چکیده‏ های درس مبانی فهم حدیث از درس 1 تا 15
محمود زارعساری,گاهنوشتهای محمود زارع: * دیروز فرصتی حاصل شد و داشتم دستی به سر و روی کتابخانه شخصی ام میکشیدم که ... چند سال پیش درسی در مقطع کارشناسی ارشد داشتیم بنام مبانی فهم حدیث ( که بسیار برای مطالعات دینی لازم و بجای خویش شریف و مهم هم میباشد ) ... که امروز مروری کردم بر آن جزوه ها ؛ که چکیده ای را یافتم ... برای اطلاع اجمالی از ماهیت این بحث , آنرا فاطمه خانم تعهد نموده تایپ و تنظیم و ...خلاصه اقدام نمایند و در معرض دید و نظر دوستان قرار بدهند .... ( طبق معمول قیچی سانسور هم در دستشان هست و خوب من بیچاره چه میتوانم با اینهمه زحمتی که بدیشان رجوع میدهم , بگویم ) ... از طرفی باید دانست ورود بماحث تخصصی دینی صلاحیت لازم را می طلبد ... که بهمین خاطر نباید بی گدار به آب زد و بسهولت خویش را علامه اغلب علوم و تخصص ها دانست... کرارا دیده ام در صفحاتی که بعضی از دوستان سوپر مذهبی اداره میکنند واقعا بی پایه و مایه و جسورانه در حوزه هایی وارد میشوند که اصلا شایسته نیست بدون زمینه وارد آن میدان بشوند ... فقط از خدا میخواهیم که باصطلاح  ابرو را درست نکرده آبرو بر باد ندهند یعنی همان چشمها را کور نکنند و ... باقی ماجرا ...!  محمود زارع  www.mzare.ir


و اما چکیده و خلاصه پانزده جلسه ایت درس :

 
فقه ‏الحدیث ترکیبی از معنای لغوی فقه و معنای اصطلاحی حدیث است؛ یعنی فهم عمیق گفتار و رفتار معصوم (ع)
2ـ- ما در فقه ‏الحدیث، به بررسی متن روایت می‏پردازیم و با بهره‏ گیری از شیوه ‏های منطقی فهم و نقد حدیث و نیز قواعد گوناگون، در پی درک مقصود اصلی صاحب سخن هستیم.
3ـ اهمیت و ضرورت این دانش به اندازه خود حدیث است و غفلت ‏از آن, کژیها و انحرافهایی را پدید آورده است.


چکیده‏
1ـ فواید فقه ‏الحدیث عبارتند از:
افزایش شناخت و باور انسان، فهم قوت و ضعف حدیث، دست‌یابی به یک نظام فکری و نیز آشنایی با احادیث متعارض و تأثیرات آنها در فهم و تفسیر حدیث و یاری رساندن به حلّ این اختلافات.

2ـ در میان فوائد فقه ‌الحدیث، بهره‏ گیری از آن برای تأیید و ردّ مضمون و محتوای اخبار، جایگاهی بسزا دارد و شیوه بسیاری از عالمان پیشین نیز چنین بوده است. این عالمان اعم از فقیهان و محدثان اصولی و اخباری شیعی و نیز اهل سنت‏ بوده ‏اند.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

چکیده
1ـ کوششهای دانشمندان مسلمان در زمینه فقه‏ الحدیث، در سه‏ حوزه شرح حدیث، نقد حدیث و حلّ اختلاف اخبار و نیز تدوین رساله ‏های‏ مستقل قابل بررسی است.

2ـ این دانش با تلاش پاسداران سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) آغاز شد و راویان با مراجعه به امامان و اصحاب بزرگ آنان, به فهم و حلّ روایات همت گماشتند.

3ـ پس از دوره حضور، تلاشهای محدّثان طی تدوین جوامع کوچک و بزرگی همچون المحاسن، الکافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب الأحکام و الاستبصار نمایان شد. گردآوری موضوعی حدیث و به دست دادن احادیث مشابه و مرتبط، دستاورد بزرگ این دوره است.

4ـ در فاصله قرن ششم تا نهم، حدیث و مجموعه علوم مرتبط با آن دچار رکود نسبی شد. این دوران را باید دوران شکوفایی فقه شیعه به شمار آورد.

5ـ در قرنهای دهم و یازدهم، علوم و مباحث حدیثی رونقی دوباره گرفت. طی این دو قرن، شروح و تعلیقه‌های متعددی بر مجموعه‌های بزرگ حدیثی شیعه، به ویژه کتب اربعه، نگاشته شد.

 
چكیده
1ـ پس از گذار از یک دوره رکود نسبی در قرون میانی، تدوین جوامع‏ ثانویه روایی (مانند بحار الأنوار، وسائل الشیعه و الوافی) از بزرگ‌ترین گامها در زمینه فقه الحدیث است، زیرا این جوامع افزون بر ویژگی جوامع اولیه، آکنده‏ از بیانها، شرحها و حل تعارض اخبار نیز بودند.

2ـ در دوره تدوین جوامع ثانویه و پس از آن، رساله‏ های مستقلی نیز برای شرح و تفسیر برخی اخبار نوشته شد و فقیهان و محدّثان در ضمن مباحث‏ فقهی، اصولی و حدیثی خود، بسیاری از فروعات دانش فقه الحدیث را مطرح‏ ساختند.

3ـ محدّثان در سده‏ های معاصر با مجلسی، شرحهای متعددی بر کتب اربعه‏ که مهم‌ترین کتب حدیثی شیعه بودند نوشتند و بسیاری از احادیث دشوار را روشن کرده‌اند. در این میان تلاشهای مجلسی پدر و پسر جلوه بیشتری دارد و شاگردان و معاصران ایشان نیز فعالیتهای متعددی در این زمینه داشته ‏اند.

4ـ در قرون اخیر می‏توان از کوششهای سید عبدالله شبّر، علامه طباطبایی، آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، علامه امینی، علامه شوشتری، و ... در زمینه تفسیر احادیث، گردآوری و دسته‏ بندی موضوعی، حل اختلاف اخبار، شرح لغات غریب و نقد و بررسی احادیث نام برد.

 
چکیده‏
1ـ فهم حدیث به ‌یکباره اتفاق نمی ‏افتد و نیازمند طی حداقل دو مرحله ‏است: 1- مرحله فهم متن و 2- مرحله فهم مقصود گوینده.

2ـ پیش‌نیاز حرکت به سوی فهم حدیث، آگاهی از صحت انتساب حدیث و درستی متن آن است.

3ـ وجود تصحیف و تحریفهای عمدی و سهوی و نیز پدیده جعل، مانع از اطمینان به متن حدیث خوانده ‌شده، پیش از بررسی آن است.

4ـ برای اطمینان از درستی متن حدیث باید با یافتن نسخه‏ ها و نقلهای مختلف و نیز سود جستن از علم رجال و فن مصدریابی، تا حدّ امکان به‏ متنهای مشابه دست یافت.

5ـ افزون بر یافتن نسخه‏ ها و نقلهای گوناگون، باید از طریق آشنایی با طرق‏ تحمل حدیث و نیز فنون کتابت، از تصحیفهای شنیداری و نوشتاری پرده ‏برداشت و سپس با استفاده از سیاق کلام و نیز شرحها و اشاره‌های شارحان‏ پیشین و بیش از هر چیز احادیث مشابه، به متن اصلی رسید.

6ـ در احادیث دشوار‌فهم و دارای واژه‏ های غریب و ناآشنا کار مشکل‏تر است و نمی‏توان تنها به دلیل نامأنوس بودن یک کلمه یا ترکیب، آن را مصحّف و نادرست دانست. در این میان مراجعه به کتب غریب الحدیث و شروح عالمان ‏شیعه و اهل سنّت ضروری است.

7ـ مطالعه روایات متعدد و آشنایی با نسخه‏ ها و نیز دانشهای جانبی، ‏تجربه‏ های سودمندی را برای دست‌یابی به متن حدیث در اختیار دانش‌پژوه ‏قرار می‏دهد.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

چکیده‏
1ـ پس از اطمینان یافتن از متن حدیث، فهم یک ‌یک واژه‏ های آن، نخستین گام حرکت به سوی فهم حدیث است.

2ـ در این میان، فنّ صرف به کار می‏ آید، زیرا زبان عربی ساختاری‏ صرفی و غیر ترکیبی دارد و بیشتر کتب لغت نیز بر اساس مادّه کلمات تنظیم‏ شده و مراجعه به آنها، متوقف بر شناخت حروف اصلی هر واژه است.

3ـ شناخت زیباییهای ادبی برخی احادیث نیز در گرو آگاهی از چگونگی اشتقاق و ساخت هیئت های گوناگون کلمات است.

4ـ پس از یافتن ماده اصلی کلمه، از دو طریق تقلیدی و اجتهادی می‏توان به‏ معنای اصلی دست یافت.

5ـ مراجعه به کتب لغت و اتّکا بر گفته لغت‌شناسان شیوه ‏ای رایج، اما تقلیدی‏ است و شرط اساسی آن، قدمت و اعتبار منابع لغوی است.

6ـ شیوه صحیح ‏تر و مطمئن ‏تر، مراجعه مستقیم به متون اصلی‏ ادبی و کهن و نیز افزون بر کتب لغت، مراجعه به غریب الحدیثهاست.

7ـ وظیفه کتب غریب ‏الحدیث، ارائه معنای واژه ‏های غریب در همان حوزه معنایی حدیث است.

8ـ مراجعه به کتب لغت متعدد، کتابهای غریب ‌الحدیث و حتی غریب ‌القرآن‏ و اجتهاد و کوشش برای یافتن شواهد فراوان ادبی در کنار هم، ما را در رسیدن به معنای اصلی واژه یاری‏ می‏رساند.

9ـ امکانات امروزین و رایانه‏ به ما در گردآوری انبوهی از استعمالات گوناگون برای نیل به معنای اصلی واژه کمک می‌کند؛ همان معنایی که در دوره حضور معصومان (علیهم السلام) و در فرهنگ روایی عصر صدور حدیث مفهوم‏ بوده است.

10ـ کتب فروق اللغه نیز به ما در فهم مرز دقیق و تفاوت ظریف واژه‏ ها یاری می‌رسانند. اینها کتابهایی هستند که واژه ‏های مشابه را در کنار هم آورده و سپس به تفاوتهای معنوی یا استعمالی آنها پرداخته ‏اند.

11ـ توجه به الفاظ با معنای متضاد نیز در هم‌فهمی مفردات متقابل با هم مؤثر است؛ چه در حوزه لغت و ادب و چه در حوزه حدیث.

12ـ پیامبر اکرم و امامان ما نیز در بیان معنای لغات، چه در حوزه فقه و چه در حوزه اخلاق، گفته‏ های دقیقی دارند که بسیاری از آنها در کتاب معانی الأخبار شیخ صدوق‏ نقل شده و استفاده از این گنجینه ما را با مفهوم دقیق و بی‏ پیرایه کلماتی مانند زهد، جهل، ادب، خیر و ... آشنا می‏سازد
.
13ـ احادیث توضیح‌دهنده واژه‏ ها را « گزاره ‏های تفسیری » می‏نامیم، که به دو شکل سلبی و ایجابی، یعنی اثبات یک معنا برای یک واژه یا نفی آن، در کتابهای حدیث موجودند
 

چکیده‏
1ـ در سیر فهم حدیث، پس از فهم واژه ‏ها، به فهم ترکیب آنها می‏رسیم.

2ـ ترکیب کلمات و نقش اساسی ‏اعراب در فهم زبان عربی، ضرورت توجه به دانش نحو و ترکیب حدیث را برمی‏نماید.

3ـ بسیاری از شارحان حدیث به نقش ترکیب و اعراب توجه داشته و در کتابها و حاشیه‏ های خود، به اعراب احادیث ره نموده ‏اند. این شرحها ما را در دست‌یابی سریع‏تر به معنای حدیث یاری می‏دهند.

4ـ در کنار ترکیب‏ شناسی و توجه به اعراب، ترکیبات اصطلاحی و خارج از قاعده برخی کلمات نیز درخور توجه ‏اند.

ترکیب های کلمات حاصل گرد هم آمدن چند کلمه است، اما معنای آنها با مجموع معانی مفردات آنها برابر نیست و در موارد بسیاری، فهم آنها متوقف بر شنیدن از زبان‏دانان است.

6ـ اصطلاحات به دو گونه عمومی و تخصصی تقسیم می‏شوند و برای ‏فهم بسیاری از اصطلاحات عرفی و عمومی، می‏توان از کتب لغت سود جست. اما اصطلاحات تخصصی، ساخته عالمان و امامان (علیهم السلام) است و تنها از راه ‏کاوشهای ژرف و آشنایی با زبان علمی و تخصصی حاصل می‏آید.

7ـ فهم برخی از احادیث به فهم ترکیبات ادبی به‏ کار رفته در حدیث وابسته ‏است. استعاره، کنایه و هر گونه دیگری از مجاز، افزون بر زیبایی، معنای‏ گسترده ‏تری از ظاهر لفظی خود را افاده می‏کنند.

برای فهم معنای نهفته در مجاز، افزون بر فهم زبان، باید احساس هنری و تخیلی نیز داشت و آن را به درستی و به اندازه و بدون افراط و تفریط به کار برد؛ زیرا نه همه احادیث بدین‌گونه ‏اند و نه مجموعه حدیثی در دسترس ما از آن کاملاً تهی ‏است. حفظ این اعتدال، ما را از درغلتیدن به وادی ظاهری‌گری ‏و سقوط در پرتگاه تأویل و باطنی‌گری باز می‏دارد.
 

چکیده‏
1ـ گوینده سخن می‏تواند با افزودن قرینه‏ های متصل یا منفصل، معنای‏ ابتدایی سخن خود را دگرگون یا گستره آن را محدود کند.

متکلم حق دارد که گاه به سبب پیشامد یا بروز خطری با ابهام سخن بگوید و سپس با سخن دیگری، آن را روشن یا بی‏ اعتبار سازد.

3ـ افزودن قرینه‏ ها یا با ابهام سخن گفتن، به سبب زیستن امامان معصوم‏ ما در وضعیت ها و زمانه‏ های گوناگون از یکسو، و سطح فکری و مذاهب مختلف مخاطبان از سوی دیگر، در احادیث شیعه شایع است.

4ـ در علم اصول فقه، دو اصطلاح مراد استعمالی و مراد جدّی و نیز ظهور بدوی تصوّری و ظهور تصدیقی، برای اشاره به عدم لزوم تطابق معنای اولیه‏ متن و مقصود نهایی گوینده است.

5ـ احتمال وجود قرینه‏ ها موجب می‏شود که به فهم اولیه خود از حدیث اعتماد نکنیم و پس از کاوش و فحص از قرینه‌هایی مانند مخصِّص ها، مقیِّدها و ناسخها به فهم خود از حدیث اعتبار بخشیم.

6ـ قرینه ‏ها گونه ‏های متعددی دارند و در این درس به قرینه‏ های متصل‏ کلامی پرداختیم که مطابق با تقسیم‌بندی سنّتی دو گونه ‏اند: قرینه معیِّنه و قرینه صارفه و هر دو گونه، واژه یا جمله ‏ای هستند که در کنار همان سخن‏ اول می‏ نشینند.

قرینه معیِّنه برخی از معانی واژه ‏های چند معنایی را کنار می‏ نهد و گاه‏ آن را در یک معنا منحصر می‏کند.

قرینه صارفه معنای اصلی کلمه را کنار می ‏نهد و مقصود اصلی گوینده‏ را نمایان می‏سازد.

9ـ آیات و اشعار و مثل های به کار رفته در میان احادیث و نیز پرسش های‏ راویان و تعلیل های معصومان، هر یک قرینه‏ ای بس مهم برای فهم مقصود نهایی گوینده حدیث است.

10ـ تعلیل امام افزون بر تعمیم حکم، تخصیص نیز می‏زند، اما نحوه استفاده تعمیم و تخصیص، تابع قواعد علم اصول فقه است. در این علم، میان علت منصوصه و مستنبطه و نیز میان علتی که از قبیل حکمت‏ و مصلحت حکم باشد، با علتی که سبب تامّ حکم باشد، فرق نهاده شده است.

11ـ پرسش راوی نیز قرینه کارایی در فهم مراد اصلی امام (علیه السلام) است‏ و متکلمان و فقیهان از این قرینه بسیار سود جسته ‏اند.

12ـ استفاده‌ کنندگان از حدیث به قرینه پرسش راوی، گاه یکی از چند معنای محتمل حدیث را برگزیده و بقیه را کنار گذاشته‏ اند، گاه اطلاق پاسخ را به قرینه سؤال مقید کرده یا عموم آن را تخصیص زده‏ اند، گاه اجمال سخن‏ را به وسیله پرسش زدوده‌ اند و گاه معنایی کاملاً متفاوت با ظهور اولیه حدیث به‏ آن نسبت داده‏ اند.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

چکیده
1ـ اسباب ورود حدیث (مانند شأن نزول قرآن) قرینه‏ هایی هستند که ما را در فهم درست حدیث و درک مقصود اصلی گوینده یاری می‌کنند.

2ـ سبب ورود یعنی زمینه پیدایش حدیث، که سخن معصوم بر آن ناظر است و اعمّ از شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و شامل حالتهای راوی و پرسشهای آشکار و نهان مخاطب و دیگر قرینه‏ هاست.

3ـ با توجه به اسباب ورود حدیث در دوره شکوفایی، دوران امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) اهمیت بیشتری دارد. زیرا در این دوره، فتاوی فقیهان و عقاید متکلمان بسیاری عرضه شده بود و امامان به‌گونه‌ای مستقیم یا به ‏وسیله شاگردان خود، به نقد و بررسی آنها پرداخته یا ناچار از همراهی با آنان و تقیّه بوده‌اند.

4ـ قرینه‏ های مقامی و تأثیرگذار به طور کامل نقل نشده ‏اند و دانش ‏پژوهان ‏برای دست‌یابی به آنها ناگزیر از مراجعه به کتب گوناگون فقهی، تاریخی، تفسیری و عقیدتی هستند.

5ـ رکن بنیادین شیوه بازیابی این قرینه‏ ها در حوزه حدیث و تفسیر، همان شیوه بازیابی خانواده حدیث است، که در درس بعد خواهد آمد.

6ـ توجه به اسباب ورود حدیث مانع از تعمیم های نادرست در احادیث می‌شود و احکام فقهی و برداشتهای فکری را تصحیح و حقیقی می‌نماید.

 
چکیده
قرینه ‏های منفصل کلامی، که بیشتر احادیث مشابه و مرتبط‌ اند، در کنار حدیث مورد بررسی، خانواده حدیث را تشکیل می‏دهند.

2ـ میان احادیث هم‌خانواده، رابطه‏ های متعددی (مانند تخصیص، تقیید و تبیین) برقرار است و گاه نیز همگی کاملاً هم‌مضمون، ولی بر یک موضوع ناظرند.

3ـ تشکیل خانواده حدیث، یعنی یافتن این احادیث و فهم نسبتهای آنها با همدیگر، برای فهم مقصود اصلی گوینده حدیث.

4ـ زمینه ضرورت جستجو از قرائن و تشکیل خانواده حدیث از دو نکته ناشی می‏شود: اول، هماهنگی کامل میان ائمه (علیهم السلام) که نتیجه آن، عدم پذیرش اختلاف میان احادیث آنان است و دوم، وجود نقلهای متفاوت و رواج شیوه نقل معنوی در کنار نقل لفظی.

5ـ جستجوی احادیث هم‌خانواده سیره محدّثان نیز هست و از این رو، کتابهای حدیثی شیعه‏ بیشتر به شیوه موضوعی (نه مسندی) تدوین شده است. نمونه مشابه این‏ شیوه، تفسیر موضوعی قرآن در سده اخیر است.

در تشکیل خانواده حدیث، قدر متیقّن نقلهای گونه‏ گون از میان‏ نقلهای معنوی و گاه تصحیف ‌شده و نادرست، یافته و معتبر می‏شود و بخشهای متفاوت هر نقل، تنها به شرط عدم تعارض، اعتبار می‏یابند.

 
چکیده
یافتن و تشکیل خانواده حدیث، ما را از نسبت دادن حکم نادرست به‏ شارع باز می‏دارد و موجب می‏شود در اولین برخورد با حدیث عام، عمومیت را از آن استنباط نکنیم و اطلاق را بدون جستجو از مقیّد حجّت نشماریم.

2ـ فایده دیگر بازیابی خانواده احادیث تبیین روایات مجمل و مبهم است‏ و نیز توانایی ارجاع روایات متشابه به روایات محکم و رفع شبهه از این طریق. بسیاری از فقیهان، محدّثان و مفسّران از این شیوه استفاده نموده و روایات مجمل را شرح کرده ‏اند.

 
چکیده
1ـ دست‌یابی به احایث هم‌خانواده، از طریق مراجعه به جوامع روایی و کاربرد معجم های موضوعی و لفظی، به هر دو شکل مراجعه به کتاب و استفاده از رایانه، میسّر است. به ویژه به کمک رایانه و با استفاده از ترکیبهای گونا‏گون کلمه‏ ها، می‏توان احادیث هم‌موضوع و متشابه را یافت. هر پژوهشگر خود باید در سیر تحقیق، کلید واژه ‏های رساننده به احادیث مرتبط را حدس زند و از طریق‏ جستجو و پی‌‌گیری آنها به خانواده حدیث دست یابد.

2ـ برخی شبهه‏ ها نیازمند بررسی روایات دیگری نیز هست، که موضوع‏ آنها به نحوی با موضوع اصلی ارتباط دارد. این احادیث در دو دسته کلی‏ مرتبط و متقابل جای می‏گیرند. مجموع این چند دسته بزرگ حدیث را خانواده بزرگ حدیث می‏نامیم.

3ـ گاه احادیث دسته متقابل چنان پرتعداد است که تصوّر اولیه ما را از جایگاه ارزشی دسته اول تغییر می‏دهد. احادیث حزن نسبت به احادیث فرح (سرور) چنین حالتی دارند.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

چکیده‏
1ـ شناخت و بازیابی احادیث معارض و حلّ اختلاف روایات با یکدیگر، خود از شاخه‏ های مهم دانش فقه ‏الحدیث است؛ به ویژه اگر این تعارض و اختلاف به سادگی قابل حل نباشد.

2ـ اهمیت مبحث تعارض و حلّ اختلاف احادیث از آنجاست که ما نمی‏توانیم معصومان (علیهم السلام) را دارای اندیشه‏ ها و سخنان معارض بدانیم و احکام‏ متناقض را به آنان نسبت دهیم.

3ـ عوامل پیدایش تعارض اخبار متعدّدند و برخی (مانند: بدفهمی، نیافتن قرینه‏ ها، تصحیف و نقل به معنا، جعل حدیث و اختلاف سطح راویان و مخاطبان) به ما مربوط می‏شود و برخی عوامل دیگر (مانند: تقیّه، نسخ و تدریجی بودن بیان برخی احکام) بیشتر با گویندگان حدیث ارتباط دارد.

4ـ حلّ اختلاف اخبار به همه دانشهای حدیثی و به‌‌ویژه سایر مباحث‏ فقه ‏الحدیث نیاز دارد؛ امّا توجّه به اخبار معارض در فهم احادیث نیز مؤثر است. این تأثیر در هر دو زمینه است: تأثیر در مفهوم متن و تأثیر در مقصود گوینده.

5ـ تأثیر در مفهوم متن، به شکل چرخش از معنای حقیقی به معنای‏ مجازی، تبدیل معنای وجوبی به استحبابی و جوازی، حمل جواز فعل بر موارد ضرورت و نیز حمل الفاظ ظاهر در حرمت بر کراهت پدیدار می‏شود.

6ـ توجّه به احادیث معارض در کشف مقصود اصلی گوینده حدیث نیز تأثیر دارد. دو نمونه کلّی و بارز این تأثیر تقیّه و نسخ هستند.

تقیّه یعنی آنکه معصوم (علیه السلام) مراد جدّی خود را پنهان دارد و در نتیجه آنچه از ظاهر متن فهمیده می‏شود، قابل استناد نباشد.

نسخ نزد شیعه، به معنای تخصیص زمانی حکم است. ناسخ جاودانگی‏ معنای حکم را از میان می‏برد و آن را به دوران خاصّی محدود می‏کند.

9ـ گفتنی است که نسخ و تقیّه به طور معمول، پس از عدم امکان جمع به‏ کار گرفته می‏شوند و مانند تخصیص و تقیید و نیز حمل بر استحباب و ضرورت، راه‌حلهای عرفی و عمومی نیستند و به‌ویژه نسخ، بسیار اندک اتفاق می‌افتد و اثبات‏ آن نیازمند دلیل معتبر است.

10ـ توجّه به احادیث معارض، در فهم مقصود مباحثی مانند جری و تطبیق و ظهر و بطن در احادیث تفسیری نیز مؤثّر است.

 
چكیده
1ـ آخرین گام در تعمیق فهم حدیث، توجه به کوششهای بشری است، که چه در زمینه حدیث و چه در دانش مرتبط با حدیث یا ناظر به محتوای آن صورت گرفته است.

2ـ ما معتقدیم تأثیر دانش بشر بر فهم حدیث دائمی و لزومی نیست، اما وجود دارد و از این ‌رو، توجه به فهم دیگران و نیز بهره‌گیری از علوم بشری می‌تواند فهم ما را تغییر دهد یا تعمیق بخشد.

3ـ چگونگی تأثیر دانش بشر بر فهم حدیث حداقل دو گونه است: گونه نخست به شکل ایجاد سؤال و در نتیجه افزایش دقت در حدیث و گفتگو درباره آن و بیرون کشیدن لایه‌های درونی است و گونه دوم هنگام تعارض داده‌های علوم و مفهوم حدیث امکان وقوع می‌یابد.

گاه قطعیت تجربه‌های مکرر علمی موجب تغییر فهم اولیه ما نسبت به عموم یا اطلاق حدیث می‌گردد و گاه معنای آشکار احادیث معتبر، موجب تردید در تحلیلها و نظریه‌پردازیهای علمی می‌گردد. در مواردی هم هر دو قطعی و غیر قابل تأویل هستند، که در این صورت باید تفسیر حدیث را به استناد احادیث « ردّ العلم » به گویندگان حدیث وانهاد.

5ـ فهم های روشمند از حدیث با ورود اطلاعات جدید، لزوماً تغییر نمی‌کند و تأثیرگذاری تصادفی هر گزاره علمی جدید، تا زمانی که روشمند نشده و قابلیت تعلیم و تعلّم نیافته، قابل توصیه نیست؛ اما توجه به پرسشهای هر عصر، به شیوه اجتهاد فقه شیعی، لازم است.

6ـ شرحها و ترجمه‌های فنی و درست حدیث نیز، جلوه دیگری از کوششهای بشر در فهم حدیث است و از این‌ رو، مراجعه به کتب شرح حدیث و ترجمه‌های کهن و معتبر، به ویژه اگر نوشته شارحان جامع‌نگار باشد، می‌تواند سودمند افتد و به تصحیح یا تعمیق فهم ما بینجامد. گفتنی است که اهمیت فهم دیگران به معنای حجّت بودن آن نیست.

***

* یک بنده خدایی از تازه بدوران رسیده های تند که تازه لیسانس حقوق گرفته بود و چند تا مقاله و سخنرانی و کتاب خوانده بود راساری,گاهنوشته های محمود زارع روزی در حاشیه یک جلسه 3 روزه ای دیدم ( من چون خودم را در حد دیپلم و  حتی نازلتر از آن - تحصیلات متوسطه - معرفی کرده ام تا ایشان راحت باشند و عنوان و مدرک موجب کندی و تیزی و ایضا حیاء بیهوده وی نگردد ؛ متاسفانه همین باصطلاح کف نفس ما ؛ موجب جسارت بیش از حد ایشان بدلیل بی ظرفیتی , شد  ) ... داشت به زمین و زمان اعتراض میکرد و ایضا تمسخر بخصوص بخود من که ... ! حالا ماجرا زیاد است و من هم فقط گوش تحمًل داشتم و تبسم ... الغرض منظورم این بود که ایشان داشت درباره مساله ای نقد میکرد و روایاتی را بدون سند و صحت و هم بررسی سندی - که انتظار از ایشان البته نداشتم - و بدون در نظر گرفتن نسخ و تعارضات و ... بر سر من بیچاره دیپلم و زیر دیپلم معرفی شده ؛ می کوبید و بخصوص که در آن جمع 4 نفر از نسوان مجرده محترمه معظمه هم حضور داشتند و ایشان خلاصه خیلی دور برداشت تا برای آنکه دلی برباید و خودی نشان دهد و یلی خود بنمایاند خویش را همچنان بمن و منطق من میتاخت و ما هم کظم غیظ همچنان بر خویش روا داشته تا آن بنده خدا بمراد خویش برسد ... تا اینکه من صبر کردم تا آن علیا مخدره ها رفتند که تا نکند بیچاره ضایع شود و بعد شروع کردم در تنهایی با ایشان با همان لحن آتشین همانند  وی منتها با رو کردن تمامی داشته و یافته های دانش آموزی خویش ... , تا بدانجا که فهمید در بد چاله ای افتاده که از همان اول نمیدانست در تله مرصادی است بعد از چندی با طمانینه و تبسم بایشان گفتم : برادرم ؛ علم بررسی و نقل احادیث آنچنانکه تو با تمسخر میگفتی ؛ چه میخوانند جز قرب قرب قرت و ضرب ضرب ضرت و ... ( که خیلی بی ادبانه شده بود ) کاری است تخصصی تر از حد و اندازه های تو و هکذا ... بعد از حدود یکماهی - چون شماره تماس مرا گرفته بود - گویا در پنهانی های خویش بوجدان خویش مراجعه و برگشتی نموده بود و زنگ زد و گفت : برعکس تمام چرندیاتی را که قبلا گفته ام ( عین نقل خودشان هست ) باین نتیجه رسیده ام که : هر علمی نزد غیراهلش ضایع میباشد !! من البته همانجا بایشان عرض کردم که بخوب نتیجه ای رسیده ای اما سند این حرف درست را بمعصوم برسان که جمله ای از معصوم علیه السلام میباشد که هر علمی نزد غیراهلش ضایع میباشد ... و ایشان گفت اینهم آخرین درس بود که پتک وار بر سرش کوبیده شد که ما البته پتکی نداشتیم و نه قصد کوبش! ... خاطره ای بود که باز گفتیم ...
...

امیدوارم دوستان که اگر علاقمند به بحث و بخصوص علاقمند به نظر دادن پیرامون معارف دینی در کلوبها و اجتماعات هستند لااقل با مبانی و مبادی بعضی از علوم آشنایی پیدا بکنند بعد خویش را علامه سیاست و علامه حقوق و علامه معارف و علامه هر بحثی ... بدانند و شآنی چنین برای خود منظور دارند زیرا دفاع بد ضربه بسیار بدی بر پیکره حقیقت میباشد . یا علی ( محمود زارع . مازندران )


محمود زارع


تایپ و تنظیم و گرافیک و نشر : فاطمه زارع ( آبگینه ساری )


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.