ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در ایران در تمامی دوره ها , دو نوع اسلام یعنی دو نوع برداشت از اسلام وجود داشته که هر نوع تقسیم بندی دیگر را میتوان ذیل این دسته بندی کلی جای داد. اسلام باصطلاح سنتی و اسلام غیرسنتی .

برای من صرفا مهم آن نیست که آیا این نامگذاری صحیح هست یا نه و یا تا چه میزان درست میباشد هر چند که در نام نهادن به دسته بندی ها باید دقت لازم را داشت تا دامنه تعبیر و تفسیرهای متفاوت و متناقض را کم کرد اما همه شما بخوبی میتوانید دو نوع برداشت از اسلام را در بین متفکرین و حتی توده مردم ببینید.

اسلام سنتی بیشتر در برابر هرگونه تحرک و پویایی در برداشتی نو و جدید و مطابق با مقتضیات و شرائط روز دنیا را مورد نظر دارد. و بهمین جهت هم چنین تقسیم بندی ایی را میتوان عمده و واقعی تر دانست.

موضوعات و موارد افتراق این دو نوع دیدگاه بسیار زیاد میباشد که یکی از آنها که امروزه در سطح بین الملل عمده شده است بحث سازگاری یا ناسازگاری اسلام با حقوق بشر میباشد. وقتی هم گفته میشود حقوق بشر میتوان دو نوع از حقوق بشر را مد نظر داشت. حقوق بشری که در سند رسمی سازمان ملل متبلور هست و حقوق بسری که بطور عمده و با ضمانت مباحث نظری عمده تر از سوی دانشمندان و متفکرین بعضا طرح میشود.

در ایران بخصوص چالش ناسازگاری و بقول بعضی ها مخمصه تطبیق اسلام با حقوق بشر را برای مدافعان و بهتر است بگوییم طراحان اسلام سنتی – چون بنظر من ما دو نوع اسلام نداریم و اسلام یک اسلام هست اما این ما هستیم که با نوع و نحوه نگاهمان خود و بخصوص اسلام را تبدیل میکنیم به سنتی و مدرن و یا هر نوع نامی دیگر – بیشتر داریم. یعنی این دسته بسی بیشتر با این چالش مواجه میباشند. عقیده مندان به اسلام سنتی بجای واژه ترکیبی حقوق بشر از عنوان دیگری بنام حقوق واقعی انسانها داد سخن میدهند. منقدین اسلام سنتی میگویند که < حقوق واقعی انسان بخشی از مصالح نفس الامری است که در وضع احکام شرعی از سوی خدای حکیم بطور کامل لحاظ شده است و یگانه‌راه معتبر شناخت این حقوق، مراجعه به وحی‌الهی است >. (1) 

در این باره آنها معتقدند که < درك همه‌جانبة مصالح و مفاسد خفیه امور جزئی و ریز از سوی عقل انسانی در حكم محال است. دراسلام سنتی، انسان هرچند بالقوه از گوهری شریف است اما بالفعل به میزانی كه به محور كرامت و شرافت تقرب می‌جوید صاحب منزلت می‌شود. منزلت انسان متوقف بر میزان تقرب او به فضایل و كمالات الهی است. برهمین منوال حقوق واقعی انسان‌ها نیز به جایگاه دینی او بازمی‌گردد >.  (2)

خلاصه کلام آنکه توجه به عقل جمعی بشر با همه نواقصی که دارد؛ در دیدگاه غیرسنتی از اسلام دارای جایگاهی رفیعتر از گروه مقابل بنظر میرسد . آنها چشم به آن دارند که بمرور زمان و با گسترده تر شدن علم و توانایی بشری بخصوص در مسیر کسب تجربه قوانین وضع شده قابل تغییر بوده و حتی تغییراتی مثبت نموده اند.  (3)

یکی از واژه های کلیدی که حامیان اسلام غیرسنتی در ادبیات خود بکار میبرند " اسلام تاریخی " است . آنها پیام قدسی و آسمانی وحی الهی را آمیخته با عرفیات مردم در عصر نزول دانسته هر چند که چنین پیامی را در همه زمانها قابل دفاع میدانند آنهم با سربلندی ! در این وجه آنان یکی از وظایفی را که برای خود و بخصوص عالمان دینی مقرر میدارند همانا استخراج دوباره پیام قدسی و تفکیک رسوبات عرفی آمیخته با پیام قدسی وحی الهی میدانند. خلاصه آنکه آنان چنین آمیختگی را لاجرم و ناچار میدانند گویا وقتی قدسیتی خاص آنهم در سطح و حد کلام خالق وقتی میخواهد به زمین و برای زمینیان نازل بشود از چنین آمیختگی ایی ماچار میباشد و چنین محدودیتی را صرفا بدلیل خاکی بودن زمینیان و محدودیتهای انسانی باید پذیرفت و در اینجاست که عقل بشری در مسیر تجربه و طول زمان وطیفه ای خودبخودی را دارا میگرددو آن همان بررسی و ایجاد انفکاک و نهایتا استخراج هرچه صحیحتر متن و اصل آن پیام ناب و قدسی است و این موضوعی است مستمر در طول زمان برای زمین و زمینیان . خلاصه انسان دارای عقل و درایت و فهم و شعور میباشد و خداوند بسیاری از موارد را به همین بزرگترین و در واقع اولین مخلوق خود یعنی عقل وانهاده است . 

متفکرین اسلام غیر سنتی با تقسیم تعالیم اسلام به چهار بخش عمده ( اعتقاد و ایمان – اخلاق – عبادات – احکام شرعی غیرعبادی ) به سنت گرایان ایراد میگیرند که آنها بطور نابرابرانه ای این چهار بخش را مورد توجه قرار داده اند. بخصوص نسبت به برجسته کردن بخش چهارم یعنی همان احکام غیرشرعی که به آن فقه معاملات یاد میشود , کوشیده اند و این باعث آن شده است که بخشهای دیگر ضمن کم توجهی مورد اغفال حتی قرار بگیرند و باعث انحرافاتی عمیق در نوع نگاه آنان به اسلام شده است . تاکید و توجه فقهایی بسیار بر این جنبه از تعالیم اسلامی بنوعی به دیگر وجوه معارف اسلامی سایه ای قهرآمیز و حتی منحرف کننده انداخته است . 

بخش دیگر از استدلال های گروه مترقی در برابر سنتی ها در برقراری ویژگیهایی برای احکام غیرعبادی جلوه گر میشود. آنان این احکام را دارای چند ویژگی خاص میدانند که در نهایت به دو نوع احکام ثابت و لایتغیر و احکام قابل تغییر و متناسب با مقتضیات عقلی و زمانی بشر قابل تقسیم میدانند!  (4)

یکی احکامی هستند که از جهت تلازم با مصالح بشری دارای استمرارند و لذا در اینجا مقتضیات زمان حاکم بر این نوع احکام نخواهند شد و بدین جهت غیرقابل تغییرند. و دیگری آنکه تغییر عنوان حسن به قبح و بالعکس متناسب با مقتضیات زمان بر آنها مجاز میباشند. احکام شرعی در بخش معاملات بخصوص از این نوعند.

قصد آنها در چنین تفکیکی بیشتر بدین خاطر است که میخواهند بگویند بحث حقوق بشر و بویژه تعارض موجود بین آنها به احکام قسم اول برنمیگردد و لذا امری ثابت و لایغیر نیست که نتوان آنرا با اسلام قابل توجیه دانست. (5) در نهایت این دسته از متفکرین اعتقاد دارند که اگر عقل یکی از ادله اربعه مشهور تلقی و پذیرفته شده است ضرورتا عقل تنها بر تشخیص ماهیت حکم از ادله نیست بلکه در تعیین شرط زمانی و یا تقید زمانی حکم نیز صلاحیت داشته و میتواند زمان پایان یک حکم نقلی غیرثابتی را نیز تشخیص دهد. (6)
ناتمام ..
محمود زارع
www.mzare.ir 
 ۲ آذر ۱۳۸۸ 
پاورقی
.........................................

  1- قم، 26 اردیبهشت 1386تحت عنوان بازشناسی حق عقل، شرط لازم سازگاری دین و حقوق بشر. آدرس اینترنتی: http://www.kadivar.com/Index.asp?DocId=1742&AC=1&AF=1&ASB=1&AGM=1&AL=1&DT=dtv

2-   همان منبع
3-   ... در مقابل ركن نظام حقوق بشر باور به توانمندی نسبی عقل انسانی در درك نیازها، مصالح و مفاسد است. عقل جمعی بشر در پناه تجارب مستمر جوامع انسانی به چنین كشف و وضعی اقدام می‌كند و دستاورد خود را نیز نهایی و غیرقابل تغییر نمی‌شمارد. این اندیشه بر توان عقل انسانی در یافتن موازین عدالت تأكید دارد.../ همان منبع

 4-  احكام شرعی(غیرعبادی) در عصر نزول چهار ویژگی داشته‌اند: اول: مطابق عرف آن روز عقلایی محسوب می‌شدند. دوم: مطابق عرف آن روز اخلاقی به حساب می آمدند. سوم: مطابق عرف آن روز عادلانه تلقی می‌شدند. چهارم: درمقایسه با احكام دیگر ادیان و مكاتب راه‌حل برتر به‌حساب می‌آمدند. همگی این احكام با رعایت چهار ویژگی یادشده در زمان نزول احكامی مترقی و در پی‌افكندن نظمی دینی موفق بودند. عقل جمعی آدمیان در آن دوران راه‌حل بهتری در چنته نداشت و سیرة عقلایی آن عصر معقولیت آن احكام را امضا می‌كرد و هیچ‌یك از این احكام را ظالمانه، خشن، موهن یا غیرعقلایی یا غیر اخلاقی ارزیابی نمی‌كرد. هرحكم شرعی تا زمانی كه تأمین‌كنندة این مصالح نوعیه باشد اعتبار خواهدداشت./ ماخذ قبلی

 5-  احكام شرعی موجود در قرآن كریم و سنت پیامبر(ص) و ائمه از دو قسم فوق خارج نیستند. قرآنی‌بودن یك حكم شرعی به‌معنای این نیست كه از احكام دائمی ملازم با مصلحت مستمر است، بلكه بسیاری از احكام شرعی كه با وجوه و اعتبارات مختلف مصلحتشان تغییر می‌كند نیز مستند قرآنی دارند. درواقع بحث ناسخ و منسوخ كه از مهمترین مباحث علوم قرآنی، كلام و اصول فقه است به‌همین معنا است. نسخ یعنی رفع حكم ثابت شرعی به‌واسطة به‌سرآمدن زمان واَمَد آن..... واضح است كه مراد از نسخ در قرآن، نسخ حكم بدون نسخ تلاوت است. یعنی اینكه آیة منسوخ دال بر حكم موقت و مشروط بوده اگرچه به لسان غیرموقت و مطلق ادا شده‌باشد، با نزول آیة دوم درمی‌یابیم كه اَمَد یا زمان حكم به‌سررسیده و مصلحت آن منتفی است و تكلیف در عمل به آیة دوم(یعنی آیة ناسخ) است. دلیل ناسخ نمی‌تواند از دلیل منسوخ ضعیف‌تر باشد. .... /ماخذ پیشین

 6-  امروز در حوزة احكام شرعی غیرعبادی انسان معاصر می‌پندارد به مصالح و مفاسد برخی اوامر و نواهی دست یافته‌است. هرجا عقل حكمی را درك‌كرد حجت است، حجت بالذات. انسان معاصر در ادراك خود در این امور تردیدی ندارد. اگر كسی هنوز به چنین ادراكی دست‌نیافته مجاز نیست ادراك دیگران بلكه عرف عقلایی معاصر را تخطئه كند. عقل مسلمان معاصر در برخی احكام شرعی اسلام سنتی با ادلة نقلی همسو نیست، بلكه معارض است. قوت عقل امروز به میزانی است كه می‌تواند قرینة تصرف در ادلة نقلی و كاشف از موقت‌بودن آنها را باشد. بحث عقل از بحث بسیط دیروز كه منحصر به مستقلات عقلیه و مسألة حسن و قبح عقلی بود به مراتب گسترده‌تر و عمیق‌تر شده‌است./ همان ماخذ








https://telegram.me/zaresari




مطالب دیگر وبلاگ :

شأن نزول، فضای نزول و جوّ نزول
فلسفه یا تفلسف
سند جهالت
مزد گناه بویژه خیانت را زود در کاسه ات میگذارند!
سیر تكاملی در برزخ
تفسیر سوره مائده 05 (200)
محصولات مناطق ایران بزبان نظم
طهارت باطن
حكمت طهارت با آب
ما در آثار صنع حیــرانیــم (5)
مومنین مشرک !
ما در آثار صنع حیــرانیــم (3)
اختلاف شیعه و سنی در وضو گرفتن
تفسیر سوره مائده 04 (199)
انتظار واقعی
توجه به دردمندان و گرسنگان
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
آثار انتظار فرج
انتظار فَرَج
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
سیاست به جای هدف
معضل لجوج
شهید صدر و مروت با دشمنان
(خطورات) از آنجور حرفا ...
بدگویان ...
عرفان در شاهنامه
تفسیر سوره مائده 03 (198)
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 19 )
بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ
تفسیر سوره مائده 02 (197)
چرایی ضرورت تفسیر قرآن کریم
یا ایهاالذین آمنوا ...
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
آیا تفسیر قرآن ممكن است؟
آقایم حسین بن علی (ع) است
شعرگونه ای پیکش مولا حسین جان
تفسیر سوره مائده 01 (196)
قرآن كریم به زبان فطرت انسانها
قرآن جهانی و تفاوت زبان
مردان الهی بدنبال قدرت نیستند
آداب سخن گفتن
بی ‌معنا شدن کلمه و سلامت جامعه
حرف‌های بزرگ،سخنان تند و ... هیچ!
پیامبر شریعت سمهه و سهله
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
روستای تیلک و تحقق یک آرزو
لَن تنالوا البرَّ حتی تُنفِقوا مما تُحبّون
جامعه فرعونی و جامعه مهدوی
مراد از تفقه چیست؟
حکایات سعدی در تأثیر تربیت (3)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.