ساری , گاهنوشته های محمود زارع: شناخت خدا بالاترین معرفتهاست . باید خود را شناخت تا خدا را بشناسیم!

حضرت مولا علی (ع ) چگونه خدا را شناخت؟

فرموده که خدا را به :
1- گردانیدن تصمیم ها ( = یكی پیمان می بندد و تصمیم بر دوستی میگیرد و مدتی بعد میگرداند!)
2- گشودن پیمانها (= لازمه گردانیدن تصمیم ها عهدشكنی است!)
3- شكستن اراده ها ( =.......................................................)
شناختم .

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

در مقام آدمی , همانطوریست كه گفتم. ولی در مقام خداوندی مصمم میشوند كه .....بكنند.
عزم و اراده و تصمیم آنها را برمیگرداند.
پیمان می بندند كه ..... می گشاید.
در پیمان , عقد و بستن وجود دارد . خدا این عقد را می گشاید و اراده های هر چند باصطلاح پولادین را می شكند!

از چه زاویه ای امام خدا شناسی دارد؟!
نتیجه خداشناسی چیست؟
معیار صحت شناخت هم؟!
 
فرمود:
« سزاوار است كسی كه خدا را شناخت دلش از خوف و رجاء ( بیم و امید ) خدا خالی نگردد! »
همواره در بیم و امید باشد . بی خیال نباشد.

     واقعا جای شگفتی دارد حتی برای كسی مثل امیرالمومنین ( ع ) كه انسانهائی را مشاهده كند كه آنان مخلوقات خدا را مینگرند ولی در قدرت خدا تردید دارند! قدرت میراندن و زنده كردن و....

     یك استدلال ساده در توحید خداوند در عین حال متقن و قوی .
خدا را شناختی . باید به توحید بشناسی چون اگر شریك داشته باشد بایستی حدااقل در برابر 124000 فرستاده خدا به تعداد انگشتان دست هم فرستاده شریك خدا می آمدند!

     لذا اساس خدا شناسی توحید است و توحید مایه حیات روح است!
وقتی معرفت به مقام توحید آنهم براساس شناخت حضرتش پیدا کردی . محبت او را در دل خواهی گرفت و لذا برای دوام و استمرار و اصالت این محبت باید حب دنیا را از دلت بیرون كنی .

چون این دو تا محبت ( دقت شود  محبت !) در تنافر و تناقض با همند !

درست مثل شب و روز  كه نمیشود در آن واحد هم شب باشد و هم روز!

لذا در یك دل دو محبت را همزمان نمیشود جای داد!

در غیر اینصورت ادعای محبت خدائی دروغی است بزرگ .

و از چند حال خارج نیست :

1- یا دروغ میگوید

2- یا دروغ میگوید و میداند كه دروغ است پس كذاب است!

3- و یا دروغ میگوید و نمی داند دروغ میگوید . چنانچه معرفت و خرد و دانش و تحقیق و مطالعه و نشست و برخاست با دانشمندان داشته باشد میتواند امید نجاتی داشته باشد.

4- در هر حال راست نمی گوید چون نمیتوان همزمان در یك دل دو محبت را داشت آنهم محبت دو فرد یا نیروی مخالف هم در روش و منش و شخصیت و زندگی و طرز تفكر و....

     محبت اگر دو طرفه است یعنی شما اگر خدا را دوست میدارید خدا هم شما را دوست میدارد بشرطی كه از گناهان دوری بجوئید .
پس اصل گناه انكار نمیشود گناه چیزی هست كه وجود دارد و چون آدمی اختیار دارد .
تنها باید از گناهان دوری كرد و فاصله گرفت.
نمیتوان آنقدر بخود اعتماد داشت كه ای بابا من كه اهل این حرفا نیستم و این مال انسانهای ضعیف است .

محمود زارع
سه شنبه دهم مرداد 1385

توجه: نقل این مطلب صرفا با درج لینک و ذکر نام وبلاگ بلامانع است.


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.