ساری , گاهنوشته های محمود زارع:در پارس نامه چنین آمده است :
پارس پسر پهلوبن سام بن نوح است پس آنچه در تصرف او بوده است آنرا پارس گفتند و در قدیم تمام ایران را پارس گفتندی و آن از رود جیحون تا آب فرات و از باب الابواب تا کنار عمان است و بمرور ایام هر ولایتی موسوم باسمی شد و پارس باستخر و نواحی و مضافات او مخصوص گشت و چون بفرس خراسان را مشرق گویند و آن ملک در مشرق استخر واقع شده خراسان نامیدند و اسپاهان و مضافات آن و سایر بلاد جیل بواسطه مناسبت آن و هوای عراق عرب بعراق عجم موسوم گشت از این است که سلمان را که از نواحی اصفهانست پارسی گویند .


و باید دانست که زبان پارسی هفت گونه است , چهار از آن متروک است چنانچه بدان کتاب و نامه نتوان نوشت و شعر نتوان گفت و آن ( چهار گونه عبارتند از :) هروی - سگزی - زاوالی - سغدی است . و از این چهارگانه در بیتی بلکه در غزلی اگر یکی دو کلمه آرند روا باشد .

و سه زبان دیگر که متداول است یکی " پارسی " است که در بلاد پارس که استخر دارالملک آن بوده بدان سخن کنند . دوم " پهلوی " که مردم ری و اسپهان و همدان و نهاوند و مضافات آن بدان تکلم نمایند. و این منسوب به ( پهلو ) است یعنی شهر چه در اوایل شهرها در آن مرز و بوم بوده و لهذا نوعی از خوانندگی بزبان پهلوی هست که آنرا شهری گویند , پس معلوم شد که شهری و پهلوی یک معنی دارد و فردوسی پهلو را بمعنی شهر نظم کرده :
ز پهلو برون رفت کاوس شاه
ز هر سو همی گشت گرد سپاه


و بعضی گویند پهلوبن سام اولا در آن زمین فرمانروا بود آن زمین بدان نام موسوم گشت و آن زبان منسوب به پهلو گشت و جمعی گویند که پهلوانان پایتخت کیان بدان تکلم میکردند و اول اصح است . سوم ( دری ) که در دره های جبال و روستا و ده بدان ناطق بودند چنانکه بزبان پهلوی در شهرها و چون آن زبان مخلوط بزبان دیگر نبود و خالص بود گروهی آنرا بفصیح تعبیر نموده اند و گفته اند که آن زبانی است که در آن نقصان نبود چون ( اشکم ) و ( استم ) برو و بگو که در شهرها ( شکم ) و ( ستم ) و رو و گو میگفتند . و بعضی گفته اند که آن زبان بلخ بامی و مرو شاهجان و بخاراست . و بعضی گفته اند لغت اهل بدخشان است و بعضی گفته اند که مردمان درگاه کیان بدان ناطق می بودند چنانکه بزبان پهلوی پهلوانان بدانکه برای فرس قدیم شاهد از شعر  قدما آورده شده و برای استعارات و مرکبات و بعضی لغات مفرده تازه بوجود آمده مستحدث از اشعار متاخرین نیز آمده اما در نسبت بعضی اشعار بقدما و صحت آن الفاظ مولف را تاملی است چون دواوین ایشان بنظر نیامده از فرهنگ جهانگیری نقل کرده شد صحت نقل بر عهده مولف اوست و با وجود آن کوشش زیاد در صحت آن نموده شده .


لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل

مطالب دیگر:
سید حسن نصرالله و شهید سمیر قنطار
اندرزهای قابوس وشمگیر
حجت وجود حق
تحریم یا غیرت آزمایی ...
مناظره عالم و شیطان
(خطورات) باز تعریف مبناها
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
عزّت و ذلّت دارا و ندار !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
!? WHO SHALL GATHER BONES
!؟ WHICH WAY IS BETTER
THE KIND PROPHET
I AM LIKE A TRAVELLER IN THIS WORLD
بهشت نقد کجاست ؟!
! ALTRUISM
MUHAMMAD, THE MAN OF JUSTIC
SPEECHES IN THE FAMOUS BAZAARS
THE GOOD MANNERS OF THE PROPHET
MUHAMMAD, THE TRUST-WORTHY
THE PLOT TO MURDER THE HOLY PROPHET
THE DEFENDER OF THE PROPHET.s
بسم الله الرحمن الرحیم
!BEING KILLED AS A MARTYR
ABU ZAR,THE STEADFAST FOLLOWER
GOD IS AWARE OF HEARTS
THE MOST BELOVED SERVANT
THE IMPORTANT ADVICE
INVITATION TO THE HEADS OF THE TRIBES
TO EMBRACE ISLAM
I Am Thankful
WHAT A FALSE IDEA ABOUT CHRIST
FIVE MORAL PRINCIPLES
JUSTICE OR INJUSTICE
The First Woman To Embrace Islam
ALi, THE HERO OF BRAVERY
BREAKING THE FAST WITH ONE FOOD
HE FROWNED AND TURNED AWAY
ALI, THE PARALLEL TO THE PROPHET
THE MASTER OF ALL BELIEVERS
? WHO IS POOR AND DESTITUTE
THE WAY TO SALVATION
REVENGE OR KISS ON THE PROPHET,S CHEST
THE TWELVE IMAMS
THEGREAT IDOL - BREAKER
! I AM NOT A DESPOT
MOTHER,s SATISFACTION
ISLSMIC JUSTICE
! KILLING WTTHOUT ANY SIN
THE STORY OF THE NIGHT-JOURNEY
THE CONQUEST OF MECCA




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.