نشود بلکه بهانه کناری نهاده میشود تا سنت رسول پیاده شود و بس ! این ملاکی است روشن و میزانی است برای آنکه ترا نیز بهانه ای نباشد که نمی دانستم !

نماز فی الواقع نوعی نیازست نه عادت , عادت هرگز نماز نمیتواند باشد !

هر عمل که نفس را خوش آید البته ترک آن می باید کرد اگر همه نماز باشد ( نماز فریضه از این کلمه مستثنی است ) !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir


ساری , گاهنوشته های محمود زارع
توضیح : این مطلب تلخیصی بود از یکی از نوشته های پدر که قصد آن میباشد تا اگر خدا بخواهد بصورت کتابی بچاپ برسد . البته مشغول اصلاح و ویرایش آن میباشند . تنها بخشهایی از مقدمه آن تلخیص شده است ( فاطمه زارع )

دوستان این مطالب بصورت برنامه ریزی شده در سایت برای یکماهه - چند مطلب دیگر هم هست - در وبلاگ قرار گرفت از قبل . و بر اساس تنظیمات وبلاگ در تاریخ معینی خودبخود منتشر میگردد.

مطالبی دیگر :

ساری , گاهنوشته های محمود زارع حضرت محمد ( ص ) در نگاه مبارک امام صادق (ع)

توجه: نقل این مطلب صرفا با درج لینک و ذکر نام وبلاگ بلامانع است.


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.