ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بشهادت قرآن خیر و برکت در ( سمع ) گوش دادن است !
توضیح : ماه رمضان پارسال همانند سنوات گذشته جلساتی را پیرامون نگاهی به قرآن کریم با حضور تعدادی از دوستان و اقوام بصورت اختصاصی داشتیم که موضوع یکی از آن جلسات درباره " شکر " و مقام شاکرین در قرآن کریم بود که سخنانی از پدر را خلاصه کرده و طبق روال معمول با تایپ و تنظیم آنان بعد از تایید پدر آن را در وبلاگش منتشر میکنیم . ایشان در آن جلسه درباره اینکه در یک نگاه استفاده صحیح از نعمت های خداوندی را میتوان " شکر و شکرگذاری " دانست ؛ توضیحاتی را بشرح زیر درباره استفاده درست از گوش و نحوه شنیدن و یا همان قوه سامعه داده بودند که سطور اندکی از آنرا بجهت اهمیت موضوع آنهم  بطور خلاصه و حذف جزئیات ؛ در اینجا قرار میدهم . ضمنا چون خود سخنان را نوشته ام لذا متن بصورت گویشی بوده و ساختار نوشتاری و قواعد انشایی را نداشته و تنها مقداری سعی کرده ام فعل و فاعل و ... را در بازنگری سریعی که داشتم تا حدودی مراعات کنم که می بخشید .  ( فاطمه زارع )

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

اغلب  ما  فاقد  هنر  گوش  دادن  هستیم ...
بسیاری از ما هنوز بلد نیستیم چگونه بشنویم ...

شما سخن و استدلال طرف مقابل خود را گوش نمی کنید . شما اغلب دوست دارید حرف خودتان را از زبان دیگری بشنوید و کیف کنید و ...

باید دانسته باشید که ؛ شنیدن با گوش کردن متفاوته ...

شما وقتی که با ذهنیت خودت و بر اساس پیش فرضهای ذهنی خودتان ؛ سخنان و نوشته های دیگران را میشنوی و یا میخوانی و ملاحظه میکنی ؛ در واقع حرف و سخن طرف مقابل را گوش نکردی و نمیکنی . البته نمیشه گفت ذهنیت نداشته باش اما میشه گفت که باید این قدرت را داشته باشی که در زمان گوش دادن به طرف و مخاطب خود , ذهنیت خویش را ساری و جاری نکنی و لحظاتی آن ذهنیت را کنترل بکن ... پس جریان گوش دادن کار سخت و دشواری است که از عهده هر کسی بر نخواهد آمد . خیلی ساده به این موضوعات بظاهر پیش و پا افتاده مواجه نشوید...

اگر شما اینجوری گوش ندهی آنوقت قطعا درجا خواهی زد و معرفتت رشد نخواهد کرد و تفاهم بوجود نخواهد آمد و یکی از مراحل و عوامل مهم درگیر فرایند هر نوع ارتباط سالمی حذف خواهد شد و شما نمیتوانید با دیگران ارتباط درستی برقرار کنی , ...

در مناظره ها و مباحثه ها بخصوص مباحث سیاسی می بینی که طرف اصلا نمیخواهد خوب گوش بدهد و بوضوح دارد این حالت را نشان میدهد و معلومه که داره بزور و از سر استیصال و قید و اجبار ساکته و اما چه سکوتی و گوش دادنی که منتظره تا طرفش که گوینده بوده کمترین مکثی بکند تا او شروع بگفتن کند ! شما چنین فردی را فردی با صلاحیت در اظهار نظر میدانید ؟! این نحوه گوش دادن را اگر بتوان گوش دادن نامید میتوان بدان گفت مثلا  شنیدن رقابتی و یک چیزی در این مایه ها ؛ یعنی او نمیشنود تا بفهمد که طرف چه میگوید تا تفاهم بوجود آید ...

یک جور دیگه هم گوش میدهند اما خیلی منفعلانه و یخ مآبانه هست این گونه خواندن و گوش دادن و این حالتی است که طرف سخنت را میشنود و نوشته ات را میخواند و میخواهد هم بفهمد و درک هم ای بسا میکند اما عکس العملی نشان نمی دهد و تاییدی یا تکذیبی ندارد . اینجا یا طرف حسودست – که غالبا هم تجربه شده است از روی کبر و حسادتست که تاییدی , تشویقی و یا اثری نمی گذارد - و یا منفعل و یا ... و خلاصه اینجا نقص در عملکرد و ایجاد ارتباط دارد ...

نوع دیگر گوش دادن یا خواندن که درواقع نیوشا بودن را میتوان گزینه درست تر نامگذاری آن دانست , بنحوی است که طرف مقابل هم درک میکند و هم می فهمد و هم احساسات خویش را بروز داده و با تایید یا تکذیب و یا اثرگذاری خلاصه فعال بوده و اهل تفاهم و معمولا انسانهای مثبت و روش ضمیر و پاکدل این چنین هستند . این گوش دادن گوش دادن واقعی و نیوشا بودن و همان استفاده درست از گوش میباشد ...

در قرآن کریم در سوره شعرا هست که : " انهم عن السمع لمعزولون ... (1) " , یعنی آنها از سمع و شنیدن معزول هستند ! حالا آنجا درباره شیاطین این بحث را مطرح فرمود اما خود این بحث که از شنیدن کسی یا کسانی را عزل کنند بحث مهم و درخور توجه ای هست که توصیه میکنم تامل بیشتری روی این موضوع که اگر از قدرت سمع محروم باشیم و یا محروممان بکنند خدای ناکرده , بشود که در آنصورت چه اثراتی در سعادت و شقاوت ما خواهد گذارد ؟! ... حالا آنجا خداوند آنها را از سمع معزول فرمود بهمان دلیلی که هست اما فکر نمی کنید که چرا بسیاری از ما خودمان خودمانرا از شنوایی درست عزل کنیم و عاقبت عذابناکی را برای خویش فراهم کنیم ؟!  ... عده ای را خداوند از سمع معزول کرده ولی بنظر میرسد کثیری از ماها خودمان خویش را از استماع محروم و معزول کرده ایم !
 
آیه ای دیگر در سوره ملک هست که میفرماید: و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر (2)  یعنی " و می گویند : اگر ما می شنیدیم یا تعقل می کردیم ، اهل این آتش سوزنده نمی بودیم "  این آیه در بیان حال دوزخیانیست که کفر ورزیدند و دچار بدفرجامی شده و در حالی که در عذاب الهی در دوزخ و آتش هستند با پشیمانی بسیار در پاسخ دوزخبانان و نگهبانان عذاب که از آنها سوال میکنند مگر در دنیا کسی نیامده بود و شما را به این فرجام آگاه نکرده بود و بشما بیم و انذار نداده بود ؟! ضمن اعتراف به حضور انذاردهنده و پیام دهنده میگویند که اگر واقعا گوش میدادیم و اهل سمع بودیم و گوش شنوایی داشتیم , این وضعیت عاقبت ما نمیشد !!!

دقت کنید که تنها بخاطر اینکه بلد نبودند استماع کنند و یا نمی خواستند گوش دهند به سخنان که بهمین دلیل نخواستند و لذا نتوانستند ! نتوانستند بحقیقت برسند و نتوانستند فهم کنند و انسان نافهمیده همیشه بدعاقبت بوده و همه اینها بخاطر آنست که نمیخواهیم گوش دهیم و یا میخواهیم اما بلد نیستیم درست گوش کنیم . البته همه اینها برمیگردد به درگیری انسان با نفس و درونیات خویش که حتی در تنهایی و خلوت خویش هم نمیخواهد سخنی را که مثلا از مخالف خویش شنیده و یا خوانده بیطرفانه و بیغرضانه حلاجی کرده و خود را از دست تمنیات و خواسته های نفسش دمی رها کند و محبوبها و علائق و سلائق خویش را مدتی و لحظاتی – بطور موقت هم که شده – بکناری گذارد و از این حالت دگم اندیشی و جزم پیشگی بیرون آید و احتمالی – ولو با درصدهای پایین – بدهد که شاید نظر مخالف من بیغرضانه بود و سخنش درست !

بشر وقتی نساخته و نپرداخته هست این آدمیزاده ابتدائا با خودش دشمنی میکند و از جمله مهمترین دشمنی و عداوتش با خویش همین است که خودش را شنونده خوبی بار نیاورده است ! ... و در صحنه اجتماع و سیاست هم بهمین دلیل که حرف همدیگر را خوب گوش نمی دهیم لاجرم فاصله ها بیشتر شده و زبانها تیزتر در همزه و لمزه که در قرآن کریم از اینگونه آدمها با واژه شدید ( ویل ) نامبرده شده است ( ویل لکل همزه لمزه ... وای بر هر عیبجوی هرزه زبان ... ) . در تمامی جاها من که متاسفانه نمی بینم که طرفین و جناحها و علاقمندان جناحها واقعا بیطرفانه حرف همدیگر را گوش کنند و خوب گوش کنند . می بینم که بسیاری از اختلافات که همیشه هم بنفع دشمن تمام میشود در اثر همین سوء تفاهماتست و تمام این سوء تفاهمات هم اغلب در اثر خوب گوش ندادن است . پس در گوش دادن حتما و حتما ذهن خویش را - حالا اگر شده تمرین کنید موقتا – خالی از پیشداوری و ذهنیت کنید و خوب به سخن طرف گوش کنید . لازم نیست که سکوت کنی که بخواهی به طرف بفهمانی که خوب داری گوش بدهی یعنی اداء و اطوار در نیار بلکه واقعا گوش بده آنوقت آرام آرام می بینی که بسیاری از اختلافات و سوء تفاهمات برطرف میشود ...    

باز در آیه ای دیگر داریم ولهم اذان لا یسمعون بها ... (3) یعنی گوش دارند اما نمیشنوند درست مانند آنکه چشم دارند اما نمی بینند و خلاصه از درک درست معانی و مفاهیم و حقائق و واقعیات بی بهره و عاجز میمانند !

و یا باین کلام حضرت سمیع توجه کنید ! در سوره انفال احتمالا آیات 20 ببعد باید باشد که اصلا شنیدن و مقام گوش دادن را با خیر و برکت مرتبط دانسته که انسانی را که خداوند بخواهد خیری بهش برساند و او را شایسته و لایق دریافت خیری بداند و بخواهد عطایش کند , بوی گوش شنوایی میداد !
آیه اینست  ولو علم الله فیهم خیرا لاسمعهم ولو اسمعهم و لو اسمعهم لتولوا و هم معرضون (4) یعنی اگر خدا خیری در آنان می یافت ( یعنی اگر خیری در وجودشان فی الواقع بود ) آنها را  شنوا می ساخت  و تازه اگر هم آنان را شنوا ساخته بود باز هم بر می گشتند ... تعجب میکنم که چرا بچه مسلمون های ما نمیخواهند باین معارف توجه کنند منظورم اینست که عملا توجه کنند ... بسیاری , بسیار ناشنوا شده اند و خیلی جزم اندیش شده اند ! جزم اندیشی آنهاست که زبانشان را زبانی طعنه زن  و تهمت زن  و غیبت کننده نموده و متاسفانه همین وضع آنها را به انواع و اقسام عیوب عادت داده است ! ... اینکه میگویم بچه مسلمون بدلیل آنست که آنانی که مدعی مسلمونی نیستند – هر چند که شاید مسلمانند – حساب دیگری دارند و کمتر میتوان بر آنان ایراد گرفت . ایراد آنجاست که یکی در مقام ادعا بلند میشود و هی از خدا و پیغمبر و ائمه مایه میگذارد و ... اما مدعی بی علم و عملی است متاسفانه ! زشتی کار برای آنها بیشتر است آنقدر که میشود گفت گاه بقول یک بزرگی که میفرمود بسیار اخلاق و شخصیت نفرت آوری پیدا میکنند و آرام آرام میشوند عمله بی مزد و مواجب شیطان و ابلیس و از اینها باید بیشتر اندیشه کرد و از اینها بیشتر باید تبری جست ... !  

باید قدرشناس نعمات خداوندی بود والا آدمیزاده را از داشتن و دوام این عطایا محروم خواهند کرد و اینجا مقام شکر مقام استفاده بهینه از اینهاست . شایستگی و لیاقت بخرج ندهیم از ما خواهند ستاند . مگر نخوانده اید که خود خداوند فرمود که « ... اگر خداوند، شنوایی و دیدگان شما را بگیرد، اگر بر دل های شما مهر بزند، کدام معبود دیگری است که آن را به شما باز گرداند؟! » (5)

و یا یحتمل این نکته امیر کلام را خوانده باشین که فرمود : ... لا کل ذی سمع بسمیع، و لا کل ناظر مبصر! (6) یعنی اینطور نیست که هر که گوش دارد، پس حتما شنواست و یا  هر که می نگرد، پس لزما بینا هم هست ؛ نخیر ... !

یا یکجای دیگر باز از امیرالمومنین نقل شده که فرمود : گوش خود را به خوب شنیدن  عادت بده! با این تعبیر که اگر اشتباه نکنم « عود اذنک حسن الاستماع » ...  

کم گوی و به جز مصلحت خویش مگــوی
و از آن چه بپرسند یکی بیش مگـــــــوی
گــوش تـو دو دادنـد و زبان تو یـکـــــــــــی
یـعنی کـه دو بـشنو و یـکی بیش مگـوی

اللهم متعنا باسماعنا و ابصارنا و قوتنا (7) 
والسلام

محمود زارع دی ماه 92


مطلب اضافی و مرتبط :
در تفسیر نور هست که افراد لجوج، چند گروهند:
برخى حتّى حاضر به شنیدن حقّ نیستند. «لا تسمعوا لهذا القرآن»
برخى مى‏شنوند، ولى مسخره و استهزا مى‏كنند. «قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا»
برخى مى‏شنوند و مى‏فهمند، ولى تحریف مى‏كنند. «یحرّفون الكلم عن مواضعه و یقولون سمعنا و عصینا»
برخى به خاطر دلبستگى‏هاى شدید، حسادت‏ها و قساوت‏ها، قدرت تشخیص ندارند. «و جعلنا قلوبهم قاسیة»
1- از سنّت‏هاى الهى این است كه فیض خود را به افراد مستعد عطا مى‏كند و به هر كس به مقدار لیاقت و استعداد حقّ‏پذیرى كه در خود ایجاد كرده، توفیق داده و لطف مى‏كند. «و لو علم اللّه فیهم خیراً لاسمعهم»

2- زمینه‏هاى بهره‏گیرى از لطف الهى را باید خودمان به وجود آوریم. «و لو علم اللّه فیهم خیراً لاسمعهم»
3- تنها فراگیرى و شنیدن آیات ملاك نیست، حقّ‏پذیرى و تسلیم بودن نیز لازم است. «و لو أسمعهم لتولّوا»
4- خداوند از هدایت افراد مضایقه‏اى ندارد، ولى لجوجان از سخن حقّ روى برمى‏تابند. «لو علم... لاسمعهم»
5 - انسان داراى اختیار است و در برابر نداى حقّ مى‏تواند اعراض كند. «و لو اسمعهم لتولّوا و هم معرضون» (آرى، كسى كه استعداد رشد را در خود كور كند، فیض خدا را نیز نمى‏پذیرد.)


------------------------
پاورقی :
(1)    . وَ مَا تَنزََّلَتْ بِهِ الشَّیَاطِینُ* وَ مَا یَنبَغِى لهَُمْ وَ مَا یَسْتَطِیعُونَ* إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ . و آنان را نسزد و نمى‏ توانند [وحى كنند] * در حقیقت آنها از شنیدن معزول [و محروم]اند ( شعرا آیات 211 و 212 )
(2)     . وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ( ملک / 10 )
(3)     . وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ( اعراف / 179 ) - برای جهنم بسیاری از جن و انس را بیافریدیم ایشان را دلهایی است ، که بدان نمی فهمند و چشمهایی است که بدان نمی بینند و گوشهایی است که بدان نمی شنوند اینان همانند چارپایانند حتی گمراه تر از آنهایند اینان خود غافلانند .
(4)     . وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِیهِمْ خَیْرًا لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ ./ و اگر خدا خیری در آنان می یافت شنوایشان می ساخت ، و اگر هم آنان ، راشنوا ساخته بود باز هم بر می گشتند و رویگردان می شدند .
(5)    . انعام ( 6 ) : 46
(6)    . نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 87 .
(7)    . پروردگارا، ما را از گوش ها و چشم ها و نیروهایمان بهره مند بگردان



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.