موسیقی محلی بوشهری + دانلود صدای شهید یحیایی ( اذان )
شهیدی که پیکرش ۹سال پس از دفن سالم مانده بود

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
بنا به درخواست اقا جمیل ما صدای شهید یحیایی ( اذان ) را برای دانلود قرار میدهیم که در متن همین پست اضافه میکنیم
عبدالنبی یحیایی (شهیدی که پیکرش ۹سال پس از دفن سالم مانده بود ) سال ۴۲ در روستای تنگ ارم شهرستان دشتستان استان بوشهر به دنیا آمد. در نوجوانی چوپانی می‌کرد و در جوانی رزمندگی.

مادر شهید عبدالنبی یحیایی
:
«خواست خدا بود که چنین بچه دل پاکی را به ما هدیه بدهد. عبدالنبی ذات خوبی داشت و ما هم سواد آنچنانی نداشتیم که بخواهیم روی تربیتش کار خاصی انجام دهیم. روستایی بودیم و غیر از رزق حلال و انجام امور مذهبی خودمان چیزی نداشتیم که به او یاد بدهیم. اما این بچه از همان دوران کودکی‌اش به نماز و روزه اهمیت زیادی می‌داد و با اینکه به مدرسه نرفته بود، سعی می‌کرد قرآن یاد بگیرد و آن را تلاوت کند.»

از وصیتنامه شهید:
خدایا به یاد تو به جبهه می‌روم نه برای انتقام‌جویی بلکه به منظور احیای دینم و تداوم انقلابم پای در کفش می‌کنم و خدا را به یاری می‌طلبم و از او می‌خواهم که هدایتم کند آنطور که خود صلاح می‌داند. هدفم خدا، مکتبم اسلام، کتابم قرآن.

موفهمیدم که قبرستان کجا است
 ‌عزیزان رفته‌اند نوبت به ما است

عزیزان می‌روند نوبت به نوبت
خوش آن روزی که نوبت بر من آید


وصیتم به تمام خانواده شهدا و اگر شهید شدم به خانواده خودم این است که در مرگ من گریه و زاری نکنند تا دشمنان اسلام خوشحال نشوند و ان شاءالله که صبر پیشه کنند و بتوانند راه شهدا را که راه حسین است بروند و اسلام را در مقابل کفر یاری دهند و از خدا پیروزی اسلام و نابودی کفر را خواهانم و خواهشی که دارم این است که اگر نصیب من شهادت شد، مرا پیش شهید یدالله تنگ ارمی دفن کنند و به خاک بسپارند.

شهید یحیایی در آخرین اعزام خود از نزدیکانش می خواهد صوت اذانش را ضبط کرده و به عنوان یادگاری نگه دارند.
 
***

موسیقی بوشهری : به قول یکی از دوستان ، موسیقی جنوب با وجود زیبایی ها و توانایی هایش متاسفانه همچنان ناشناخته باقی مانده است . تصور مخاطبان عام موسیقی از موسیقی جنوب چنان به بیراهه می رود که گاه موسیقی جنوب را ، یک موسیقی مثلا با ریتمی تند و ملودی های یکنواخت و ترانه هایی بی معنی می شناسند . چرا اصل موسیقی جنوب همچنان ناشناخته مانده سوالی است که پاسخش زمان زیادی می برد . آیا این نوع موسیقی مخاطبی ندارد ؟ با هم بخش های مختلف موسیقی بوشهر را مرور می کنیم :
 
بخش مهمى از موسیقى منطقه بوشهر را نوحه‌ها و آوازهاى مراسم عزادارى تشکیل مى‌دهد. سینه‌زنى در بوشهر همیشه با آواز توأم است. اجراى‌سنج و دمام براى خبر کردن مردم براى انجام مراسم سینه‌زنى انجام مى‌گیرد. بوق وظیفه هماهنگى را میان دو دسته مختلف به‌عهده دارد. شروع نواختن با بوق است و ختم مراسم دمام نیز با بوق انجام مى‌گیرد. محلات مختلف بوشهر در ارتباط با مراسم‌‌سنج و دمام تعصب زیادى دارند و اجازه نمى‌دهند فرد غریبه‌اى در نواختن‌سنج و دمام شرکت کند.

سبالو یکى از فرم‌هاى موسیقى محل بوشهر است. این آواز همراه با دایره و نیز خوانندگانى که دایره‌وار نشسته‌اند اجرا مى‌شود. ظاهرا سبالو متاثر از موسیقى افریقا و عرب بوده است. نوع دیگر یزله است که همراه با دست زدن انجام مى‌شود و ملودى بیش از متن داراى اهمیت مى‌باشد. " شروه " فرم دیگرى از موسیقى بوشهر است که این نوع هنوز هم در دشتستان، موطن اصلى‌اش وجود دارد. ترانه‌هاى امروزى بوشهر بیشتر از دو شاعر معروف محلى یعنى فایز و مفتون است. از مقام‌هاى سازى موسیقى بوشهر یکى حاجیونی است و دیگرى مولودی. در مولودى نوعى حرکت مخصوص دسته‌جمعى وجود دارد و در روزهاى بخصوصى مثل اعیاد مذهبى اجرا مى‌شود. شکی نیز موسیقى مراسم شادى است که بانى انبان یا نى جفتى همراه با دمام و یا دایره اجرا مى‌شود و با دست زدن همراه است.
 
نوع دیگر از موسیقى بوشهر که بانى انبان و دایره اجرا مى‌شود ، چوبى چهار دستماله است. در این نوع ، نوازندگان هنگام نواختن با حرکات منظم پا به شکل خاصى دایره‌وار حرکت مى‌کنند و حول یک محور مى‌چرخند. معمولاً چند رقصندهٔ زن در میان دایره با حرکاتى خاص رقص سنگینى را اجرا مى‌کنند، که فضاى خاصى بوجود مى‌آورد. این مقام امروز، در میان کولى‌هاى بوشهر رایج است. بندری از آهنگ‌هاى سازى منطقه بوشهر است که ریتمى تند دارد و مخصوص رقص است. سازهاى بوشهر عبارتند از : نى‌انبان، نى جفتی، نى تکی، بوق، دمام و سنج. 
نتیجه : با بررسی و گوش دادن به این نوع از موسیقی ، خواهیم دید که موسیقی بوشهری هم دارای آهنگ های شاد و هم دارای آهنگ های غمگین و با حزن و اندوه است. به نظر من علت اصلی فراموشی مخاطب از موسیقی نواحی ، عدم شناخت کافی و عدم اجرای آنها توسط خواننده های برتر کشور است. به نظر من اگر بسیاری از خواننده های بخش موسیقی اصیل ما ، لطف کنند و در پایان هر کدام از آثار خود اعم از کنسرت یا آلبوم و ... مدت کوتاهی ( مثلا ۱۰ دقیقه ) را برای موسیقی محلی ، در نظر بگیرند در شناخت بیشتر این موسیقی و زنده نگه داشتن آن خدمت بزرگی به ایرانیان ، خواهند کرد..

آواز                              : عبدالرحیم کرمی
نی انبان و نی جفتی : احمد علیشرفی
سرپرست گروه          : سعید شنبه زاده
 
 
توجه : برای دانلود روی عنوان هم میتوانید کلیک کنید تا دانلود آغاز شود

پی نوشت :
طبق تماسی که آقای سعید شنبه زاده با بنده داشتند و ایمیلی که برای من ارسال نمودند ، به من یادآوری که کردند که پژوهش این اثر ، از طرف استاد درویشی نیست که به همین خاطر آن را تصحیح کردم و البته لازم به ذکر است که اشتباه از طرف شرکت پخش کننده آلبوم بود که نام استاد درویشی را به عنوان پژوهشگر این اثر آورده است.
توجه این مطلب از وبلاگ " دوعود ساز اصیل ایرانی " که منبع آن در زیر درج شده است اقتباس شده است.


https://telegram.me/zaresari


مطالب مرتبط :
- موسیقی ای عاشقان از سامی یوسف+دانلود
- نوحه لری ای روله (رضا نقاش)+دانلود
- نوحه لری ای کفتر قشنگم (رضا نقاش)+دانلود
- نوحه لری افق غرق خونه (رضا نقاش)+دانلود
- نوحه لری عاشق و مبتلا منم (رضا نقاش)+دانلود
- نوحه لری گلم رنگ اناره (رضا نقاش)+دانلود
- موسیقی محلی بوشهر (2) + دانلود
- موسیقی محلی بوشهر (1) + دانلود
- موسیقی محمد اصفهانی(همای رحمت,دیده بگشا,فاصله)+دانلود
- لله وا (نی) مازندرانی سه اثر از استاد طیبی + دانلود
- موسیقی محلی مازندران,لالایی اثر محمود شریفی + دانلود
- موسیقی آئینی مازندران,امام رضا(ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
- نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
- موسیقی آئینی مازندران, موسی (ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
- موسیقی آئینی مازندران, شهید ( استاد اسحاقی ) + دانلود
- موسیقی محلی مازندران, ته بلاره ( عبدی) + دانلود
- موسیقی محلی مازندران, مریم بانو ( اسحاقی ) + دانلود
- موسیقی محلی مازندران, صنم ( اسحاقی ) + دانلود
- موسیقی محلی مازندران, ننجان ( ننه جان ) + دانلود
- کد آوای انتظار همراه اول آهنگهای محمدرضا اسحاقی
- نواجش محلی مازندرانی + دانلود
- لله وا مازندرانی + دانلود
- گل یاس (دانلود)
- موسیقی محلی مازندرانی- حقانی - استاد اسحاقی + دانلود
- آهنگ افغانی سرزمین من + دانلود
- موسیقی محلی مازندرانی (آق ننه)پرویز سیاهدشتی + دانلود
- موسیقی محلی مازندرانی (کتولی) شرق مازندران + دانلود
- موسیقی لری بختیاری ایرانی ام مو+دانلود
- موسیقی محلی مازندرانی ( پنج نوا ) + دانلود
- آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
- غم غربت از محمد اصفهانی
موسیقی محلی مناطق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
هرگز نمیشد باورم (سالار عقیلی) + دانلود
استاد نورمحمد درپور+ دانلود موسیقی
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
بخش موسیقی محلی در وبلاگ ما : اینجا





مطالب اخیر وبلاگ:
صنایع و بدایع ادبی . قسمت دوم
عشق فرمان یا فرمان عشق ؟!!
حجیّت شأن نزول در تفسیر قرآن
اتفاق شیاطین خونخوار
انسان کامل ( 29) رساله چهارم از جلد دوم
چشم پوشی بهترین کار
شأن نزول، فضای نزول و جوّ نزول
فلسفه یا تفلسف
سند جهالت
مزد گناه بویژه خیانت را زود در کاسه ات میگذارند!
سیر تكاملی در برزخ
تفسیر سوره مائده 05 (200)
محصولات مناطق ایران بزبان نظم
طهارت باطن
حكمت طهارت با آب
ما در آثار صنع حیــرانیــم (5)
مومنین مشرک !
ما در آثار صنع حیــرانیــم (3)
اختلاف شیعه و سنی در وضو گرفتن
تفسیر سوره مائده 04 (199)
انتظار واقعی
توجه به دردمندان و گرسنگان
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
آثار انتظار فرج
انتظار فَرَج
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
سیاست به جای هدف
معضل لجوج
شهید صدر و مروت با دشمنان
(خطورات) از آنجور حرفا ...
بدگویان ...
عرفان در شاهنامه
تفسیر سوره مائده 03 (198)
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 19 )
بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ
تفسیر سوره مائده 02 (197)
چرایی ضرورت تفسیر قرآن کریم
یا ایهاالذین آمنوا ...
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
آیا تفسیر قرآن ممكن است؟
آقایم حسین بن علی (ع) است
شعرگونه ای پیکش مولا حسین جان
تفسیر سوره مائده 01 (196)
قرآن كریم به زبان فطرت انسانها
قرآن جهانی و تفاوت زبان
مردان الهی بدنبال قدرت نیستند
آداب سخن گفتن
بی ‌معنا شدن کلمه و سلامت جامعه
حرف‌های بزرگ،سخنان تند و ... هیچ!
پیامبر شریعت سمهه و سهله




موسیقی محلی بوشهری + دانلود صدای شهید یحیایی ( اذان )
شهیدی که پیکرش ۹سال پس از دفن سالم مانده بود

بنا به درخواست اقا جمیل ما صدای شهید یحیایی ( اذان ) را برای دانلود قرار میدهیم که در متن همین پست اضافه میکنیم.

عبدالنبی یحیایی (شهیدی که پیکرش ۹سال پس از دفن سالم مانده بود ) سال ۴۲ در روستای تنگ ارم شهرستان دشتستان استان بوشهر به دنیا آمد. در نوجوانی چوپانی می‌کرد و در جوانی رزمندگی....او در اثنای عملیات والفجر ۲ به تاریخ ۸/۵/۶۲ و روی ارتفاعات حمزه کردستان عراق، برای خاموش کردن آتش مسلسل یکی از سنگرهای دشمن نارنجکی برمی‌دارد و به طرف سنگر می‌رود. اما میان خاکریز دشمن و نیروهای خودی مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار می‌گیرد و به شهادت می‌رسد. به دلیل اینکه دشمن به منطقه تسلط داشته، جنازه عبدالنبی ۱۸ روز در همان جا می‌ماند و پس از این مدت او را به بوشهر انتقال می‌دهند و نهایتاً پس از ۲۸ روز بدون آنکه جنازه فاسد شود، دفن می‌شود. پدر شهید می‌گوید که روز دفن عبدالنبی او را با کیسه پلاستیکی پوشانده و روی کیسه هم کفن کشیده بودند. تقویم‌ها شهریور ماه ۱۳۶۲ را نشان می‌دادند. عبدالنبی برای بار اول با چنین شکل و شمایلی دفن شد.... روی قبر عبدالنبی یک تابلو گذاشته بودیم که مثل خیلی از مزار شهدا در آن یادگاری‌هایی قرار می‌دادیم. چون این تابلو در محکمی نداشت، گاهی بچه‌ها یا رهگذرها به وسایلش دست می‌زدند. من تصمیم گرفتم برای این تابلو در قفل دار بگذارم. سال ۷۱ بود. یک روز به مزار پسرم رفتم و تابلو را درست کردم. اما دیدم سنگ قبر تکان خورده و احتمال درآمدنش هست. گفتم حالا که می‌خواهم تابلو را درست کنم، دستی هم به این سنگ بزنم. سنگ را جابه‌جا کردم. آن روز کارم نیمه تمام ماند و به خانه برگشتم. توی روستا دیدم یک گروه از اهالی با مینی‌بوسی عازم مشهد هستند. از من هم خواستند همراهشان بروم و قبول کردم. سفرمان ۱۵ روزی طول کشید. در مشهد خواب دیدم که چراغ نورانی در خانه داریم. آن قدر نور داشت که نمی‌شد به آن نگاه کرد.

بعد که برگشتیم، چند روزی مهمان به خانه می‌آمد و درگیر آنها بودیم، چند روزی هم به همین منوال گذشت. در همین اثنی یک شب خواب دیدم به زیارتگاهی رفته‌‌ام که مثل یک اتاق کوچک بود. وقتی از آنجا بیرون آمدم و در را بستم، در دوباره باز شد و خانمی بلند بالا از داخل اتاق بیرون آمد و چیزی مثل قرآن یا جانماز به من داد و گفت اینجا نایست و برو. از خواب که بیدار شدم احساس کردم باید به مزار شهیدم بروم. آن روز ۱۹ مهر ۱۳۷۱ بود. رفتم و دیدم که در قسمت جنوبی مزار حفره‌هایی ایجاد شده است. سرم را که نزدیک بردم، بوی خوشی استشمام کردم. سعی کردم آن را درست کنم، اما مزار داشت ریزش می‌کرد. به ناچار فرستادم دنبال برادرم که سواد بیشتری داشت و اهل خواندن رساله و قواعد مذهبی بود. او آمد و ماجرای ریزش مزار را برایش تعریف کردم. گفت که ما نمی‌توانم جسد را خارج کنیم، فقط باید سنگ را جابه‌جا کنیم و اگر بشود بدون آنکه به مزار دست بزنیم، آن را تعمیر کنیم. با همین فکر دست به کار شدیم، اما ناگهان دیدیم سنگ لحد و کل مزار ریزش کرد و جنازه بیرون زد. هر بار که کار خراب‌تر می‌شد، مجبور می‌شدیم از دیگران کمک بگیریم و همین طور تعدادمان به ۲۰ یا ۲۱ نفر رسیده بود.

به هر حال کمی بعد کار به جایی رسید که دیگر نمی‌شد جسد را به حال خودش رها کنیم و با صلاح و مشورت که کردیم تصمیم گرفتیم آن را خارج کنیم. پسر و برادرم برای خارج کردن جسد به داخل مزار رفتند. جسد همان طور بود که بار اول و هنگام دفن دیده بودم. فقط کفن پوسیده شده و جنازه همچنان داخل کیسه پلاستیکی قرار داشت. پسر و برادرم به همراه یک نفر دیگر جسد را گرفتند تا بیرون بیاورند. اما دست همگی خونین شد. خوب که نگاه کردیم دیدیم خون عبدالنبی مثل اینکه تازه جاری شده باشد، داخل کیسه جمع شده و از آن درز کرده است. اگر بخواهم خوب تشریح کنم، این خون کمی تیره‌تر از خون تازه بود. اما جاری بود و حتی به داخل مزار هم می‌چکید. ما کیسه را باز نکردیم تا ببینیم چهره عبدالنبی چطور است. اما اگر وزن پسرم موقعی که دفن شد ۵۰ کیلو بود این‌بار وزنش چند کیلویی کمتر شده و شاید به ۴۵ کیلو رسیده بود. یعنی تنها چند کیلو کمتر شده بود.

برادرم که خودش داخل مزار رفته و جسد را گرفته بود بعدها تعریف می‌کرد که دست و پای جنازه نرم بود و اصلاً حالت خشکی نداشت. گویی که به تازگی شهید شده باشد. حتی خودم دیدم که دست عبدالنبی در اثر جابه‌جایی تکان خورد و روی سینه‌اش قرار گرفت. یکی از همولایتی‌هایمان سریع رفت تا از اتاقکی که در قبرستان وجود داشت، قرآنی بیاورد و بالای سر جسد بخوانیم. صفحات قرآن پوسیده شده بود، اما درست همان آیه: ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموات… آمد. آیه‌ای که خدا در آن می‌گوید شهدا زنده‌اند نزد ما روزی می‌خورند. »

مادر شهید عبدالنبی یحیایی:
«خواست خدا بود که چنین بچه دل پاکی را به ما هدیه بدهد. عبدالنبی ذات خوبی داشت و ما هم سواد آنچنانی نداشتیم که بخواهیم روی تربیتش کار خاصی انجام دهیم. روستایی بودیم و غیر از رزق حلال و انجام امور مذهبی خودمان چیزی نداشتیم که به او یاد بدهیم. اما این بچه از همان دوران کودکی‌اش به نماز و روزه اهمیت زیادی می‌داد و با اینکه به مدرسه نرفته بود، سعی می‌کرد قرآن یاد بگیرد و آن را تلاوت کند.»

پدر شهید : « وقتی که عبدالنبی ۱۲ سال داشت، من برای کار به بوشهر رفتم و او را با خودم بردم، بچه زحمتکشی بود و از همان کودکی کار می‌کرد. هرچه می‌گرفت خرج نمی‌کرد و نگه می‌داشت. وقتی که می‌خواستیم به روستایمان برگردیم، با دسترنجش که از کار در گرمای طاقت‌فرسای بوشهر تهیه کرده بود، وسایل آشپزخانه خرید و برای مادرش هدیه آورد. همسرم هنوز با برخی از این وسایل آشپزی می‌کند و آنها را مثل یادگاری نگه داشته است... عبدالنبی صدای خیلی خوبی داشت. چون مدرسه نرفته بود، شب‌ها که از بیرون می‌آمد تا دیر وقت می‌نشست زیر نور چراغ فانوس، می‌خواند و می‌نوشت. می‌گفتم بابا! خسته‌ای چرا خودت را اذیت می‌کنی‌‌؟ می‌گفت می‌خواهم خواندن و نوشتن یاد بگیرم تا روضه‌خوان امام حسین(ع)‌بشوم. آخر هم به آرزویش رسید. محرم که می‌شد مردم را جمع می‌کرد و برایشان نوحه می‌خواند. عبدالنبی هر چه دارد از امام حسین(ع) دارد.»

از وصیتنامه شهید:
خدایا به یاد تو به جبهه می‌روم نه برای انتقام‌جویی بلکه به منظور احیای دینم و تداوم انقلابم پای در کفش می‌کنم و خدا را به یاری می‌طلبم و از او می‌خواهم که هدایتم کند آنطور که خود صلاح می‌داند. هدفم خدا، مکتبم اسلام، کتابم قرآن.

موفهمیدم که قبرستان کجا است
 ‌عزیزان رفته‌اند نوبت به ما است

عزیزان می‌روند نوبت به نوبت
خوش آن روزی که نوبت بر من آید

وصیتم به تمام خانواده شهدا و اگر شهید شدم به خانواده خودم این است که در مرگ من گریه و زاری نکنند تا دشمنان اسلام خوشحال نشوند و ان شاءالله که صبر پیشه کنند و بتوانند راه شهدا را که راه حسین است بروند و اسلام را در مقابل کفر یاری دهند و از خدا پیروزی اسلام و نابودی کفر را خواهانم و خواهشی که دارم این است که اگر نصیب من شهادت شد، مرا پیش شهید یدالله تنگ ارمی دفن کنند و به خاک بسپارند.( منتخبی از تارنمای ره به ری )

شهید یحیایی در آخرین اعزام خود از نزدیکانش می خواهد صوت اذانش را ضبط کرده و به عنوان یادگاری نگه دارند.
 
دانلود صوت اذان شهید



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد