ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بعضیها را مجبورم دوست داشته باشم ! تعجب نكنید. فقط باور كنید . من اینجوریم دیگه . پیش خودم محمود زارعمجبورم دوستشان داشته باشم .

اكثر آنهائی را كه از جهت میل و فكر و ... قبول ندارم ولی دوستشان دارم. این عدم مقبولیت است كه مرا مجبور میكند. وگرنه بطور ناب و بی اختیار و جبر دوستشان میداشتم.

ولی بعضیها هم آنقدر مخنث هستند كه آدمی نمیتواند موضعی در برابر دوستی { یعنی براساس معیار دوست داشتن یا (نداشتن ؟!) } اتخاذ كند.

غلط بگم. اینكه نمیدانم آیا دوستشان دارم یا نه؟ یا اصلا میتوانم دوستشان داشته باشم یا نه؟ اینها دیگر عذاب دائمی منند!!!

غالب این مخنث های بشرح فوق مرا باشتباه و انحراف میاندازند. گناهانی ناخواسته و پشیمانیهای فراوان كه چرا در دلم گاهی سوءظن نسبت به این بندگان ( بندگانی كه خود شاید نمیدانند كه بنده خالقند ) پیدا میشود.

نفسم میگوید . اسم ببر . چند تا همكار . چند تا فامیل و قوم و خویش . چند تا همسایه و.... ولی روحم میگوید . آلوده آنها نشو! من حرف نفسم را عمل نمیكنم . گرچه عمل به خواسته های نفس شیرین است!

راستی چرا بایستی بگونه ای زیست یا زندگی كرد كه موجب عذاب و گناه دیگران شد؟؟؟!!!!
محمود زارع
www.mzare.ir
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

عکس بابا در نوجوانی / دریا
توجه : جز موارد خاص تمام این وبلاگ بوسیله اینجانب مدیریت میشود و گزارش آنرا به پدر میدهیم . البته من خودم وبلاگی در بلاگفا دارم تحت عنوان آبگینه ساری با رنک +3 :) که گاهی مطالب پدر را در آنجا هم قرار میدهم ولی آن وبلاگ مطالب برگزیده مختلف و مبتلابه هست ( فاطمه زارع )



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.