خلاصه ای از دلمشغولیهای اسحار
تو ! واقعا مسلمانی و دیندار ؟!!
تاکنون هیچ فکر کرده اید که آیا واقعا دین دارید ؟!

    
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:داشتم فكر میكردم كه آیا تفكر و ذهنیتی كه از دین داریم و اینكه آیا دینداری ما دینداری درست و مقبول خدا و پیامبر نیز هست؟! و.....
آیا واقعا در این حوزه ها خویشتن را نقد كرده ایم ؟
آیا اصلا اجازه نقد بدیگران داده ایم ؟! ...كه این بخش كار برما گران است علی العموم!
راستی آیا با خویش خلوتی كرده ایم تا اینكه بفهمیم آیا دینداریم؟!
چه دینی داریم؟
آیا این دینی كه داریم ما را به سعادت میرساند؟!
آیا واقعا تفكرات و بویژه اعمال ما اسلامی است؟!
و آیا خود اسلام را شناخته ایم؟! و....
و مهمتر اینكه تا چه حد توان درک كنه و ذات تعالیم الهی و قرآن مجید را داریم؟!
ما بعنوان بندگان خدا تا چه میزان از تلاش ذهنی و عملی میتوانیم مقبول حضرت حق و حی داور قرار گیریم؟!

راستی آیا باین نتیجه رسیده ایم كه همین الآن اگر از خدا بپرسند (؟!) مثلا محمود زارع نمره اش از 20 نزد جنابعالی چند است؟! او چه جوابی میدهد؟!
خیلی مهم است كه من نوعی میزان مقبولیت خویش را ( خویشتن خویش را ) - در ذهنیت و عمل و... - نزد یگانه داور قادر حكیم متعال بدانم !
راستی آیا او چه جوابی میدهد؟! برای شما مهم نیست كه بدانید خداوند چه نظری نسبت به شما دارد؟!

تعجب نكنید طرح صورت مسئله بصورت فوق میتواند واقعی هم باشد! فی المثل . فرشته یا فرشتگانی از دربار حق  از خداوند در مورد فرد بخصوصی از او پرسش - آنهم از سر اطلاع نه از روی انكار - بنمایند. گاهی سیر دادن فكر در این عوالم  برای ما فوق العاده دلهره آور هم هست و صد البته بیدار كننده هم میباشد!

     یك نكته اغلب در كنه ذات ما هست و فكر میكنم آن این باشد كه تقریبا همه ما بنوعی با امیدی زنده هستیم . اگر نبود روزنه امیدی از درگاه حق . قطعا بدون فوت وقت - در خوشبینانه ترین حالاتش - سكته كرده یا اینكه دچار پوچی . توهم . بی هویتی و انواع و اقسام مرضهای روانی و فوق روانی و.... میشدیم . كما اینكه بسیاری از ما انسانها  به درجه ای از این بیماریها  به همین دلایل دچاریم ! تخدیرات اعم از مسكرات و دخانیات و گاهی هم شعر و موسیقی و.... مامن طبیب جویانی بدبخت از این دست میباشد كه لااقل این قدر شعور را پیدا كرده اند كه مریض اند و كمبودهائی دارند...

     البته حكیمانی در طول تاریخ آمده اند كه برای این بیماران نسخه هائی هم پیچیده اند و برای نجات آدمی و شفای قلوب آنها راههائی را رهنمون شده اند و خلاصه امیدهائی را در دلها زنده كرده اند. فی المثل : شفاعت ! اهرمی بنام شفاعت .

چهره هائی در نزد خداوند آنقدر محبوبند كه از سوی خدا اذن دارند تا شفاعت كنند . ولی خود این موضوع كه بنحوی شرایط خویش را مهیا كنی تا استحقاق برخورداری از شفاعت را هم داشته باشیم خود دنیائی دارد!

یا توبه , اگر نصوحی باشد كه جوانب نستوهی میخواهد و آدابی دارد خاص . یا رجاء به عفو اغماض خداوندی كه حتی فرموده اند نا امیدی گناه كبیره و نا بخشودنی در درگاه باریتعالی ست! ...وخیلی از چیزهای دیگر .....

ولی داشتم فكر میكردم كه - با توجه به سئوالات اولیه این مقال - با عنایت به فلسفه و ماهیت خلقت  آدمی كه میدانیم غیر فانی خواهیم بود و نشئه یا جهانی در سرای آخرت تمام نشدنی داریم . واقعا این 60 تا حداكثر 80 سال عمر در برابر آن لایتناهی آیا از جهت زمانی و عددی به صفر هم می ارزد؟!
یعنی این میانگین 70 سال در برابر آن میانگین ( بی میانگینی همیشگی ) واقعا از جهت عددی ارزشی معادل صفر را هم خواهد داشت؟!! ...

     ... حالا به قرآن مراجعه میكنیم . صفحه ای از مصحف شریف را میگشایم . توصیه های موكد و مكرر در مکرر به آدمی در توجه به عالم آخرت حتی آنجاهائی كه از دنیا میگوید و آیتی بمیان می آورد و در واقع میخواهد مركبی به آدمیزاده بدهد تا رهوارتر به سفر آخرت برود!

     از قرآن بعنوان یك معرفت بزرگ چنانچه بخواهیم در مورد انسان دركی داشته باشیم و یا عرضه بداریم باید گفت كه قرآن میفرماید یعنی برداشت من اینست که میخواهد بفرماید كه « تو مسافری » در در این دنیا مسافری آنهم برای استراحتی كوتاه در این منزلگه . استراحت هم عبادتی است و عبادت هم معرفت و.....

     خوب از این زاویه راه تفریط این است كه زاهد بمعنی مصطلح آن بشویم . یعنی به آن مفهومی كه عموم مردم آنرا زهد و زاهد میدانند.
طرف دیگر جریان هم كه میشود میل شدید  به دنیا به مفهوم كسب رفاهیات زمینی بهر قیمتی ...

بالاخره فكر نمیكنم منطقی باشد كه ما اینگونه دریافت فكری از دین داشته باشیم كه :
« دین آمده تا دنیا تان را آباد كند » ! خیر ! باید گفت :

1- البته دین نیامده تا دنیا تان را خراب كند و یا اینكه شما را از آبادی دنیا یتان باز دارد.
2- دین آمده كه شما را در راه صحیح به آینده ای که در پیش دارید ( آخرت ) رهنمون نماید.
3- دستورات دنیوی دین هم بیشتر در جاهائی است كه برای بشر در راه رسیدن به خیر آخرت یا عاقبت خیر . موانع را رفع نماید . یعنی دین در جاهائی كه مزاحمت برای آخرتی شدن مردم ببیند دستوراتی دارد بویژه فقهی تا رفع مزاحمت نماید !
4 - وگرنه هر گونه تدبیر امور در حوزه دین و یا انتظار داشتن از دین در تدبیراتی مثل صنایع و حتی بخشی از سیاست نه تمام آن و.... انتظاری است بی جا! درست مثل این است كه از حضرات  پیامبر (ص) و علی (ع) انتظار داشته باشیم كه برای ما كامپیوتر طراحی نمایند و...
.

     این امورات به خود مردم و عقل و خرد آدمی واگذار شده است . دین ماموریتی خیلی وسیعتر دارد. اینها برای 70 سال بدرد میخورد ولی دین برای نمردن فرمول و برنامه میدهد نه فقط برای بهره مندی دنیوی 70 ساله . اگر شما دستوراتی را برای همین مقطع میبینید آنهم در جهت عدم تضرر و یا عدم خسران آدمی در سفر آخرتی اش میباشد ! ...

چکیده آنچه که از نحوه دینداری فهمیده ام اینست که ما هر آنچه در خط پایان این نشئه یا این دور یا این مقطع از حیات ؛ در ضمیر و باطن خویش ذخیره کرده ایم و جزء شخصیت و تمام ماهیت و من وجودی ما شده است را با خود به آنطرف میبریم و اینطور نیست که صندوقی قبلا در آنطرف قرار داده اند و هر آنچه که بیشتر جمع کرده ایم کفه اعمال ما سنگینتر شده است و پس فیروزمندتریم . خیر این اشتباه را کثیری از متدینین حتی دارند که تصور میکنند اعمال پیش فرستاده آنها غیر از آنچیزی است که فی الحال در وجود وی ذخیره شده است !!

هر چه کردیم و هستیم همان چیزی است که در هارد دیسک وجودمان ذخیره شده البته بصورت فشرده یا mp3 و ملفوف هست بتعبیر قرآن کریم و نسخه ای از این دیتا در لوح محفوظ و کتاب مبین و امام مبین کپی شده و در قیامت تنها اتفاقی که می افتد این فایل فشرده و ملفوف , باز شده و منشور میگردد و باقی ماجرا و بهمین خاطرست که گفته اند دل نبندید به اعمال عبادی و متکی بدان نباشید و بحجم عمل اصلا اکتفا نکنید بلکه کاهی گاهی بکوهی ارزشمندتر محاسبه میشود ...

خلاصه هرچه همین الآن هستی با تمام آنچه که در دل داری از خدای ناکرده کینه و حقد و حسد و بدبینی به شایسته تر و شرک و چاپلوسی و درشتی و ظلم و خودبرتربینی و خود را جلوتر از دین و همراه آن دیدن و ... همینی هست که در آنجا محشور میشوی و با همین حال که داری سر از گور بیرون آورده و در پیشگاه عدل الهی که موی از ماست میکشد حاضر میشوی ... تصور غلطی از شفاعت شفیعان نداشته باش فکر نکن چهار تا تکه مطلب تکراری را از اینجا و آنجا اخذ کردی و تکرار کردی و نوشتی و خواندی و ... آنان هم می آیند میگویند ای خدا این خانم یا آقا خیلی تو دلش ما را دوست داشت و خیلی مدح ما میگفت و ... نخیر چنین تصوری همان نقطه خطرناک اغلب دینداران ماست که نمیخواهند نگرشی اساسی در وجود خویش داشته باشند میباشد ... عزیز من باید هر روز نه هر هفته نه سر هر سالی یقه خویش را بجد بگیریم و بخواهیم که چه هستیم و که باید باشیم بشدن از خود بیرون باید آمد و همانند پلیس جاسوس فقط جاسوس وجود خویش بود که ... ( در خانه اگر کس است همینقدر هم خیلی زیادست )
     ... دیگه خسته شدم ...والسلام
چهار بامداد 24/11/79
محمود زارع



این مطلب خلاصه شده است برای آنکه مزاجهای فراری از نوشتارهای حجیم را هم اگر بشود فراری ندهیم :)
توجه: نقل این مطلب صرفا با درج لینک و ذکر نام وبلاگ بلامانع است.


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.