ساری , گاهنوشته های محمود زارع:منتخبی از مجموعه نیایش از دست نوشته های پدر ( دلمشغولی های اسحار یا گپی دوستانه با حضرت دوست ) که سالهای پیش نوشته شده است را حسب مورد منبعد در همین تارنما منتشر میکنیم تا ان شاء الله تعالی ذوق راز و نیاز با خداوند متعال در همه ما بیشتر شود ... ( فاطمه زارع )

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع خدایا ! چه‌ تهیدستیم‌ بی‌ تو و... اما نخورده‌  ؛ مستیم‌ با تو!
ساری , گاهنوشته های محمود زارع خدایا ! ...لو كانوا یعلمون‌ ای‌ كاش‌...!  اگر بدانستمی‌ توانستمی‌!
ساری , گاهنوشته های محمود زارع الهی‌ ! تو بلائی‌، ما مبتلائیم‌، از تو جز تو خواستن‌ بیهودگی‌است‌ !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع یا قادر! قدرتی‌ بخش‌ كه‌ در میان‌ بدان‌ بتوانیم‌ باشیم‌ و لكن‌ از آنان‌نباشیم‌.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع ای‌ دانای‌ اسرار! چه‌ بگوئیم‌ و چه‌ بخواهیم‌ كه‌ تو ناگفته‌ و ناخواسته‌ مادانی‌ !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع ای‌ اله‌ ! هوی‌ و هوس‌ خویش‌ را همچو بتی‌ ستایش‌ كرده‌ و گاهی ‌پیرو اوئیم‌.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع الهی‌ ! اجل‌ فراموش‌ و امل‌ در آغوشیم‌، گویا آمده‌ایم‌ كه‌ تنها بنوشیم‌ و بپوشیم‌ !؟!!
ساری , گاهنوشته های محمود زارع پروردگارا ! اندوه‌های‌ نگفته‌ ما ؛ اینك‌ بغض‌های‌ نا سرگشوده‌اند وحجت‌های‌ نهفته ‌!
ساری , گاهنوشته های محمود زارع خدایا ! دود هوی‌ و دم‌ هوس‌، در دل‌ بی‌صفاست‌. دلی‌ از هوای ‌مصفایم‌ آرزوست‌ !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع محبوبا ! نام‌ این‌ غریب‌ را در دفتر محرمانت‌ ثبت‌ فرمای‌، تا این ‌دل‌ پررنجمان‌ ؛ طعم‌ عشق‌ و دوست‌ داشتن‌ راستین‌ رابچشد !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع ای‌ قریب‌ ! این‌ غریب‌ در دیار غربت‌ را دریاب‌ و از درد تنهایی ‌رهایی‌ بخش‌، ای‌ نزدیكتر از ما به‌ ما، ما را در دائره‌ قرب ‌خود راه‌ بخش‌ !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع خدایا ! ترا بخاطر تمام‌ آنچه‌ كه‌ بما ندادی‌ هم‌ شكر می‌كنیم‌.بویژه‌ از آن‌ ندانی‌ هایی‌ كه‌ قبلا ما به‌ الحاح‌ و التماس‌ و ازسر جهل‌ از تو درخواست‌ می‌كردیم‌ !!
ساری , گاهنوشته های محمود زارع خداوندا! به‌ داشته‌هایمان‌ - كه‌ نداریم‌ - دل‌ خوش‌ نكرده‌ایم‌، نیز به‌ عدلت‌ در زمان‌ داوری‌ خائفیم‌ و تنها چشم‌ امید و رجاء به‌ لطف‌ و كرم‌ و احسان‌ تو دوخته‌ایم‌ و بس !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع ای‌ مبدأ كل‌ ! مپسند كه‌ مخاطب‌... " فذرهم‌ یخوضّوا أو یلعبوا حتّی‌..." باشیم‌. مگو كه‌ "... پس‌ واگذارشان‌, تا فرو روند و به‌ بازی‌سرگرم‌ باشند تا.." از این‌ خطاب‌ در هراس‌ و وحشت‌ وهول‌ همیشگی‌ام‌ !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع دادارا ! به‌ توحیدت‌ گواهی‌ دهیم‌ و به‌ تحبیب‌ حبیبت‌ مشغول‌ وهمواره‌ به‌ تمجید اولیائت‌ مشغول‌، تقاضای‌ پذیرش‌شفاعتمان‌ از سوی‌ شافیان‌ روز جزا داریم‌، چرا كه‌ هیچ ‌احدالناسی‌ بدون‌ اذن‌ تو قادر به‌ شفاعت‌ نیست‌.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع غمگسارا ! چه‌ خوش‌ داریم‌ دم‌ بانگ‌ الرحیل‌، ندای‌ لاتخافوا " یت‌ " بشنویم‌ و دریابیم‌ كه‌ این‌ بنده‌ نه‌ چنان‌ است‌ كه ‌استطاعت‌ استماع  لابشری " یت "  را...! چه‌ نیكوست‌ فرشتگانت‌ پیام‌ " غم‌ مدارید " آرند و طاقت‌ لابشری‌ و" دل‌ بردار و برو" را كه‌ نداریم‌.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع پروردگارا ! شرط سفر مهیا بودن‌ است‌، اگر قلبم‌ هاجر شود از آنچه‌كه‌ هست‌ بسوی‌ آنچه‌ كه‌ باید باشد، در این‌ سفر، باطنی ‌خواهم‌ كه‌ قول‌ حق‌ را مهیا باشد. كار باطن‌ با تست‌، پس‌دستی‌ در عمق‌ باطن‌ ما ببر. ما را عزم‌ سفر بسوی‌ تست ؛ ‌اراده‌ نیز به‌ امر توست‌، تدارك‌ كار نیز به‌ لطف‌ تو!!

ساری , گاهنوشته های محمود زارع مطالب مرتبط :
... راز و نیاز ( 01 )
...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.