ساری , گاهنوشته های محمود زارع:توضیح : برای تحویل گرفتن مهندسی رزمی جزیره مجنون از بچه های اصفهان بهمراه مسئولین اصفهانی مهندسی رزمی جهاد اصفهان و یک نفر از فرماندهان ارتشی برای بررسی اوضاع و نقل و انتقال نیروهای مازندرانی  بسمت جزیره مجنون در حرکت بودیم .

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

در بین راه بمکانی رسیدیم که روی تابلویی نوشته بودند موقعیت شهید همت و یکی از دوستان همراه شروع کرد به دادن توضیحاتی درباره چگونگی شهادت این شهید بزرگوار و مدام بشوخی بمن میگفت که فلانی مطمئن باش که اینجا بمعراج خواهی رفت و شربت رو خواهی نوشید و از اینجا عمودی به مازندران برنمیگردی !

شهید گرانقدر حاج همت فرمانده لشگر 27 محمد رسول‌الله(ص) نزدکی غروب روز 17 اسفندماه 1362 بهمراه شهید میرافضلی معاون لشکر 41 ثارالله در حالیکه روی موتور سوار بودند در چهار راه محل تلاقی دو جزیره شمالی - جنوبی مجنون به شهادت رسیدند.

بعدازظهر هوا گرم بود در یکی از سوله ها در جزیره مجنون عراق بمدت 2 ساعت فرصت استراحت پیدا کردم و این شعر را که از همان موقعیت شهید همت در ماشین شروع بنوشتنش کرده بودم در اینجا بصورتی که ذیلا می آید تمام کردم که گرچه بسیار کم مایه و ناچیز و مایه خجالت میباشد اما بواسطه تداعی خاطرهای بسیار خوب زندگی ام برای من ارزشمند میباشد و آنرا منتشر میکنم .  

بیا بنشین تو ای همرازم ای دوست
صدای دلنشین سازم ای دوست

صدای ساز، آهنگ غم انگیز
برون از سینه آرد  رازم ای دوست

بیا جانا  ز چه از من  گریزان
نگشتی یكدمی دمسازم ای دوست

بیا نزدیكتر ای مامن من
فدایت باد عمر و جانم  ای دوست

شب و روز انتظارم تا بیایی
بیا پیش من ای همرازم ای دوست

بیا تا پیش پای تو بمیرم
كه تا پایان شود آغازم ای دوست

بیا بشنو به وقت مردن من
صدای آخرین آوازم ای دوست

همان لحظه كه روح از تن جدا گشت
بیا دلبر، ببین پروازم ای دوست


( در راه جزیره مجنون ؛ موقعیت شهید همت تابستان 1363  )
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.