( کاش این مطلب برای همه نباشد ! )
کفر و ایمان قرین یکدیگرند
هرکرا کفر نیست ایمان نیست


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:معمولا کسی را که به وجود واجب و صفات " او " و همچنین نبوًت و امامت و معاد اقرار کند ؛ به ایمان آن فرد حکم شده و احکام مومنین بر او ساری و جاری است ! اگر چنین ایمانی را به تقلید از آباء و امهات داشته باشد ؛ عقلا نمیتوان چنین ایمان را ایمان واقعی نامید ! الا آنکه خود آدمی با توجه به براهین و ادله عقلیه و قاطع بحاقً حقیقت برسد !

برای چنین وضعی آنهم در یک خانواده و جامعه مذهبی یک انسانی که میخواهد مومن بمعنای واقعی آن باشد چه کار باید بکند و چه روشی را باید مشی کند؟!

یک روش اینست که ابتدا خود را از ایمان و تفکر آبائی و باصطلاح شناسنامه ای خویش خالی و بری کرده و از عصبیت ( تعصب ) دست برداشته تا بعد امکان تامل در امورات مرتبط برایش مهیا شود .

سوال برای شما نیست که ؛ مادامیکه آدمیزاده از جمیع اعتقادات آباء و اجدادی خویش خود را خالی نکند اولا نمیتواند طالب دلیل و برهان شود و ثانیا نمیتواند ایمان درستی پیدا نماید ؟! و میدانیم تا دلیل واقعی نداشته باشیم مومن واقعی هم نخواهیم بود !

از تعجب جای آن دارد که آدمی شاخ در بیاورد از اینکه می بیند جوانکی هنوز نمازش را درست نفهمیده اما در مذهب خویش حاضرست سر مخالف خویش را براحتی آب خوردن ببرد و یا آنکه بر خویش بمبی ببندد تا خلق الله را از خرد و کلان بقتل برساند که چه ...؟!!


ایمان تقلیدی بدون سابقه نفی اعتقادات معتاده که در ایمان تحقیق نکرده تجلی نموده است , ایمان واقعی نیست و هنوز خویشتن را بایمان واقعی بیان شده در قرآن نرسانیده ؛ اینجاست که ایمان و کفر با هم قرین و همسایه نزدیکی هستند بنحوی که حتی گفته اند که هر که کفر ندارد ( یعنی اول کافر نشده ) و نفی اعتقادات تقلیدی نکرده باشد یا تشکیک در آن نکرده باشد و یا حتی ندانسته که اعتقاد بی دلیل داشته ؛ ایمان درستی نخواهد داشت !

حالا نخواستم که در این وادی ها مخاطب عام داشته باشم و مصلحت هم شاید نباشد اما سوالی را و در واقع طعنه ای را یکی از مخاطبین - غیر هم لیست - اخیرا نوشت که خواستم این مطلب را باشاره برای بعضی ها بنویسم و جمله ای در حوزه فلسفه اضافه کنم ( بر خلاف میل باطنی ام ) که ؛ اثبات واجب بدلیل " لم " محالست بلکه بدلیل " ان " بوده و اکثر ادله و براهین " انًیًه " مبتنی بر خلٌف است که لازم میشود که در بادی امر فرض عدم واجب الوجود بشود تا بعد از آن اثبات آن بتوان کرد . لذا در این ادله کفر و ایمان قرین یکدیگرند و بدینجهت هست که گفته شده هر که کفر نداشته ایمان هم ندارد و باشاره و سریح بگویم که از کلمه مبارکه " لا اله الا الله " چه ادراکی داری ؟!! همان کلمه ای که هر که او را نگوید اصلا مومن نیست ! در این کلمه اول " لا اله " نفی و کفر هر اله یی را میکنی بعد " الا الله " ایمان به الله ثابت خواهد شد ! ... از همه تو بگذر ایمان را راههایی دیگر نیز میباشد که البته مدعیان در آن زیادند والا مومنان بدان ایمانها اندکند ( والله اعلم ) .
محمود زارع پاییز 92
www.mzare.ir




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.