ساری

النوبة الثالثة
« وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّی أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ» الآیة...

یوسف حفیط و علیم

ابتداء بلاء یوسف خوابى بود كه از خود حكایت كرد: « إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً»،
و سبب نجات وى هم خوابى بود كه ملك مصر دید گفت: « إِنِّی أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ»
تا بدانى كه كارها بتقدیر و تدبیر خداست و در كار رانى و كار سازى یكتاست، هر چند سببها پیداست، اما با سبب بماندن خطاست.

پیر طریقت گفت:
سبب ندیدن جهلست اما با سبب بماندن شرك است،
از سبب بر گذر تا بمسبّب رسى، در سبب مبند تا در خود برسى،
عارف را چشم نه بر لوح است نه بر قلم، نه بسته حوّاست نه اسیر آدم،
عطشى دارد دایم هر چند قدحها دارد دمادم،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ» ...

یوسف حفیط و دانا

الاختیار مقرون بالاختبار، یوسف خود را اختیار كرد لاجرم در ورطه امتحان و اختبار افتاد و اگر طلب عافیت كردى یا بى اختیار طریق اضطرار سپردى، بودى كه بى بلا و بى وحشت زندان از آنچ مى‏ترسید آمن گشتى و از آنچ آن را با آن میخواندند با عافیت عصمت یافتى كه در خبر است:لو سأل العافیة و لم یسأل السّجن لاعطى.
لكن اختیار بلا كرد تا در آن بلا صدق از وى درخواستند و در محنت وى بیفزودند.

در تورات موسى است كه یا موسى خواهى كه در جنّات مأوى درجات على بینى و بمقام مقرّبان فرود آیى
از خود باز رسته و بدوست لم یزل پیوسته مراد خود فداء مراد ازلى ما كن، اختیار خود در باقى كن، بنده را با اختیار چه كار! اختیار اختیار ما است و ارادت ازلى ما است: و ربّك یخلق ما یشاء و یختار ما كان لهم الخیرة.

یوسف اختیار زندان كرد، لا جرم او را با اختیار خود فرو گذاشتند تا روزگار دراز در زندان بماند و نتیجه آن زندان كه خود خواست این بود كه گفت: «اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ»، تا ربّ العالمین او را عتاب كرد گفت: ... یا یوسف تو از ما زندان خود خواهى آن گه خلاص از دیگرى جویى و جز از من وكیلى دیگر خواهى؟
بعزّت من كه خداوندم كه ترا درین زندان روزگار دراز بدارم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ»

خدا باید حفظ کند والا فلا

چون اللَّه را با بنده عنایت بود، پیروزى بنده را چه نهایت بود،
چون اللَّه رهى را در حفظ و حمایت خود دارد، دشمن برو كى ظفر یابد،
پیروز بنده ‏اى كه اللَّه تعالى نظر بدل وى پیوسته دارد كه او را بهیچ وقت فرا مخالفت نگذارد.

بنگر بحال یوسف صدّیق كه شیطان دام خود چون نهاد فرا راه وى كه:
النّساء حبائل الشیطان. و ربّ العالمین برهان خود چون نمود فرا وى.

جعفر صادق (ع) گفت:
برهان حق جمال نبوّت بود و نور علم و حكمت كه در دل وى نهاد، چنانك گفت: « آتَیْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً » تا بنور و ضیاء آن راه صواب بدید، از ناپسند برگشت و بپسند حق رسید، نه خود رسید كه رسانیدند! نه خود دید كه نمودند!
یقول اللَّه تعالى: « سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علما ناخوب تر که علم سلاح جنگ شیطان است و خداوند سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد .

گناه از علماء زشت تر است

عام نادان پریشان روزگار
به ز دانشمند نا پرهیزگار
کان به نابینایی از راه اوفتاد
وین دوچشمش بود و در چاه اوفتاد
     « سعدی »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها»

کار نمودن دارد نه دیدن

بدان كه اقوال علما درین آیت مختلف است،
قومى گفتند یوسف (ع) بآن زن همّت كرد چنان كه آن زن بوى همّت كرد
قومى گفتند همّت آن زن دیگر بود و همّت یوسف دیگر، زن همّت فاحشه داشت و در دل كرد كه كام خود از وى بر دارد و یوسف همّت فرار داشت با مخاصمه، یعنى در دل كرد كه از وى بگریزد یا با وى برآویزد و فرمان وى نبرد.
قومى گفتند معنى همت آرزوى بود كه در دل آید بطبع بشرى بى اختیار و بى كسب بنده و بنده باین مأخوذ نباشد كه این در تحت تكلیف نیاید، پس این همّت نه از یوسف زلّت بود نه از آن زن، بلى زلّت زن بدان بود كه عقد و نیّت بدان پیوست و عزم كرد بر تحقیق آن همّت و خطرت و این عزم كسب بود لا جرم بدان مأخوذ بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ جاءَتْ سَیَّارَةٌ »
خداوند حکمت را بنیکوکاران میدهد
تعبیه لطف الهى است در حقّ یوسف
چاهى كه اندر قعر آن چاه با جگرى سوخته و دلى پر درد و جانى پر حسرت از سر بى نوایى و وحشت تنهایى بنالید و در حق زارید، گفت:
خدایا دل گشایى، ره نمایى، مهر افزایى، كریم و لطیف و مهربان و نیك خدایى،
چه بود كه برین خسته دلم ببخشایى و از رحمت خود درى بر من گشایى؟

برین صفت همى زارید و سوز و نیاز خود بر درگاه بى نیازى عرضه مى‏كرد تا آخر شب شدّت و وحشت به پایان رسید و صبح وصال از مطلع شادى بدمید و كاروان در رسید.

با دل گفتم كه هیچ اندیشه مدار
بگشاید كار ما گشاینده كار


كاروان بشاه راه آهسته و نرم همى آمد كه ناگاه راه بایشان ناپدید گشت و شاه راه گم كردند، همى رفتند تا بسر چاه، آن بى راه با صد هزار راه برابر آمد، دردى بود كه بر صد هزار درمان افزون آمد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ جاءَتْ سَیَّارَةٌ» ...

خداوند بندگان مخلص را حفظ میکند

مفسّران گفتند این سیّاره كاروانى بود كه از مدین مى ‏آمد بسوى مصر مى ‏شد و سالاران كاروان مردى بود مسلمان از فرزندان ابراهیم، نام وى مالك بن ذعر بن مدیان بن ابراهیم الخلیل، كاروان راه گم كردند، همى رفتند در آن صحرا و زمین شكسته تا بسر آن چاه رسیدند و چهارپایان همه زانو زدند و هر چند نه جاى فرو آمدن كاروان بود كه آب آن چاه به تلخى معروف و مشهور بود. امّا بعد از آن كه یوسف بوى رسید آب آن خوش گشت، چون چهارپایان آنجا زانو بزمین زدند مالك ذعر مردى زیرك بود، عاقل، مسلمان، بدانست كه آنجا سرّى تعبیه است، بفرمود تا كاروانیان بار فرو گذاشتند و آرام گرفتند و در كار آب فرو ماندند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثةوسیله آزمایش
إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى‏ أَبِینا مِنَّا...
برادران یوسف خواستند كه قاعده دولت یوسفى را منهدم كنند، و سپاه عصمت را در حقّ وى منهزم گردانند، و بر كشیده عنایت را بدست مكر خود بر خاك مذلّت افكنند، نتوانستند! و با قضاء رانده و حكم رفته برنیامدند! ...

حلق یعقوب را در حلقه دام محبّت یوسف آویخته دیدند، هر گاه كه نزدیك پدر در آمدند او را دیدند نشسته و آن بهار شكفته و ماه دو هفته را پیش خود نشانده و نطع وصال در خیمه جمال وى گسترده، ایشان چنان همى دیدند و از كینه و عداوت بر خود همى بیچیدند، با یكدیگر گفتند:
«لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى‏ أَبِینا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»،
پدر ما باین اختیار كه كرده كه یكى را بده برگزیده از راه صواب دور است، اكنون تدبیر آنست كه او را از چشم پدر غائب گردانیم، كه هر چه چشم نه بیند دل نخواهد، تا یكبارگى دل بر ما نهد و با ما پردازد، و این مایه ندانستند كه هر كه همه جوید از همه درماند: من طلب الكلّ فانه الكلّ،

اقبال یعقوب بخود بكلیت مى‏ خواستند بآن نرسیدند و بجاى اقبال اعراض دیدند چنان كه ربّ العزّه گفت: «وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ»،

آن گه از سر آن كینه و عداوت از روى تلبیس بر پدر باز شدند و از مكر این آواز دادند كه « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى و تقدّس: «إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ» ...

شیطان مسلط بر غافل از رحمن

«وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ» عصبة گروهى باشد از سه تا ده بدلیل این آیت كه ایشان ده بودند، و گفته ‏اند از ده تا بچهل چنان كه در آن آیت گفت: «لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ» و عصبه را از لفظ خود واحد بگویند، هم چون نفر و رهط، و اشتقاق آن از عصب است و تعصّب، و اقویا را گویند نه ضعاف را،

«إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ» ضلال درین موضع و دو جاى دیگر هم درین سوره نام محبّت مفرط است، آن محبّت كه مرد در آن با خود بر نیاید و برشد خود راه نبرد و نصیحت نشنود، معنى آیت آنست كه پدر ما یوسف را و بنیامین را بدرستى و تحقیق بر ما برگزیده و مهر دل بافراط بر ایشان نهاده، دو كودك خرد فرا پیش ما داشته، و ما ده مردیم نفع ما بیشتر، و او را بكار آمده تر.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 سورة یوسف – مكیة
النوبة الثالثة
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
آنهاییکه واقعا مومن اند خداوند نجاتشان را تضمین فرمود

نام خداوندى كه زبانها سزاى وى جست و ندید، وهمها فرا حجاب عزّت رسید و ببرید، گوشها فرا حقّ وى رسید و برسید، صفت و قدر خویش برداشت تا هیچ عزیز بعزّ او نرسد، و هیچ فهم حد او درنیابد و هیچ دانا قدر او بنداند، دانش او كس نداند، توان او كس نتواند، بقدر او كس نرسد،
لم یكن ثمّ كان را با لم یزل و لا یزال چه آشنایى! قدم را با حدوث چه مناسبت! حقّ باقى در رسم فانى چه پیوندد؟ ماسور تكوین بهیئة تمكین چون رسد؟

گر حضرت لطفش را اغیار بكارستى
عشّاق جمالش را امّید وصالستى‏
ممكن شودى جستن گر روى طلب بودى
معلوم شدى آخر گر روى سؤالستى‏


پیر طریقت گفت:
الهى، نور دیده آشنایانى، روز دولت عارفانى،
لطیفا، چراغ دل مریدانى و انس جان غریبانى،
كریما، آسایش سینه محبّانى و نهایت همّت قاصدانى،
مهربانا، حاضر نفس واجدانى و سبب دهشت و الهانى،
نه بچیزى مانى تا گویم كه چنانى
آنى كه خود گفتى و چنان كه گفتى آنى،
جانهاى جوانمردان را عیانى و از دیدها امروز نهانى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حرامخواران
.
مصادیق بارز این حرامخواری در جامعه فعلی ایران که از چهار دهه پیش شروع شده بانکهای ایران بخصوص بانکهای وابسته بنظام اسلامی ماست !

موسسات مالی دیگر هم بتبعیت از این نظام ظالمانه بانکی بخصوص اخذ دیرکردها؛ یکی پس از دیگری همچون قارچ سربرآوردند. در واقع علت العلل و انگیزه و ریشه اصلی موجودیت این ها هم همان نظام ظالمانه بانکی است که نه تنها جامعه را دچار مشکل کرده بلکه میرود تا تمامی خانواده ها را از هم بپاشد.

نظام بانکی بشدت ظالمانه که با مکیدن شیره جان سرمایه گذاران امکان تولید و توسعه اشتغال را گرفته و مردم را بیکار و بی عار رها کرده اند و اراده ای هم در کشور دیده نمیشود که بخواهد این وضع را اصلاح کند!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خدا
آن یکی آمد درِ یاری بزد
گفت یارش کیستی ای معتمد

گفت من، گفتش برو هنگام نیست
بر چنین خوانی مقام خام نیست

چون توئیّ تو هنوز از تو نرفت
سوختن باید ترا در نار تفت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ ذلِكَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ

طلم موجب خشم خداست

یحیى معاذ گفت: روزها پنج است، یكى روز مفقود دیگر روز مشهود سیوم روز مورود چهارم روز موعود پنجم روز ممدود،

امّا روز مفقود روز دینیه است كه بر تو گذشت وفایت شد و با تو جذر حسرت و تلهّف‏ در فوات آن نماند، دریافت آن را درمان نه، و با پس آوردن آن ممكن نه، و اگر گویى امروز تدارك كنم امروز را خود حقّى است كه جز حقّ خویش را در آن جایگیر نه، با تو جز ازین نماند كه گویى «یا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ» و ربّ العزّة آن كند كه خود خواهد، اگر بیامرزد فضل آن دارد، و فضل از وى سزا است، و اگر عقوبت كند بعدل كند، و عدل وى راست.

امّا روز مشهود این روز است كه تو در آنى، اگر خود را دریابى و عمل كنى، و سفر آخرت را زادى برگیرى، و مقام رستاخیز را عدّتى بسازى، وقت آن یافته‏ اى بغنیمت‏ دار، و ببیدارى و هشیارى كار خود بساز پیش از آنكه روز بسر آید، و وقت در گذرد و كوش تا امروز از دى ترا به بود كه مصطفى (ص): گفته مغبون كسى است كه دى و امروز او را یكسان است‏ «من استوى یوماه فهو مغبون».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ ...
پیروان درصفی پشت سر رهبران خود بمحشر می آیند

شعیب (ص) متعبّد بود، بر اداء طاعات و تحصیل عبادات پیوسته حریص و بر آن مواظب بود، ساعت شب بنماز مستغرق داشتید و هنگام روز بلفظ شیرین و بیان پر آفرین پیغام حق با قوم خویش گزاردید و ازین سخنان كه ربّ العزّة از وى حكایت میكند كمال كفایت و وفور عقل و نور بصیرت و حصول سكینه در دل وى پیداست،
و ذلك قوله: إِنْ كُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی
این بیّنت كه نوریست كه در دل تابد، تا خاطر از حرمت پر كند، و اخلاق را تهذیب كند و اطراف را ادب كند، نه پیش دعا حجاب گذارد، نه پیش فراست بند نه پیش امید دیوار، از اینجا آغاز كند علم ربّانیان، و یقین عارفان، و ناز دوستان.

وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً
باز نمود و بیان كرد كه آنچه یافتم و دیدم، نه از خود یافتم، و نه بمردى و قوّت خود بآن رسیدم، بلكه آن رزق الهى است، موهبت ربّانى و لطف ایزدى، همانست كه مصطفى (ص) گفت: «انا سیّد ولد آدم و لا فخر»
كرامتى عظیم، و نواختى كریم، از خداى كریم، و بدان فخر مى ‏نیارم، كه نه مكتسب منست، و نه بجلادت و قوّت من، تا بآن فخر توانم كرد، موهبت الهى است، و عطاء ربّانى بفضل خود كارى ساخته و پرداخته، و بى ما راست كرده.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِی‏ءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً الآیة.

ظالم در هر سطحی،ملعون الهی است

اشارت است بكمال حزن لوط و غایت درد و اندوه وى در راه دین،
هم تشریف است او را هم بشارت،
تشریف است از آن روى كه عزّت قرآن او را جلوه میكند، و از اندوه وى عالمیان را بر آتش اندوه مى‏نشاند، و خلعت مثوبت روز دولت ایشان را میدوزد، و
بشارت از آن است كه هر كرا بر آمدن مراد در طالع وى بود، نخست تیر بى ‏مرادى در كام وى نشانند، و بر درد و اندوهش اندوه فزایند، آن گه چون یكبارگى دل خویش باندوه سپرد، و از راه مراد خود برخاست، محبّت حقّ او را در پرده عصمت خویش گیرد كه:
« ان اللَّه یحب كل قلب حزین »
دوست دارد اللَّه دلى كه همه غم نادیدن وى خورد، همه بار درد نایافت وى كشد،
اندوهش بدان دهد تا روزى گوید، كه: لا تَحْزَنْ
ترس و بیم در دلش افكند، تا در وقت نزع او را گوید كه: لا تَخَفْ


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً
دروغ بر خدا باعث عزل ار رستگاری میشود

كردگار قدیم جبّار نام دار عظیم خداوند حكیم، جلّ جلاله و عزّ كبریاؤه و عظم شأنه در بیان قصه عاد و ثمود اظهار جلال و تعزّز و استغناى ازلى میكند،
سیاست جبّارى و عظمت قهارى خود بخلق مینماید، تا بدانند كه او بى ‏نیاز است از جهان و جهانیان، نه ملك وى بطاعت مطیعان، نه عزّت وى بتوحید موحدان، نه در جلال وى نقص آید از كفر كافران، درگاه عزّت را چه زیان، اگر همه عالم زنّار بر بندند: در باغ جلال گو خلالى كم باش.

فرمان آمد كه اى هود تو عاد را بخوان، اى صالح تو ثمود را بخوان، اى ابراهیم تو نمرود را بخوان،
شما میخوانید و من آن كس را بار دهم كه خود خواهم كارها بارادت و مشیّت ما است ازل و ابد مركب قضا و قدر ما است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیها إِلَیْكَ

عزت فقط از آن خداست

اشارت است بجلال قدر مصطفى (ص)، و كمال عزّ وى لطف ایزدى است كه گوهر فطرت محمد مرسل را جلوه میكند،
میگوید: ما قصّه پیشینان، و آیین رفتگان، و سرگذشت جهانیان از قوم نوح و عاد و ثمود و امثال ایشان همه بر تو كشف كردیم، و مشكلهاى غیبى و نكتهاى علمى خلق را بر زبان تو بیان كردیم دو معنى را،
یكى اجلال قدر تو خواستیم، و كمال امانت و دیانت تو وا خلق نمودیم، تا جهانیان بدانند كه
مفتى عالم جبروت و منهى خطّه ملكوت تویى،
محلّ كشف اسرار ازل و ابد تویى، آن اسرار كه با تو بگفتیم با كس نگفتیم،
و آن انوار كه بدل تو راه دادیم بكس ندادیم،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فـــــرمود رسول قادر لــم یزلــــی
در شأن وصیّ خویش با صوت جلی
افضــــل بُـــــوَد از طاعــــت كلّ ثقلیــن
یك ضــــربت روز خنــــدق از دست علی

ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ما به محبان علـی و عمر
هیچ نگوئیم زخیر و زشر
حشر محبان علی با علـی
حشر غلامان عمر با عمر

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
*
گر بند لسانی گسلد از بندش
معدوم شود وجود حاجتمندش
باید که ز مشرق دلش سر نزند
جز مهر علی و یازده فرزندش


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)

همه میدانند منجمله وجدان تو ( گر بوجدانت راه دهی ) همین


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْیُنِنا
ظالمین در زمان قطعی شدن عذاب توبه میکنند!
نوح را فرمان آمد از روى شریعت بظاهر حكم كه از چوب ساج كشتى ساز و درو نشین تا از طوفان برهى
و از روى حقیقت بحكم تخصیص و نعت تقریب بسر وى ندا آمد كه دریاى نفس در پیش دارى دریاى مغرق مهلك در آن گردابها است پر خطر. و نهنگان جان رباى بر رصد، و ناچار بر آن عبره مى‏باید كرد تا بساحل امن رسى،
از اخلاص كشتى ساز بسه طبقه یكى خوف و دیگر رجا و سوم رضا،
وانگه بادبان صدق بر آن بند و بر مهبّ صباى اطلاع ما بدار.

اینست كه گفت: بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا كه ما خود چنان كه باید راند و آنجا كه باید راند خود رانیم
هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
از روى اشارت میگوید بنده من تدبیر كار خود وا من گذار و خویشتن را یكسر بمن سپار و تصرف خود دور دار تو محمول لطف مایى و محمول الكرام لا یقع فان وقع وجد من یأخذ بیده.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‏ رَبِّهِمْ ...
هدایت بشرط مزد نیست

از روى اشارت بر ذوق جوانمردان طریقت میگوید:
فردا ساكنان حظیره قدس و ملوك مقعد صدق و اشراف درجات علیّین ایشان خواهند بود كه امروز حلقه فرمان ما در گوش بندگى دارند، در سراى اخبات آرام گرفته، در شاهراه رضا بحكم بندگى گوش بفرمان داشته، و از راه معارضه برخاسته.

گفته ‏اند: حقیقت بندگى دو خصلت است:
آن كنى كه او پسندد، و
آن پسندى كه او كند،

اى مسكین، نمرود طاغى در كافرى یك بار تیر انكار در روى ایمان زد، تو در مسلمانى بروزى چندین بار تیر انكار و اعتراض بر روى احكام تقدیر زنى، صفت بندگیت كجا درست آید، رضا و تسلیم چون بود؟

بندگى آنست كه در كوى حقیقت كمر وفا بر میان بندى، و دست در بند شریعت دهى، كه تا دست در بند مى ‏بود هرگز بگشادن كمر نرسد
تو بنده‏ اى و راه آزادان میروى، تو بنده‏ اى و مراد خداوندان میجویى، بنده هرگز چون خداوند نبود، آزادى و بندگى هر دو بهم نیایند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما یُوحى‏ إِلَیْكَ...
ایمان فقط باذن الهی است
فرمان آمد از درگاه احدیّت و جناب صمدیّت بمهتر كائنات، و سیّد سادات، شمس هدایت، و كیمیاى دولت، سهیل سعادت، و بحر طهارت،
كه ما ترا بخلق فرستادیم تا طبیب دلهاى اندوهگنان باشى، مرهم درد سوختگان، و آسایش جان مؤمنان باشى،

این نامه ما بر ایشان خوانى، و آن لهیب آتش عشق ایشان و سوز دل ایشان در آرزوى دیدار ما امروز بر بنشانى، و فردا را وعده وصال و دیدار دهى،
پس بدانكه تنى چند ازین مهجوران عدل ما، و رنجوران داغ قطیعت ما، شنیدن آن مى‏ نخواهند كه ذوق آن نمیدانند، و حوصله آن ندارند، و آن گه از تو ترك آن مى ‏درخواهند آن را مى‏ بگذارى، و بر امید صلاح و ایمان ایشان مراد ایشان مى ‏جویى،
مكن اى محمد، مراد ایشان مجوى، و دل در ایشان مبند، كه ما ایشان را در ازل براندیم، و داغ حرمان و خذلان بر ایشان نهادیم.

اى سید
ایشان ترا دشمنان و بد خواهانند اگر سخنى بطعن گویند یا تعنّتى جویند دل خویش بتنگ میار، و اگر ایمان نیارند غم مخور، ایشان خبیث‏ اند و حضرت عزّت ما پاك است جز پاكان را بخود راه ندهد


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة هود - مكیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
خدازده را چاره نیست
صد سال برآید و بریزد دل من    
هم بوى وصال تو دمد از گل من


اى خداى كریم مهربان، اى نامدار رهى دار نگهبان، عالم تویى باسرار بندگان، مطلع خودى بر دلهاى دوستان،
بار خداى همه بار خدایان، خداوند همه خداوندان، پیش از هر زمان و پیش از هر نشان، در ملك بى در بایست، ملكى در ذات بى هامانست، خداوندى پاك از دریافت چون، منزّه از گمان و پندار و ایدون، بیننده هر تاریك، داننده هر باریك، نزدیك‏تر از هر نزدیك، نزدیك است ببر، تا دوست از شادى شود مست، دور است بقدر تا دشمن نداند كه هست، از دوست بجنایت نبرد كه بردبار است و وفادار، از دشمن بخدمت فرهیب نگیرد كه جبّار است و كردگار، نه عدل وى را چرا پیدا، نه فضل وى را منتهى پدید، نه عدل وى را درمان، نه فضل وى را كران، عدل پیش فضل خاموش، و فضل را حلقه وصال در گوش، نبینى كه عدل نهانست و فضل پیدا، تا دشمن مغرور است و دوست شیدا،

خداوندا آرام دل غریبانى، یادگار جان عارفانى، زندگانى جان و آیین زبانى، بخود از خود ترجمانى، بحقّ‏ تو بر تو كه ما را بوصال خود رسانى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها